تبلیغات
به یادشهدا111
 
به یادشهدا111
حوزه ۱۱۱ بسیج شهیدمدرس کرج
درباره وبلاگ


زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر ازشهادت نیست حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای رهبر انقلابی ایران اسلامی ...
ما همه مدیون شهدای انقلاب هستیم از جوانمردی به دور است که حداقل هفته ای یکبار سر مزار شهیدانمان نرویم ....
ما در ارامش کامل زندگی می کنیم مدیون همین جوانمردان هستیم برای شادی روحشان حداقل یک فاتحه بخوانیم... به یاد سردار رشید اسلام شهید مجید کلانتری ..... خادم شهدا منوچهر شریفی هشجین ...تشکر ازدوستان بابت همکاری آقایان داریوش اطیابی .نصرتی .نامجو.حاج علاالدین.نوری.شریفی.خوشنویس.مداح اهل بیت «کربلایی محمد خانی»

مدیر وبلاگ : خادم شهدا منوچهر وعلی شریفی هشجین


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سلام دوستان عزیز یاران همیشگی شهدا با عرض پوزش به علت پاره ای مشکلات .با شرمندگی از شهدا فعلا
تا اطلاع ثانوی از گذاشتن مطالب جدید معذورم با عرض پوزش از شما عزیزان و شهدای عزیز
نتیجه تصویری برای امام زمان
مدریت وبلاگ منوچهر شریفی
نتیجه تصویری برای خدا

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ستوان سوم “محمد مرادی” دلاورمرد ارتشی به خیل شهدای مدافع حرم پیوست

  مرداد ۱۱, ۱۳۹۵ 

صبح امروز خبر شهادت اولین شهید مدافع حرم شهرستان شهرضا رنگ و بوی این شهر را کربلایی کرد.

شهید ستوان سوم محمد مرادی اولین شهید مدافع حرم شهرضا است که در رسته توپخانه گروه ۲۲ توپخانه ارتش این شهرستان فعالیت می‌کرد.

این شهید ۴۲ روز قبل به منظور عملیات مستشاری برای یک مأموریت ۴۵ روزه به سوریه اعزام شد که سرانجام در آخرین ماموریت این رزمنده مدافع حریم اهل‌بیت به دست نیروهای تکفیری به فیض شهادت نائل آمد.

خبرگزاری فارس: تنها 3 روز به پایان مأموریت شهید مرادی باقی‌مانده بود

پیکر مطهر این شهید صبح فردا سه‌شنبه پس از تشییع در اصفهان از ساعت ۹ صبح از فلکه فیض به سمت گلستان شهدا، از میدان حرعاملی شهرضا توسط مردم شهیدپرور به سمت گلزار شهدای این شهر تشییع و در جوار آستان مبارک امامزاده شاه رضا به خاک سپرده خواهد شد.

علی بخشی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان در خصوص شهادت نخستین شهید مدافع حرم شهرستان شهرضا اظهار کرد: شهید ستوان سوم محمد مرادی حدود ۴۲ روز پیش به سوریه اعزام شد.

وی افزود: مأموریت شهید ستوان سوم محمد مرادی ۴۵ روزه بود و فقط ۳ روز دیگر تا پایان مأموریت ایشان باقی مانده بود که صبح امروز به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

مسؤول روابط عمومی گروه توپخانه ۲۲ ارتش جمهوری اسلامی در شهرستان شهرضا تصریح کرد: ۴۲ روز پیش شهید مدافع حرم محمد مرادی به همراه ۸ نفر دیگر از گروه توپخانه ۲۲ شهرضا به سوریه اعزام شدند که همگی سالم هستند و به‌ زودی به ایران باز می‌گردند.

وی خاطر نشان کرد: عصر امروز خانواده و مسؤولان استان برای استقبال از این شهید به فرودگاه شهید بهشتی اصفهان می‌روند و مراسم تشییع پیکر شهید مدافع حرم محمد مرادی فردا

ساعت ۱۰ صبح از میدان شهدا به سمت گلزار شهدای شهرستان شهرضا برگزار می‌شود.


حوزه 111بسیج شهید مدرس کرج : شهادت این عزیز رابه تمام ارتشیان دریا

دل تسلیت میگوییم.فرماندهی  وشورای حوزه پیوست صلوات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نتیجه تصویری برای امام جعفر صادق ع
شهادت امام جعفر صادق ع  را برتمام شیعیان

ودوست داران اهل بیت تسلیت باد

فرمانده حوزه 111بسیج شهید مدرس کرج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()




نتیجه تصویری برای شهدای گمنام


پیوست صلوات :فرماندهی حوزه 111بسیج شهیدمدرس کرج


پایگاه بسیج شهید مرتضوی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


سرلشکر خلبان عباس دوران (زاده ۲۰ مهر ۱۳۲۹ در شیراز - درگذشته۳۰ تیر ۱۳۶۱ در بغداد) از خلبانان جنگنده مک‌دانل داگلاس اف-۴ فانتوم ۲ نیروی هوایی ایران بود که در ماه‌های آغازین جنگ ایران و عراق نقش مهمی در بمباران اهداف دشمن عراقی ایفا کرد. خلبان عباس دوران در دو سال اول جنگ بیش از ۱۲۰ عملیات و پرواز برون مرزی موفق داشت.[۳]



عباس دوران


Abbas D.jpg
سرلشکر خلبان عباس دوران
محل تولد شیراز
تاریخ تولد ۲۰ مهر ۱۳۲۹ ۲۲ اکتبر ۱۹۵۰
محل مرگ بغداد، عراق
تاریخ مرگ ۳۰ تیر ۱۳۶۱

۲۱ ژوئیه ۱۹۸۲ میلادی (۳۱ سال)

محل دفن شیراز
تابعیت ایرانی
نیرو IIAF-Seal.svg نیروی هوایی شاهنشاهی ایران
IRI.Army Air Force Seal.svg نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
درجه 19- سرلشگر--IRIAF.png سرلشکر خلبان
فرماندهی افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری
جنگ‌ها جنگ ایران و عراق
عملیات‌های مهم عملیات مروارید
عملیات نابودی پالایشگاه الدوره در بغداد
عملیات بغداد




زندگی

عباس دوران در سال ۱۳۲۹ در شهر شیراز به دنیا آمد. دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را در شیراز گذراند و پس از اخذ مدرک دیپلم در سال ۱۳۴۹ به خدمت سربازی رفت.

پس از پایان دورهٔ وظیفه، به‌دلیل علاقه به‌یادگیری فن خلبانی در سال ۱۳۵۱ وارد دانشکدهٔ خلبانی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران شد و پس از طی دورهٔ مقدماتی پرواز در ایران، برای ادامهٔ تحصیل و فراگیری دورهٔ تکمیلی خلبانی به آمریکا اعزام شد. وی با اخذ نشان و گواهی‌نامه خلبانی از دانشکده خلبانی پایگاه نیروی هوایی کلمبوس به ایران بازگشت و با درجهٔ ستوان‌دومی در پایگاه هوایی همدان مشغول به‌خدمت شد.[۴]

همسر وی «نرگس خاتون دلیری فرد» نام داشت. در زمان آخرین پروازش، پسرش امیررضا، یک سال و نیم سن داشت.[۵]

جنگ

با شروع جنگ ایران و عراق، او در پست افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری (که در آغاز جنگ به پایگاه هوایی شهید نوژه نامیده شده بود) مشغول خدمت بود و پس از مدتی، برای ادامه پروازهای جنگی به پایگاه ششم شکاری بوشهر منتقل شد.

دوران در ۷ آذر ۱۳۵۹ و در جریان جنگ ایران و عراق و در طی عملیات مروارید، اسکله الامیه و البکر را غرق کرد. از آنجایی که بخش مهمی از صادرات نفت عراق از طریق این دو سکوی عظیم نفتی واقع در مصب اروندرود عملی می‌شد، با انهدام این سکوهای نفتی عملاً صادرات نفت عراق از طریق دریا قطع گردید. وی همچنین در عملیات فتح‌المبین بسیار موفق عمل کرد.[۶]

آخرین پرواز

صدام حسین پیش از جنگ و در اجلاس سران عدم تعهد در هاوانا، میزبانی بغداد را برای اجلاس بعدی گرفته بود تا ژست یک صلح طلب را به نمایش بگذارد. او با ترسو خواندن خلبانان ایرانی گفته بود: «هیچ خلبان ایرانی جرات نزدیک شدن به آسمان بغداد برای برهم زدن اجلاس را ندارد.»

در حالی که تلاش‎‎های دیپلماتیک برای تغییر محل اجلاس عدم‎تعهد از سوی وزارت خارجه و دولت ایران در جریان بود، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در صدد انجام حملاتی به بغداد برآمد تا عدم امنیت این شهر برای برگزاری اجلاس را ثابت کند. عباس دوران برای جلوگیری از تشکیل کنفرانس سران غیرمتعهد‎ها در تاریخ بیستم تیر سال ۱۳۶۱ مقارن با ژوئیه ۱۹۸۲ مأموریت یافت تا پایتخت عراق را ناامن نماید. در ۳۰ تیر ۱۳۶۱ شش خلبان نیروی هوایی با سه فروند هواپیمای جنگنده برای این عملیات آماده شدند. یکی از این خلبانان عباس دوران بود. تصمیم بر این می‎شود که سه فروند فانتوم کاملاً مسلح به پرواز درآیند. هر سه تا مرز پرواز کنند و تنها دو فروند از مرز گذشته و به هدف حمله‎ور شوند و فانتوم سوم در همان‌جا منتظر بماند تا در صورت نیاز به آن‎ها بپیوندد. خلبانان مأموریت یافتند روی بغداد عملیاتی انجام دهند. هدف آن‎ها بمباران پالایشگاه «الدوره» بغداد، نیروگاه اتمی بغداد و پایگاه الرشید یا ساختمان هتل اجلاس عدم تعهد بود. هر سه تا مرز پرواز می‎کنند آن‎گاه یکی جدا شده و دو فروند دیگر به فرماندهی دوران وارد خاک عراق می‎شوند. هواپیما‎ها در حدود ۳۰ کیلومتری شهر بغداد با ۳ دیوار آتش در مقابل خود مواجه می‌شوند. پس از عبور از دیوارهای آتش دشمن چند گلوله به یکی از هواپیما‎ها برخورد می‎کند. با اصابت این گلوله‎ها، موتور سمت راست هواپیمای دوران از کار می‎افتد ولی او بازهم تصمیم به ادامه عملیات می‎گیرد؛ بنابراین هواپیما‎ها به‎سمت جنوب شرقی شهر بغداد که پالایشگاه «الدوره» در آن‎جا بود ادامه مسیر می‎دهند و با این‎که پدافند دشمن بسیار قوی است اما تمام بمب‎‎ها را روی این پالایشگاه تخلیه می‎کنند. بعد از تخلیه بمب‎‎ها به مسیری ادامه می‎دهند که در واقع این مسیر در نهایت به سالن کنفرانس سران غیرمتعهد‎ها ختم می‎شده است. در همین زمان عقب هواپیمای دوران نیز مورد اصابت چندین گلوله ضدهوایی قرار می‎گیرد؛ به‎طوری که از دم هواپیما تا محل قرار گرفتن کابین خلبان آتش می‌گیرد. در این هنگام، منصور کاظمیان، خلبان کابین عقب به درجات و نشانگرها نگاه کرده و متوجه می‌شود که از کار افتاده‌اند؛ بنابراین تصمیم به خروج از هواپیما و ایجکت خود و دوران می‌گیرد؛ ولی قبل از کشیدن دستگیره خروج اضطراری، صندلی ایجت کابین عقب (احتمالاً به دلیل رسیدن آتش به صندلی) عمل کرده و کاظمیان بصورت خودکار به بیرون پرتاب می‌شود. اما عباس دوران با صرف نظر کردن از خروج اضطراری، هواپیمای فانتوم (اف۴) صدمه‌دیدهٔ خود را که در آتش می‌سوخت، با هدف ناامن جلوه دادن شهر بغداد، به هتل محل برگزاری هفتمین دوره اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها کوبید و مانع از برگزاری این اجلاس در کشور عراق شد.[۶] این عملیات تحت عنوان عملیات بغداد نام گرفت.

به این صورت در اواسط ژوئیه ۱۹۸۲ بود که سازمان وحدت آفریقا هم اعلام کرد که بغداد محل مناسبی برای گردهمایی غیرمتعهد‎ها نیست بعد از آن‎هم کوبا اعلام کرد کنفرانس سران در بغداد تشکیل نخواهد شد. پیشنهاد عراق برای میزبانی کنفرانس وزیران خارجه هم که قرار بود قبل از اجلاس سران برگزار شود، مورد استقبال قرار نگرفت. سرانجام در سپتامبر ۱۹۸۲ فیدل‎ کاسترو طی نامه‎ای رسماً اعلام کرد که اجلاس بعدی در دهلی نو، هفتم مارس ۱۹۸۳ تشکیل خواهد شد و همه کشور‎های عضو با این تصمیم موافقت کرده‎اند و بدین ترتیب شکست بزرگ سیاسی برای صدام رقم خورد.[۷][۸]

خاکسپاری

از پیکر وی، بیست سال بعد در سال ۱۳۸۱ تکه‌ای از استخوان پا به ایران بازگشت که در ۱۰ مرداد ۱۳۸۱ خانواده وی آن را طی مراسمی رسمی با حضور مسئولان کشوری و لشکری، خانواده و بستگان در شیراز به خاک سپردند.[۹][۶]

درود بر شرفت حا ج عباس عقاب ایران اسلامی


سالگرد شهادت برادر عزیز رابه پیشوای حضرت آقا.خانواده محترمش همرزمانش وکلیه نیروهای مسلح ومردم انقلابی تسلیت

میگویم



فرماندهی حوزه 111بسیج شهید مدرس کرج  روحش شاد ویادش گرامی فراموشت نکرده ایم سرلشگر آسمانی


نویسنده خادم شهدا منوچهروعلی شریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
روحانی شهید جواد فرهنگی
اعزام ازکرج

نام ونام خانوادگی: جواد فرهنگی         نام پدر: غلامحسن    محل تولد: تهران

تاریخ تولد: 15/3/1345    مدرك تحصیلی: حوزوی  وضعیت تأهل: متأهل      محل كار: حوزة علمیه كرج

تاریخ شهادت: 5/12/64     نام عملیات: والفجر8          نحوه شهادت: اصابت تركش به سر      

محل شهادت: فاو       نشانی مزار: امامزاده كرج     مدت حضور درجبهه:5ماه         دفعات اعزام: 3بار

تاریخ آخرین اعزام: 25/11/64           ارگان اعزام كننده:بسیج   یگان خدمتی : تیپ10 سیدالشهدا

شهید جواد فرهنگی در سال 1345 در شهر تهران در خانواده ای مؤمن و متعهد و متدین بدنیا آمد پس از گذراندن دوره ابتدائی در مدرسه خواجه نصیرالدین طوسی و دوره سه ساله راهنمائی را در مدرسه آزادی پشت سر گذاشت و بعد همراه با خانواده خود به كرج نقل مكان كرده و دوره دبیرستان به هنرستان جواد آباد رفت و در حین تحصیل چند باری به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد. اما جواد به آن صورتی كه میل داشت درس بخواند درهنرستان نمی توانست چون هدف اصلیش درآنجا تأمین نمی شد وبه حوزه علمیه كرج راه یافت وبعد به حوزه تهران منتقل شد درسال سوم تحصیل خود ازدواج نمود ومجددٌا به حوزه كرج هجرت كرد شهید جواد فر هنگی به هر چیزیكه علم داشت عمل می‌كرد یعنی علم با عمل در وجودش ظاهر بود همه كارها ی مستحبی را عمل وكار ها ی مكروه وشبه ناك راترك می نمود. درفرامین الهی خیلی دقت و احتیاط می كرد برخورد او بامردم خیلی صمیمی و دوستانه وعلی‌وار بود كسی جرأت این كه درمجلسی كه جواد حضور داشته باشد غیبتی بكند یا كوچكترین تهمتی بزند نداشت شهید نماز را بر هر چیز مقدم میدانست هركار مهمی كه داشت سر نمازكه می شد ازآن كار دست می كشید می‌گفت اگرالآن به نماز بپردازیم بعد از آن خدا وند درآن كار بیشترما را موفق می گرداند جواد قبل از پیروزی انقلاب در تمام راه پیمایها شركت می كرد وروز و شب درصحنه های اجتماعی تمام اطلاعیه های امام را می خواند وترویج می كرد.

شهید در زمان جنگ سه بار به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و آخرین بار درتاریخ 27/11/64 بود درحمله فاو شركت كرد و بعد از جنگی طولانی با دشمن زبون بر اثر اصابت تركش خمپاره دشمن به سر مباركش درتا ریخ 5/12/64 درفاو به درجه رفیع شهادت نائل آمد وباشهادتش درس بزرگی به ملت ایران داد .

الف)فعالیت های مهم عبادی و معنوی:

از فعالیتهای مهم عبادی و معنوی همان ترك تحصیل از هنرستان و رو آوردن ایشان به دروس حوزوی بود که راه طلبگی را در پیش گرفت.

ب)فعالیت های مهم سیاسی و معنوی:

 شهید قبل از پیروزی انقلاب در تمام راهپیمایها شركت می كرد و روز 21/11/57 در پادگانها با مردم بود. 

ج)فعالیتهای مهم علمی،فرهنگی وهنری:

شهید جواد فرهنگی از آنجایی كه طلبه ای عاشق بودند به تعلیم قرآن می پرداختند شهید در سرودن شعر فعالیت می كرد.

د)ویژگی های بارز اخلاقی (با ارائه نمونه رفتاری) :

 جواد به هر چیزی كه علم داشت عمل می كرد یعنی علم با عمل در وجود ایشان ظاهر بود او از غیبت و تهمت و دروغ بیزاری می جست ،برخورد او با مردم خیلی صمیمی و دوستانه و علی وار بود .

فرازهایی از وصیت نامه:

هیچوقت امام امت خمینی بت شكن و روحانیت مبارز را فراموش نكنید كه اگر پشت روحانیت را خالی كنید روحانیت شكست می خورد و اگر روحانیت شكست خورد اسلام شكست می خورد و اگر اسلام شكست بخورد فكر كنید چه مصیبتی ببار می آید. شما را به نماز شفارش میكنم و عرض می كنم كه هیچوقت از قرآن و نهج‌البلاغه و دیگر كتابهای دینی و سیاسی جدا نشوید و از گناهان دوری گزینید و سعی كنید اخلاق اسلامی را حفظ كنید غیبت و تهمت كم‌كاری و خود پسندی را رها كنید، همه اش شیطانی است. خدا را فراموش نكنید و بر كفرهرجا كه هست حمله ور شوید و نفاق را سركوب گردانید و به یاری حق بشتابید به طلب علم و ایمان اهمیت بسزایی دهید، باید همه مردم در پیشبرد انقلاب بیش از پیش كوشا باشند، محصل با درسش، كارگر با كارش، و پیشه ور با عدلش و كشاورز با كشتش وبالا خره، عالم با علم همراه با عملش.

خاطره:

پدر شهید می گوید:

جواد برای مقدمات ازدواج آزمایش در پیش داشت و شماره نوبت ایشان 90 بود در اوائل آزمایش بعد از چند دقیقه یك مرتبه شماره 90 را صدا زدند جواد خودش را سریع به اتاق رساند و ناراحت شد از این كه او را بی نوبت صدا زده اند ولی وقتی به او گفتند كه از او كمك می خواهند خیلی خوشحال شد كه می تواند خدمتی انجام دهد بعد از چند دقیقه ای جواد به مسئول آزمایش می گوید چند دقیقه ای اجازه می دهید مسئول آزمایش فكر می كند كه می خواهد سریعتر كارش انجام شود و برود می گوید چشم چشم الآن بعد از این چند نفر كارش را انجام می دهم ولی جواد حرف او را قطع می كند و می گوید من منظورم این نبود می خواستم به همراهانم در بیرون بگوئید كه من اینجا خیلی كار دارم و منتظرم نشوید.

پیام شهید:

 پیامی كه من برای ملتم دارم این است كه ما باید خونها بدهیم تا بتوانیم حقانیت اسلام را به ملتهای دیگر ثابت كنیم.

حوزه 111بسیج شهیدمدرس کرج پیوست صلواتنتیجه تصویری برای ارم بسیج

:: پایگاه شهیدمرتضوی کرج


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
مهدی عسگری از استان البرز به جمع شهدای مدافع حرم پیوست+تصویر


به گفته یکی از دوستان نزدیک این شهید عزیزازسپاه کرج :شهیدعسگری یکی از بااخلاق ترین بسیجی های کرج بود







بسیجی مدافع حرم شهید"مهدی عسگری" از استان البرز در نبرد با تکفیری ها و داعشی ها در جبهه های سوریه و در دفاع از حرم حضرت زینب کبری (س) به شهادت رسید.
به گزارش خبرگزاری بسیج از کرج؛ به نقل از روابط عمومی سپاه استان البرز ، شهید"مهدی عسگری" از بسیجیان استان البرز در نبرد با تکفیری ها در سوریه و در دفاع از حرم حضرت زینب کبری (س) به شهادت رسید.
 


روحش شاد ویادش گرامی پیوست صلوات


فرمانده حوزه 111بسیج شهید مدرس کرج التماس دعا



پایگاه مقاومت بسیج شهیدمرتضوی کرج








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()




فرماندهی حوزه 111بسیج شهیدمدرس کرج



التماس دعا






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نام:قادر

خانوادگی:قنبرزاده
اسلام آباد کرج

محل آموزش:صفرپنج کرمان

محل خدمت :خرمشهر

شهادت عملیات والفجر روز22بهمن 1362

حوزه 111بسیج شهیدمدرس کرج پیوست صلوات.

پایگاه شهید مرتضوی.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شهید سیداحمد پلارک و بوی خوش مزارش

ahmad-pelarak (2)

مشخصات کلی احمد پلارک:

نام اصلی: سید احمد پلارک

تولد: 1344

محل تولد: تبریزی

محل شهادت: کربلای 8 در شلمچه

بیوگرافی احمد پلارک:

سید احمد پلارک ، فرزند سید عباس، متولد 1344 تهران و اصالتاً تبریزی. در سال 66 عملیات کربلای 8 در شلمچه به شهادت رسید.
در شش سالگی پدر را از دست داد و چون تک پسر خانواده بود علاوه بر تحصیل، بار مسئولیت خانواده نیز بر عهده او افتاد و تن به کار داد و توانست خواهرانش را در ازدواج یاری دهد.

او در خیابان ایران میدان شهدا و در محله‌ای مذهبی زندگی می‌کرد. مسجد حاج آقا ضیاء آبادی “علی بن موسی الرضا علیه السلام” مأمن همیشگی‌اش بود. وی دائماً به منطقه می‌رفت. او فرمانده آر پی‌چی‌زن‌های گردان عمار در لشکر 27 حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بود.

در یکی از پایگاه های زمان جنگ، به عنوان یک سرباز معمولی کار می‌کرد. او همیشه مشغول نظافت توالت های پایگاه بود و همیشه بوی بدی بدنش را فرا می گرفت. در یک

حمله هوایی در حال نظافت بود که موشکی به آنجا برخورد می‌کند و او شهید و در زیر آوار مدفون می‌شود.

ahmad-pelarak

بعد از بمب باران، هنگامی که امداد گران در حال جمع آوری زخمی ها و شهیدان بودند، متوجه می‌شوند که بوی شدید گلابی از زیر آوار می آید. وقتی آوار را کنار می‌زدند با پیکر پاک این شهید روبرو می‌شوند که غرق در بوی گلاب بود. هنگامی که پیکر آن شهید را در بهشت زهرا تهران، در قطعه 26 به خاک می‌سپارند، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس می‌شود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک می‌باشد به‌طوری که اگر سنگ قبر شهید پلارک را خشک کنید، از آن طرف سنگ از گلاب مرطوب می شود.

شهید پلارک ما شبیه به یکی از سربازان پیامبر در صدر اسلام، “غسیل الملائکه” است. “غسیل الملائکه” به کسی می گویند که ملائکه غسلش داده‌ باشند. در تاریخ اسلام آمده که “حنظله” غسیل الملائکه که از یاران جوان پیامبر بود، شب قبل از جنگ احد ازدواج می کند و در حجله می خوابد. فردا صبح، زمانی که لشکر اسلام به سمت احد حرکت می ‌کرد، برای رسیدن به سپاه بسیار عجله کرد و بنابراین نرسید که غسل کند. او در این جنگ شهید شد و ملائکه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتی غسل دادند. پیکر او بوی عطر گرفته بود که بعد پیامبر بالای پیکر او آمد و از این واقعه خبر داد. شاید به همین خاطر باشد که همیشه قبر شید پلارک نیز خوش‌بو و عطر آگین است.

بهشت زهرایی ها به او شهید عطری می گویند.

خیلی‌ها سر مزار شهید سید احمد پلارک نذر و نیاز می‌کنند و از خدای او حاجت و شفاعت می‌خواهند. او معجزه خداست.

حوزه111بسیج شهیدمدرس کرج 

منوچهرشریفی هشجین

پیوست صلوات

پایگاه بسیج شهید مرتضوی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پیکر شهید "امید طاهری کندر" در بندرعباس تشییع ‌شد



نتیجه تصویری برای شهید گروهبان یکم امید طاهری




شهید

مراسم تشییع پیکر شهید گروهبان یکم "امید طاهری کندر" که توسط اشرار مسلح در شهرستان رودان به شهادت رسید، از محل ستاد فرماندهی استان هرمزگان برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندرعباس، پیکر شهید گروهبان یکم امید طاهری کندر در مراسمی با حضور نیروهای نظامی و انتظامی و مردم شهیدپرور و ولایتمدار هرمزگان در میدان صبحگاه ستاد فرماندهی استان هرمزگان در بندرعباس تشییع و نماز بر پیکر این شهید نیز به امامت حجت الاسلام دادالله جلالیان اقامه شد.

پیکر این شهید از محل ستاد فرماندهی انتظامی هرمزگان تا مقابل بیمارستان خاتم الانبیاء واقع در بلوار حضرت امام خمینی با حضور گسترده مردم و مسئولان تشییع و برای خاکسپاری به زادگاهش انتقال یافت.

مسئول عقیدتی سیاسی فرماندهی انتظامی هرمزگان در حاشیه این مراسم با اشاره به وعده‌های پروردگار در قرآن پیرامون شهیدان و با بیان اینکه باب شهادت برای نیروهای انتظامی باز است اظهارداشت: داشتن جایگاهی رفیع در بین مردم، مزد و اجری است که خداوند برای شهادت قرار داده است.

وی در ادامه با اشاره به مقبولیت نیروی انتظامی بین مردم بیان‌داشت: نیروی انتظامی تامین کننده امنیت پایدار جامعه هستند و در بین مردم از مقبولیت خاصی برخوردارند.

حجت الاسلام دادالله جلالیان تاکیدکرد: از خودگذشتگی پرسنل ناجا سبب دلگرمی و معنویت خاصی برای همکاران خود در انتخاب مسیر می‌شود.

مسئول عقیدتی سیاسی فرماندهی انتظامی هرمزگان، یاد و نام شهدا را برای عموم جامعه و نیروی انتظامی الهام بخش خواند و گفت: همه شهیدان مهمان آفریدگار خود هستند و در نزد او روزی می‌خورند.

وی با بیان اینکه شهادت، یکی از هزینه‌هایی است که برای دفاع از این نظام داده می‌شود تصریح‌کرد: شهدا با اهدای خون خود در راه حفط و اقتدار انقلاب و نظام، به جمهوری اسلامی و کشور و ملت ایران آبرو عظمت بخشیدند.

به گزارش تسنیم، گروهبان یکم امید طاهری کندر پنجم فروردین ماه جاری هنگام گشت زنی با موتورسیکلت در سطح شهر رودان از سوی اشرار مسلح از ناحیه پشت سر مورد اصابت گلوله سلاح شکاری ساچمه ای قرار گرفت و به بیمارستان خاتم الانبیا(ص) در شهر بندرعباس منتقل شد.

گروهبان طاهری سرانجام پس از هفت روز تحمل درد به دلیل شدت جراحت دچار مرگ مغزی شد و عصر چهارشنبه یازدهم فروردین به درجه رفیع شهادت نائل شد.

پیکر این شهید پس از تشییع جنازه جهت تدفین به زادگاهش در شهرستان منوجان در جنوب کرمان منتقل شد.


روحش شاد ویادش گرامی  پیوست صلوات

حوزه 111بسیج شهیدمدرس کرج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

زندگی نامه شهید محمد نیک دهقان اعزامی از کرج به جنگ تحمیلی

 

زندگی نامه شهید محمد نیک دهقان اعزامی از کرج به جنگ تحمیلی


شهید محمد نیك دهقان در سال 1344 در خانواده ای مذهبی و باایمان در كرج چشم به جهان گشود.
زندگی نامه این شهید گرانقدر به شرح ذیل است:
شهید محمد نیك دهقان در سال 1344 در خانواده ای مذهبی و با ایمان در كرج چشم به جهان گشود. دوران طفولیتش را در كانون پر مهر و محبت خانواده سپری كرد و در سن هفت سالگی برای كسب علم و دانش وارد مدرسه شد و تا پایان دوره راهنمائی ادامه تحصیل داد ولی به علت مشكلات از ادامه تحصیل بازماند و به كار كشاورزی مشغول شد و به پدر كمك می كرد تا بخشی از مخارج زندگی را تامین كند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی زندگی خود را وقف دفاع از آرمان های مقدس اسلامی نمود و شبانه روز به دفاع از ارزش های انقلاب می پرداخت و با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران جبهه ها را بر ماندن در خانه ترجیح داد، او به سوی میدان های نبرد شتافت و به رویارویی و رزم آفرینی و پیكار بی امان در برابر صدام مشغول گشت. سرانجام در تاریخ 1361/9/7 در عملیات مسلم ابن عقیل در منطقه عملیاتی سومار بر اثر اصابت تركش به درجه رفیع شهادت نائل گردید و پیكر پاك و مطهرش در منطقه باقی ماند.
وصیت نامه شهید:
بسم رب الشهداء والصدیقین
ولا تحسبن ألذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً بَل أحیاء عِند ربهم یُرزَقون براستی آنان که در راه خدا شهید می شوند مرده مپندارید بلکه زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند. اینجانب محمد نیک دهقان فرزند نصرت الله نیک دهقان با یاد خدای بزرگ و مهربان و به یاری اسلام عزیز و نیروهای اسلام در جبهه حق علیه باطل جهانی و اطاعت از امر امام بزرگوارمان خمینی کبیر در تاریخ 61/2/21 وصیت می کنم و از راه دور، سلام گرم و درود فراوان به رهبر عزیزمان و ملت در صحنه کشور اسلامی مان، امیدوارم که این جان بازی حقیر مورد پذیرش درگاه حق تعالی باشد. در مرحله دوم از پدر و مادرم و همه برادران و خواهرانم، امیدوارم که هیچ گونه ناراحت نباشند، اگر هدفشان اسلام راستین می باشد و این را بدانید که فرزند شما هدفش پیروزی اسلام می باشد ولی بدانید که شهادت نیز پیروزی برای مؤمن است؛ به قول امام، «چه بکشید و چه کشته شوید پیروزید». وصیت من به برادر عزیزم محمود این است که راه برادرت را ادامه دهید و پدر و مادر را ناراحت نکنید چون بعد از من فرزند ارشد خانواده مان تویی و دیگر من از تو، بیش از احمد امید دارم چون همان طور که گفته شد، شما دانا تر و بزرگتر از آنان هستید با آنها باید طوری رفتار کنید که ناراحت نباشند و ادامه دهنده راه من باشید و جای خالی مرا پر کنید. و دیگر خواهران عزیزم؛ وصیت من به شما این است که مادرمان را دلداری دهید و او را تنها نگذارید و شما می دانید که ایران کشور شهید پرور است و شهیدانی نظیر بهشتی و رجایی و دستغیب ها داده است و شهادت برادرت در مقابل آنها مثل قطره ای در مقابل دریا می باشد و شما باید زینب وار صبر در مقابل سختی داشته باشید و یاد کنید آن خواهرانی را که چند برادر از دست داده اند و خود نیز آرزوی شهادت دارند. به مادر بگویید که تو هم چون مادران شهداء افتخار کن که هدیه ای ناقابل در راه خدا داده ای و در آخر از پدر و مادرم می خواهم که اگر ناراحتشان کرده ام و از من دلخور هستید مرا ببخشید و بدانید که بازگشت همه به سوی خدای بزرگ است (إنالله وإنا إلیه راجعون) و اگر لیاقت شهادت داشتم و شهید شدم خوش به سعادتم و وقتی مرا آوردند، در بهشت زهرا (س) دفن کنید و اگر مثل بعضی از برادران متلاشی شدم، هیچ ناراحت نباشید که هر جا باشد، روح من به سوی معبود خود پرواز خواهد کرد، آن جنازه مشتی خاک بیش نیست و در آخر گفته های من سلام مرا به یک یک اقوام و آشنایان برسانید. و در آخر، من مبلغ 3500 ریال بدهکارم که به حساب جنگ زدگان بریزید یا به صاحبانشان بدهید که یکی ناصر پسر علی اکبر است و دیگری در ده محمدآباد پسر گوهر است که به او 500 ریال بدهکارم و در آخر در هر ماه به مبلغ 2000 ریال به حساب جنگ زدگان واریز کنید. سعادت و سلامت همگان را از درگاه ایزد متعال خواستارم و التماس دعا دارم. به امید پیروزی حق علیه باطل و به اهتزاز درآمدن پرچم لااله الا الله در بلندترین قله جهان.




حوزه111بسیج شهید مدرس کرج





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نتیجه تصویری برای خدا

ستایش خداوندی را سزاست که از اسرار نهان ها آگاه است ،
و نشانه های آشکاری در سراسر هستی بر وجود او شهادت می دهند ؛

هرگز برابر چشم بینندگان ظاهر نمی گردد ؛
نه چشم کسی که او را ندیده می تواند انکارش کند ،

و نه قلبی که او را شناخت میتواند مشاهده اش نماید ..

در والایی و برتری از همه پیشی گرفته ؛
پس، از او برتر چیزی نیست ،
و آنچنان به مخلوقات نزدیک است که از او نزدیکتر چیزی نمی تواند باشد ...

مرتبه ی بلند او را از پدیده هایش دور نساخته ،
و نزدیکی او با پدیده ها، او را مساوی چیزی قرار نداده است ..

عقل ها را بر حقیقت ذات خود آگاه نساخته ،
اما از معرفت و شناسایی خود باز نداشته است ..

پس اوست که همه ی نشانه های هستی بر وجود او گواهی می دهند ،
و دل های منکران را بر اقرار به وجودش واداشته است ،

خدایی که برتر از گفتار تشبیه کنندگان و پندار منکران است ...

"خطبه ی 49 نهج البلاغه"

حوزه111بسیج شهیدمدرس

پایگاه شهید مرتضوی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


دیشب بهشت را به تماشا گذاشتند

امشب نمک به سفره دنیاگذاشتند




دیشب به روی دامن «نرجس خاتون»ازآسمان


«ماهی»به نام مهدی زهرا گذاشتند



میلاد باسعادت مهدی موعود صاحب الزمان را به تمام دوست داران آن حضرت


تبریک میگویم وبرای فرجش دعا :التماس دعا


فرمانده حوزه 111بسیج شهید مدرس کرج





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

امام حسین(ع) از چه زمانی و چگونه سیدالشهدا لقب گرفت؟

امام حسین(ع) از چه زمانی و چگونه سیدالشهدا لقب گرفت؟ shia muslim                   
در تاریخ اسلام دو شخصیت بزرگ با لقب سید الشهدا شناخته می‌شوند: حمزة بن عبدالمطلب و حسین بن علی علیه السلام.روشن است که این لقب به معنای برتری این دو شهید بر دیگر شهیدان است،چنان که در برخی روایات،امام حسین علیه السلام را افضل الشهدا نیز معرفی کرده اند.

این لقب را نخستین بار رسول خدا صلی الله علیه و آله به حمزه،عموی خود که در جنگ احد به شهادت رسید،عطا کرد و از آن پس حمزه با این لقب شناخته شد. حمزه به سبب ایمان مستحکم و سابقه درخشانش در حمایت از اسلام و دفاع از شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله،همواره مورد توجه و علاقه ایشان بود.

 

ایثار و فداکاری‌های حمزه و شجاعت فوق العاده او،در تاریخ اسلام مشهور است.جنگ احد یکی از صحنه‌های بروز ایمان و ایثار و شجاعت حمزه بود.در کنار این فضایل،چگونگی شهادت او و غربت و مظلومیتش نیز،در میان شهیدان احد و دیگر جنگ‌های قبل و بعد از آن کم نظیر بوده است. گویا مجموع این فضیلت ها،

 

لقب سید الشهدا را برای حمزه به ارمغان آورد و او را بر سایر شهیدان والا مقام اسلام برتری داد.امامان شیعه نیز همواره این لقب را برای حمزة بن عبدالمطلب به کار می‌بردند و از انتسسابشان به حمزة سیدالشهدا با افتخار سخن می‌گفتند.

 

اعطای لقب سیدالشهدا به اباعبدالله حسین علیه السلام نیز از همین رو بوده است،چرا که شخصیت امام حسین علیه السلام نیز در میان شهیدان عالم بی همتاست و نه تنها نحوه شهادت و غربت و مظلومیت او،بلکه تابندگی و اثر بخشی خونش نیز بی مانند است.

 

از این رو امام حسین علیه السلام،به حق سرور همه شهیدان عالم است و خون او بر همه خون‌ها برتری دارد.

 

اما پرسش این است که چه کسی نخستین بار این لقب را به امام حسین علیه السلام داده است؟

 



بر اساس روایتی از امام صادق علیه السلام نخستین کسی که امام حسین علیه السلام را با لقب «سیدالشهدا» خواند،جبرئیل بود: یک بار زمانی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله،حسین علیه السلام را در آغوش گرفته بود،به ایشان خبر داد که او سید الشهداست.از آن پس زسول خدا صلی الله علیه و آله او را با این لقب خواند.

 

پیامبر صلی الله علیه و آله بارها خبر شهادت امام حسین علیه السلام را برای مردم،به ویژه یاران خاص و برذخی خویشان بیان کرده بود. در یکی از این روایات،پیامبر از طرف خداون،حسین بن علی علیه السلام را سید الشهدا معرفی کرد و فرمود: انه سیدُ‌الشُّهداء مِن الاوَّلینَ و الاخِرینَ فِی الدُّنیا وَ الاخرةِ ، وَ سیِّد شَبابِ اهلِ الجَنَّةِ مِنَ الخَلْقِ اَجمَعِینَ؛ «او (حسین) سرور شهیدان از نخستین تا آخرین آنها در دنیا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»

 

طبق یک روایت مشهور دیگر،که بیشتر منابع آن را نقل کرده‌اند، رسول‌خداˆ صلی الله علیه و آله پس از آن که به نقل از جبرئیل، از شهادت فرزندش در آینده خبر داد،از خدا خواست که حسین علیه السلام را به مقام سروری بر شهیدان برساند.

 

بنابراین نخستین کسی که لقب سیدالشهداء را به امام حسین علیه السلام داد،رسول‌خداˆ صلی الله علیه و آله از طرف خدا بود، و پس از آن امامان شیعه نیز بر تکرار آن تأکید کردند.

 

از جمله امام علی‌بن‌الحسین علیه السلام† در بیان فضیلت و قداست سرزمین کربلا بر سایر زمین‌ها به این نکته اشاره می‌کند که این زمین پیکر پاک سیدالشهدا علیه السلام †را در آغوش گرفته است: قال علی‌بن‌الحسین‡: اِتَخَذَاللهُ اَرضَ کَربلا حَرَماً آمِناً مُبارَکا .....الَّتی تَضَمَّنَتْ سیدَ‌الشُّهداء و سیدَ شبابِ أهلِ الجَنَّة: «خداوند زمین کربلا را حرمی امن و پر برکت قرار داده ...که سید‌الشهداء† و سرور جوانان اهل بهشت را در خود جای داده است.»

 

بر اساس روایات متعدد، امام صادق علیه السلام†، امام حسین† علیه السلام را سیدالشهدا خوانده است.حتی پیش از آن حضرت نیز، میثم تمّار در گفتگو با جَبَلة مَکیَّه، این تعبیر را درباره امام حسین علیه السلام به کار برده بود.

 

این نشان می‌دهد افراد نزدیک به اهل‌بیت علاوه بر اینکه از شهادت امام خبر داشته‌اند، با لقب سید‌الشهدا برای آن حضرت نیز آشنا بوده‌اند.پس از آن امام صادق علیه السلام آن قدر بر این لقب شریف تاکید کرد که استفاده از آن برای اشاره به امام حسین علیه السلام از آن زمان رایج و فراگیر شد.

 

طبق روایتی امام صادق علیه السلام به ام‌سعید اَحمَسِیَّه،که مرکبی کرایه کرده بود تا برای زیارت شهیدان به مدینه برود،فرمود: چرا به زیارت سیدالشهدانمی‌روی؟ ام سعید پرسید: سرور شهیدان (سیدالشهدا) کیست؟ امام فرمود: حسین‌بن‌علی است.

 

بنابراین لقب سیدالشهداء را نخستین بار رسول‌خدا صلی الله علیه و آله به حضرت حمزة‌بن‌عبدالمطلب پس از شهادتش در جنگ اُحد داد و بعد از آن،این لقب را به حسین‌بن‌علی علیه السلام قبل از شهادتش و هنگام خبر دادن از شهادت وی، عطا کرد.

 

پس از شهادت مظلومانه آن حضرت درکربلا،امامان شیعه بر این لقب تاکید کردند.با تکرار آن در برخی دعاها و زیارت‌نامه‌ها به تدریج عنوان «سید الشهدا» تبدیل به یکی از مشهورترین القاب امام حسین علیه السلام شد.

 

پیوست :صلوات یا سالار شهیدان  حوزه111بسیج شهیدمدرس کرج


نتیجه تصویری برای ارم بسیج






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در یکم مهرماه سال1359 و تنها یک روز بعد از شروع جنگ، ضربه ای کاری به نیروی هوایی عراق وارد آورد که طی آن 140 فروند از شکاری بمب افکن های نیروی هوایی در عملیاتی به نام «کمان 99» اکثر پایگاه های هوایی عراق را به جز پایگاه الولید، بمباران کرده بودند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران؛چند ماهی از جنگ می گذشت. در این هنگام دولت بعثی عراق در باتلاقی گرفتار شده بود که هرگز فکر نمی کرد روزی در آن گرفتار شود. دست به کارهای بزرگی می زد و با بمباران روزانه مناطق نظامی، خواب را از چشمان بعثیون گرفته بود.در این زمان، شهر آبادان از سه طرف در محاصره بود و نیروهای زمینی عراق می توانستند با پشتیبانی هوایی به هدف اصلی خود که همانا اشغال آبادان بود، برسند.

 

در همین هنگام عراقی ها که هنوز خاطره حمله 140 فروندی روز اول جنگ را فراموش نکرده بودند، به این فکر افتادند که شاید در آستانه این عملیات پایگاه های هوایی آن ها مورد هدف عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی قرار گیرد. لذا تصمیم گرفتند که کلیه هواپیماهای اصلی خود را به نقطه ای منتقل کنند که هیچ اسکادران از جان گذشته ایرانی نتواند به آن جا برسد و آن را هدف قرار دهد. پس با هماهنگی های لازم، در تاریخ 21دی سال 1359عراق بخشی از هواپیماهای عملیاتی خود را به مجموعه پایگاه های الولید در غرب عراق و در نزدیکی مرز اردن انتقال داد. این پایگاه خود به یک پایگاه اصلی و دو پایگاه فرعی تقسیم می شود که به ان «اچ۳» می گفتند و از پدافند قدرتمندی نیز برخوردار بود.

 

در همین زمان صدام حسین با ظاهر شدن در صفحه تلویزیون عراق نطقی کرد که قسمتی از آن به این شکل بود: من دیوار آتش دارم و ایران به هیچ وجه نمی تواند به خاک ما نفوذ عمقی کند. چندی بعد نیروی هوایی ایران از انتقال هواپیماهای عراقی بااطلاع شد و سرتیپ شهید «جواد فکوری» فرمانده وقت نیروی هوایی، در ۱۵ بهمن سال ۵۹ در جلسه فرماندهان نیروی هوایی پیشنهاد حمله به این پایگاه ها را مطرح نمود که برای طرح ریزی این عملیات، بخش ویژه طرح های نیروی هوایی کار بر روی آن را آغاز کردند و پس از مدتی این کار را غیرممکن قلمداد کردند.

 

در همین زمان این طرح از سوی نیروی هوایی منتفی اعلام شد ولی طرح هایی نیز مطرح شد: طرح اول: ۱۶ فروند فانتوم به پرواز درآیند ۱۴ فروند اصلی و ۲ فروند رزرو که ۶ تانکر سوخت رسان هم همراه آنان باشد ۳ تانکر در داخل خاک ایران قرار گیرند و ۳ تانکر در منتهی الیه غرب عراق و برای محافظت از هر تانکر ۲ فروند اف ۱۴ نیز به پرواز درآیند که این خود انبوهی از هواپیما را به وجود می آورد. طرح دوم: ۱۲ فروند فانتوم به پرواز درآیند ۱۰ فروند اصلی و ۲ فروند رزرو که چهار تانکر سوخت رسان با همان شرایط با آن ها باشد که در این طرح تعداد جنگنده ها و تانکرها کم می شد ولی وضعیت فانتوم ها به دلیل کمبود تانکر سوخت رسان حساس می شد و احتمال این که ۲ فروند فانتوم از دست برود فراوان بود. در همین حین مرحوم سرتیپ خلبان «بهرام هوشیار» در این خصوص طرحی را آماده و به صورت محرمانه با شهید فکوری مطرح کرد که براساس آن ۱۰فروند فانتوم مسلح ۸ فروند اصلی و ۲ فروند رزرو به پرواز درآیند و برای گمراه کردن دشمن نیز در هنگام ورود فانتوم ها به خاک عراق ۲ فروند اف ۵ به کرکوک حمله کنند. مکان استارت حمله نیز پایگاه دوم شکاری تبریز بود. شهید فکوری بعد از مطالعه این طرح، آن را عملی دانست و موافقت خود را با آن اعلام کرد. ولی این عملیات ۲ بار به دلیل خیانت عوامل نفوذی و همچنین اطلاع عراق، لغو شد. لذا در جلسه ای قرار بر این شد که شهید فکوری شکست این طرح را اعلام کند. جلسه مذکور در نیمه دوم اسفندماه برگزار شد. جلسه درباره وضعیت جبهه های جنگ، استقرار نیروهای ایرانی و عراقی و... بود. پس از پایان جلسه، شهید فکوری سرتیپ (سرهنگ آن زمان) «فر ج ا... براتپور» را که از معاونان عملیات یکی از پایگاه های هوایی بود، احضار کرد و اجرای ماموریتی سری، مهم و حیاتی را به وی ابلاغ و تاکید کرد که شخصا فرماندهی دسته پروازی را برعهده بگیرد.

 

طرح عملیات

 

۱۰ فروند فانتوم (۸ فروند اصلی و ۲ فروند رزرو) مسلح، در شرایط کامل حفاظتی از پایگاه شهید نوژه همدان به پرواز درمی آیند و به سوی دریاچه ارومیه پرواز می کنند. هواپیماها آن جا در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت رسان برخورد می کنند، بعد از سوخت گیری، از نوار مرزی ترکیه وارد عراق شده و در آن جا با دو تانکر که از مسیر بین المللی خارج شده اند، برخورد می کنند و بعد از سوخت گیری مجدد به سمت پایگاه های الولید رفته آن جا را بمباران کرده و از همین مسیر بازمی گردند. این طرح به صورت کاملا سری پی گیری می شد و قرار بر این شد که این عملیات در سحرگاه روز پانزدهم فروردین ماه انجام شود. نکته مهم در طراحی این عملیات، سبک بودن جنگنده ها و برق آسا بودن حمله بود.


روز موعود

 

سرانجام روز موعود فرارسید. در ساعت یک بامداد روز ۱۵ فروردین ماه سال ۱۳۶۰ خلبانان منتخب، بدون اطلاع قبلی، به پست فرماندهی فراخوانده شدند و بی درنگ جلسه توجیهی انجام شد و کلیه موارد و چگونگی انجام این عملیات برای کلیه خلبانان تشریح شد و قرار بر این شد که فانتوم ها به دو دسته ۴ فروندی تقسیم شوند. لیدر یکی از دسته ها سرهنگ براتپور و لیدر دسته دیگر سرتیپ (سرهنگ آن زمان) «فرهادپور» بودند. در پایان جلسه توجیهی، از سوی لیدر دسته پروازی اعلام شد احتمال شهادت در این عملیات بالاست پس هر کدام از خلبانان به هر دلیلی آمادگی ندارند اعلام کنند تا نفر جایگزین در لیست اصلی قرار گیرد، همه اعلام آمادگی کردند. پس از انجام فریضه نماز و با روشن شدن هوا، عملیات آغاز شد.

 

شرح عملیات

 

این عملیات به قدری دقیق پیش بینی شده بود که از شب قبل هواپیماهای هر گروه پروازی نیز مشخص شده بودند. بعد از اعلام شماره هواپیماها از سوی گردان نگهداری، خلبانان یکی پس از دیگری در کابین جای گرفتند و این در حالی بود که خود پرسنل گردان نگهداری هم از جزئیات این عملیات خبر نداشتند. بدین ترتیب ۱۰ فروند هواپیمای اف ۴ در سکوت کامل رادیویی به پرواز درآمدند. درطول انجام این عملیات، تنها دوبار سکوت رادیویی شکست. یکی هنگام پرواز که هر هواپیما بعد از بلند شدن از روی باند شماره خود را اعلام می کردند و بار دیگر بعد از پایان عملیات سوخت گیری، رمزی را اعلام می کردند.

 

بعد از پرواز فانتوم ها، مسیر خود را به سمت دریاچه ارومیه پیش گرفتند و در حالی که هوا ابری بود، در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت رسان ۷۴۷ برخورد کردند و اولین مرحله سوختگیری با موفقیت کامل بعد از گذشت ۲۰ دقیقه انجام شد. سپس فانتوم ها به سمت مرز پرواز کردند.در همین زمان دو فروند اف ۵ از پایگاه هوایی تبریز به سمت پالایشگاه کرکوک به پرواز درآمدند و در یک حمله موفق، این پالایشگاه را بمباران کردند.در این هنگام فانتوم ها در نزدیکی مرز قرار داشتند و در ساعت ۵۸/۷ صبح با رسیدن به نقطه صفر مرزی، به دو دسته ۴ فروندی تقسیم شدند و ۲ فروند رزرو نیز بازگشتند. (جمعا ۸ فروند، ۶ فانتوم ئی و ۲ فانتوم دی وارد عراق شدند). در همین زمان به فرمانده پدافند عراق اطلاع می دهند که تعدادی هواپیمای ناشناس در نوار مرزی ترکیه مشاهده شده اند که او اظهار می کند هواپیماها متعلق به ترکیه است. فانتوم ها به صورت فرمیشن ۴تایی با فاصله ۵۰۰ پا از یکدیگر، در ارتفاع پایین از شهر مرزی زاخو گذشتند و وارد خاک عراق شدند. در این هنگام ارتفاع خود را به پایین ترین سطح ممکن رسانده و به مسیر خود بر روی نوار مرزی ترکیه ادامه دادند.

 

در منتهی الیه شمال غرب عراق فانتوم ها در فاصله ۹۰ مایلی هدف، با دو فروند تانکر سوخت رسان ۷۰۷ که به تعبیری از فرودگاه لارناکا قبرس و به تعبیری از فرودگاهی در ترکیه برخاسته بودند و با خارج شدن از خطوط بین المللی، خود را به آن جا رسانده بودند، برخورد می کنند و در ارتفاع ۲۰۰۰۰ پایی از آن ها سوخت گیری می کنند و دوباره ارتفاع خود را کم و در حدود۳۰ متری زمین پرواز می کنند و به طرف نخستین نشانه زمینی به پیش می روند که در این لحظه به نقل از خود سرتیپ براتپور (لیدر عملیات) دستگاه های ناوبری جنگنده ای شان از کار می افتد و وقتی موقعیتی که دستگاه ها نشان می دهند با نقشه مقایسه می کند نشان دهنده موقعیت واقعی نبود که ایشان با کابین عقب که افسر کنترل رادار بودند صحبت می کند و می گوید:

 

سرتیپ براتپور: ظاهرا دستگاه ناوبری من ایراد دارد می توانی بگویی که دستگاه شما کجا را نشان می دهد؟ خلبان کابین عقب: (با خون سردی می گوید) تل آویو. سرتیپ براتپور: پس برویم آن جا را بزنیم! خلبان کابین عقب :(با لهجه شیرازی)ها بریم!

 

به هر صورت پس از گذشتن از آخرین نشانه زمینی، سرتیپ براتپور راه اصلی را پیدا می کند و با علامت او، از هر دسته ۴ فروندی فانتوم ها، یک فروند جدا می شود و گروه سوم را تشکیل می دهد. در همین حین یکی از خلبانان یک موضع پدافندی که در نقشه اولیه پیش بینی نشده بود را می بیند و به دلیل این که مبادا در مسیر برگشت مزاحم شود به آن حمله و  آن را نابود می کند.

 

هواپیماها به هدف می رسند

 

گروه اول به فرماندهی سرتیپ فرهادپور در ساعت ۴۵/۸ به پایگاه اول حمله می کند. گروه دوم در ساعت ۵۰/۸ به پایگاه دوم حمله می کند. گروه سوم به فرماندهی سرتیپ براتپور به سمت پایگاه سوم (اصلی) حمله می کند در حالی که هنوز گروه سوم به پایگاه اصلی نرسیده بودند، دو گروه دیگر کار خود را تمام کرده بودند زیرا آن ها فاصله کم تری نسبت به این پایگاه داشتند. دود ناشی از انفجار هواپیماها و انبارها، تمامی فضا را پر کرده بود و پدافند و موشک های زمین به هوای دشمن از هر طرف برای سرنگونی فانتوم ها شلیک می کردند. سرتیپ براتپور با دیدن این اوضاع، تصمیم می گیرد بجای این که از مسیر از پیش تعیین شده به پایگاه سوم حمله کند، با گردشی به سمت راست از سمت مخالف به آنها حمله ور شود که بدین ترتیب موفق به غافلگیری آنها می شود. پایگاه دشمن از استتار خیلی خوبی برخوردار بود، به شکلی که حتی رنگ سقف آشیانه ها نیز به رنگ زمین بودند و روی ادوات نیز به خوبی پوشانده شده بود. هنگامی که گروه سوم به فرماندهی سرتیپ براتپور به روی پایگاه می رسند، عراقی ها که فکر نمی کردند خلبانان ایرانی جسارت و توانایی لازم جهت حمله به  آن جا را داشته باشند، کاملا غافلگیر شدند. آنها که مشغول کارهای روزمره بودند ابتدا تصور کردند که هواپیمای خودشان است که به سمت آنها می آید، همچنین به دلیل تغییر سمتی که داده شده بود لوله های توپ های ضدهوایی آنها نیز سمت مخالف را نشانه گرفته بود و به اصطلاح دیوار آتش  آنها در سمت دیگری بود. فانتوم ها با رسیدن به بالای پایگاه، شیرجه رفته و تمامی بمب های خود را رها می کنند و پایگاه را به جهنمی از آتش تبدیل می کنند به طوری که در بعضی از نقاط به دلیل ارتفاع کم فانتوم ها، زبانه آتش به ارتفاع هواپیماها نیز می رسید.

 

تمامی بمب ها بر روی هواپیماها و  آشیانه ها با دقت فرو ریخته شد و تقریبا تمام اهداف از پیش تعیین شده را نابود کردند، سپس با گردشی به سمت مخالف، فانتوم ها از محل دور می شوند. در این مرحله یکی از هواپیماها به خلبانی سرتیپ خلبان شهید «محمود خضرایی» آسیب می بیند که سریعا خود را از معرکه دور می کند. در همین برگشت، سرتیپ براتپور بر روی جاده بین المللی عراق- اردن متوجه یک تریلی حامل محموله نظامی می شود که گویا از بندر عقبه در خاک اردن بارگیری کرده و به عراق وارد شده بود. بی درنگ با هواپیما به سمت تریلی شیرجه می رود و با مسلسل هواپیما آن را هدف قرار داده و منفجر می کند. سپس بلافاصله ارتفاع را کم کرده و پس از تماس با فرکانس قراردادی با تانکرهای سوخت رسان، به سوی آنها پرواز می کنند.

 

در این لحظه تانکرهای سوخت رسان در همان منطقه (قسمت غربی خاک عراق) در ارتفاع پایین و خارج از دید رادار دشمن در حال گشت زنی و منتظر فانتوم ها بودند تا مرحله سوم سوخت گیری انجام شود. سرتیپ براتپور برای یک لحظه متوجه سوخت هواپیمای خود می شود و می بیند که به حداقل خود رسیده و تانکرها را نیز نمی بیند و این به دلیل آن بود که در راه بازگشت برای انهدام تریلی اقدام کرده بود. از طرفی برای این که سکوت رادیویی را نیز نشکند و دشمن را متوجه خود و دیگر هواپیماها نکند، با توکل بر خداوند مسیری که قرار بود هواپیماهای جنگنده از آن جا به تانکرها برسند را در پیش می گیرد و به راه خود ادامه می دهد تا این که سرانجام از راه دور یکی از تانکرهای سوخت رسان را می بیند. در این لحظه سوخت هواپیما به حداقل خود رسیده بود و ایشان برای این که مبادا تانکرها را گم کند، چشم از آنها برنمی دارد. سرانجام با کمک خداوند تمامی فانتوم ها به محل سوختگیری رسیده و با خون سردی و احتیاط سوختگیری می کنند. پس از این که کار سوختگیری به پایان رسید و تمامی شکاری ها سوختگیری کردند، تانکرها بلافاصله وارد خاک ترکیه شدند و از مسیر بین المللی  آنکارا- تهران به ایران بازگشتند. هواپیماهای فانتوم نیز از قسمت شمالی عراق، بر روی نوار مرزی و از همان راه اولیه با تمام سرعت به سمت وطن بازگشتند.

 

تعقیب همه جانبه از سوی دشمن

 

دشمن لحظاتی بعد از این ضربه مهلک، بی درنگ تعداد زیادی هواپیمای شکاری رهگیر خود را به پرواز درمی آورد تا شاید بتواند فانتوم های ایرانی را رهگیری و سرنگون کند و به هر ترتیبی که شده اجازه بازگشت به هواپیماهای فانتوم ندهد. سرتیپ براتپور نقل می کند که خود دو دسته چند فروندی را دیدند و خوشبختانه آ نها نتوانستند هواپیماهای ما را رهگیری کنند.

 

در حالی که هواپیماهای فانتوم به مرز نزدیک می شدند، هواپیماهای اف ۵ و اف ۱۴ خودی در حوالی مرز به انتظار آنها بودند و منتظر تماس فانتوم ها بودند تا به کمک  آنها بشتابند. با نزدیک شدن فانتوم ها به مرز، حمله هوایی دیگری در مرزهای مشترک انجام شد تا فانتوم ها بتوانند به راحتی وارد خاک ایران شوند.

 

عقابان بازگشتند

 

خوشبختانه فانتوم ها توانستند خود را به مرز رسانده و همه در محل مقرر سوختگیری چهارم را انجام دهند و تلاش عراقی ها برای سرنگونی آنها نیز بی نتیجه ماند.

 

فانتوم ها بعد از سوختگیری، همگی به پایگاه شهید نوژه همدان برگشتند. پرسنل نگهداری که در آخرین لحظات بازگشت فانتوم ها، از موضوع حمله با اطلاع شده بودند، با هیجان درباره چگونگی این عملیات سخن می گفتند و چون چیزی درباره جزئیات آن نمی دانستند، به سراغ جانشین فرمانده پایگاه رفته و نگرانی خود را در مورد سلامتی گروه پروازی ابراز می داشتند. پرسنل پایگاه که از عملیات شجاعانه خلبانان مبهوت مانده بودند، بی صبرانه در انتظار بازگشت همه خلبانان دقیقه شماری می کردند. سرانجام چرخ های اولین گروه فانتوم ها باند فرودگاه را لمس می کند و پرسنل گردان پرواز و نگهداری، با چشمانی اشکبار که حاکی از دیدار دوباره خلبانان بود و با فریاد ا...اکبر و قربانی کردن گوسفند، به استقبال آنها می روند. پرواز نتیجه داده بود. خلبانان شجاع بعد از چهار ساعت و چهل دقیقه پرواز با سرعت بالا و با چهار نوبت سوختگیری در مسیر رفت و برگشت، موفق شده بودند غیرممکن را ممکن کنند و ضربه مهلکی به پیکر نیروی هوایی عراق وارد آورند.

 

نتایج عملیات

 

بعد از عملیات مشخص شد که خسارت ها، بیشتر از پیش بینی ها بود: -۴۸ فروند هواپیماهای شکاری- بمب افکن (شامل میگ ۲۱ - میگ ۲۳ - سوخو ۲۰ - سوخو ۲۲ - توپولف ۱۶ و میراژ) منهدم و یا آسیب جدی دیده است.

 

- ۳ آشیانه بزرگ هواپیما، ۲ دستگاه رادار و چندین پناهگاه بتونی هواپیما، به طور کلی تخریب شده است. بعد از این عملیات غرورآفرین، فرمانده پدافند هوایی عراق از سوی صدام برکنار شد. نامبرده بعدا اعدام شد ولی منابع عراقی خبر خودکشی او را اعلام کردند. این عملیات تاثیر بسزایی در روحیه رزمندگان اسلام داشت، به طوری که چندماه بعد عملیات موفق «ثامن الائمه» انجام شد و در پی آن نیز عملیات موفق «طریق القدس» و «بیت المقدس» با موفقیت کامل و باز هم با پشتیبانی مناسب نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، انجام شد.

 

دیدار با امام

 

سه روز پس از این عملیات، در تاریخ ۱۸/۱/۱۳۶۰ بدون هیچ تشریفاتی، کلیه خلبانان شرکت کننده در این عملیات به حضور حضرت امام خمینی(ره) رفتند. نور شادی و رضایتمندی در چهره امام (ره) به وضوح مشاهده می شد به طوری که یکی از نزدیکان امام گفتند: «تا به حال ایشان را به این خوشحالی ندیده بودند.»

 

پس از موفقیت کامل در این عملیات، سیمای جمهوری اسلامی نیز برای اولین بار سرود خلبانان را پخش کرد تا بدین شکل تقدیری کوچک از این دلاوران شود.

 

تیزپروازانی که بعدها آسمانی شدند

 

در اینجا یاد می کنیم از عقابانی که در این عملیات شرکت داشتند و بعدها به درجه رفیع شهادت نائل آمدند:

 

سرلشکر خلبان شهید «حسین خلعتبری مکرم»

سرتیپ خلبان شهید «محمود خضرایی»

سرگرد خلبان شهید «علی خسروی»

سرگرد خلبان شهید «عبدا...رضایی»

سرگرد خلبان شهید «پورسرابی»

 

پایانی موفقیت آمیز

 

باتوجه به این که در طول دفاع مقدس، آمریکایی ها حتی قطعات یدکی هواپیماهایی را که خودشان ساخته بودند در اختیار ما قرار نمی دادند، می توان عملیات حمله به اچ ۳ را یکی از بزرگ ترین و قاطع ترین عملیات هوایی جهان قلمداد کرد که خلبانان شجاع ما توانستند با چیزی حدود ۵ ساعت پرواز، چهار بار سوختگیری هوایی و طی مسافتی بالغ بر ۱۰۰۰ کیلومتر در سکوت مطلق هوایی، حماسه ای خلق کنند که نه تنها سردمداران عراق و همپیمانانش، بلکه هیچ یک از کارشناسان غربی هم فکر آن را نمی کردند.

 

در منتهی الیه شمال غرب عراق فانتوم ها در فاصله ۹۰ مایلی هدف، با دو فروند تانکر سوخت رسان ۷۰۷ که به تعبیری از فرودگاه لارناکا قبرس و به تعبیری از فرودگاهی در ترکیه برخاسته بودند و با خارج شدن از خطوط بین المللی، خود را به آن جا رسانده بودند، برخورد می کنند و در ارتفاع ۲۰۰۰۰ پایی از آن ها سوخت گیری می کنند و دوباره ارتفاع خود را کم و در حدود۳۰ متری زمین پرواز می کنند و به طرف نخستین نشانه زمینی به پیش می روند که در این لحظه به نقل از خود سرتیپ براتپور (لیدر عملیات) دستگاه های ناوبری جنگنده ای شان از کار می افتد و وقتی موقعیتی که دستگاه ها نشان می دهند با نقشه مقایسه می کند نشان دهنده موقعیت واقعی نبود که ایشان با کابین عقب که افسر کنترل رادار بودند صحبت می کند و می گوید:

 

سرتیپ براتپور: ظاهرا دستگاه ناوبری من ایراد دارد می توانی بگویی که دستگاه شما کجا را نشان می دهد؟ خلبان کابین عقب: (با خون سردی می گوید) تل آویو. سرتیپ براتپور: پس برویم آن جا را بزنیم! خلبان کابین عقب :(با لهجه شیرازی)ها بریم!

 

به هر صورت پس از گذشتن از آخرین نشانه زمینی، سرتیپ براتپور راه اصلی را پیدا می کند و با علامت او، از هر دسته ۴ فروندی فانتوم ها، یک فروند جدا می شود و گروه سوم را تشکیل می دهد. در همین حین یکی از خلبانان یک موضع پدافندی که در نقشه اولیه پیش بینی نشده بود را می بیند و به دلیل این که مبادا در مسیر برگشت مزاحم شود به آن حمله و  آن را نابود می کند.


پیوست :درود برمردان غیرتمندوپیرو ولی فقیه


حوزه111بسیج شهید مدرس کرج


منبع: جام نیوز


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
افسران - قهرمانی سیامک خرمی در دل امریکا

قهرمانی سیامک خرمی در خاک آمریکا خسته نباشی قهرمان ولایی

حوزه 111بسیج شهید مدرس کرج



نتیجه تصویری برای ارم بسیج






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()



حوزه 111بسیج شهید مدرس 




خسته نباشی قهرمان بسیجی


تبریک ازطرف فرمانده وشورای حوزه 111بسیج شهیدمدرس کرج به مناسبت قهرمانی


درکشور روسیه در رشته رزمی کیک بوکسینگ



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نتیجه تصویری برای ارم بسیج

دمتون گرم غیرتیها

حوزه111ناحیه مقاومت بسیج شهیدمدرس کرج





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سی و پنج سال گذشت...
اگر برای احیای اسلام نبود، هرگز اسلحه به دست نمی گرفتم و به جبهه نمی رفتم. پیروزیهای ما مدیون دستهای غیبی خداوند است. این کشاورز زاده تنکابنی، سرباز ساده اسلام است و به هیچ یک از حزب ها و گروه ها وابسته نیست. آرزو دارم که جنگ تمام شود و به زادگاهم بروم و به کار کشاورزی مشغول شوم.
گروه جهاد و مقاومت مشرق - امروز 8 اردیبهشت، سی و پنجمین سالگرد شهادت خلبانی شجاع و دلیر به نام علی اکبر شیرودی است که مردانه جنگید و مظلومانه به شهادت رسید. به این بهانه نگاهی به زندگی و چند خاطره از حیات مادی او خواهیم داشت.
زندگی نامه شهید علی اکبر شیرودی
داستان‌هایی كوتاه از زندگی خلبان شهید شیرودی
امیر سرافراز ارتش اسلامی سرتیپ خلبان شهید علی اکبر شیرودی، در دی ماه 1334 در شیرود تنکابن به دنیا آمد.

وی دوران ابتدایی و دبیرستان را در تنکابن پشت سر گذاشت.

سپس به تهران رفت و پس از طی مراحل جذب در هوانیروز و آموزش خلبانی به اصفهان اعزام شد.

شهید شیرودی در طول دوران قبل از انقلاب در زمینه‌های مذهبی فعالیت می‌‌کرد و علیه رژیم شاه فعالیت‌هایی را انجام می‌داد.

شهید شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتی خلبانی را در تهران به پایان رساند .

سپس دوره هلی کوپتری کبرا را در پادگان اصفهان دید و با درجه ستوانیاری فارغ التحصیل شد .

شهید شیرودی پس از جریانات پیروزی انقلاب و با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به سپاه غرب کشور پیوست.

زمانی که جنگ کردستان آغاز شد شیرودی ساعتی ازجنگ فاصله نگرفت.

 شهید تیمسار فلاحی او را ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آربابا ، بازی دراز ، میمک و دشت ذهاب وپایگاه ابوذر معرفی می کرد .

شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان دارد و با بیش از 40بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش ولی باز سرسختانه می جنگید و همیشه عاشق به تمام معنی بود.

شهید علی اکبر شیرودی در نهایت به خلوصی که خواهانش بود رسید و مورد دعوت حق قرار گرفت و در هشتم اردیبهشت ماه سال 1360 در حالیکه تانک های عراقی به طرف قره بلاغ دشت ذهاب در حرکت بودند با هلی کوپتر به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید .

جنازه شهید شیرودی پس از تشیع باشکوه در روستای شیرود تنکابن به خاک سپرده می شود.

از شهید شیرودی دو فرزند به نام عادله و ابوذر که در هنگام شهادت پدر ۴ساله و ۱ ساله بودند به یادگار مانده است.
داستان‌هایی كوتاه از زندگی خلبان شهید شیرودی
خلبانی متعهد

شهید شیرودی در سال 1351 وارد دوره مقدماتی آموزش خلبانی شد و پس از مدتی برای گذراندن دوره کامل به پادگان هوانیروز اصفهان منتقل شد. او با پایان دوره آموزش هلیکوپتر کبری به عنوان خلبان به استخدام ارتش درآمد. خلبانی متعهد، مسلمان، عاشق مردم مظلوم و ستمدیده، مقلد امام خمینی(ره) و طاغوت ستیز. یکبار در مانوری که قرار شده بود یکی از اعضاء خاندان طاغوت هم در آن شرکت کند، شهید شیرودی تصمیم گرفت با هیلکوپتر خود به جایگاه بزند تا با این عملش، ضمن شهید شدن، آن عضو ناپاک پهلوی را از روی زمین بردارد. اما این مانور هرگز برگزار نشد و شهید شیرودی نتوانست به مقصود خودش برسد.

خلبانی جسور و فدارکار

وقتی جنگ شروع شد، بنی‌صدر دستور تخلیه پادگانها را صادر کرد، شهید شیرودی آن موقع در پایگاه هوانیروز کرمانشاه بود. دستور داده شده بود که ضمن تخلیه پادگانها، زاغه مهمات را نیز با یک راکت از بین ببرند.

 اما شیرودی می‌گوید که حیف نیست این همه مهمات از بین رود. او با کمک چندتن از هم رزمانش با هیلکوپتر به صف مهاجمان عراقی هجوم برده و آنان را متوقف می‌سازند. و با این تزکه اگر بازداشتمان کردند که چرا پادگان را تخلیه نکردید، مهم نیست چون مملکت در خطر است، جلوی دشمن ایستادگی می‌کنند. شجاعت شیرودی در تمام خبرگزاریهای جهان منعکس می‌شود. بنی‌صدر هم برای حفظ ظاهر، چند درجه تشویقی برای شیرودی صادر می‌کند و درجه او را از ستوان‌یار سوم خلبان به درجه سروان ارتقاء می‌دهد.


  اما جالب‌تر از همه نحوه برخورد شهید شیرودی با این قضیه می‌باشد که در صفحه بعد آنرا مشاهده می‌کنید.


نامه شهید شیرودی

از: خلبان علی‌اکبر شیرودی

به: پایگاه هوانیروز کرمانشاه

موضوع: گزارش

     اینجانب که خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می‌باشم و تاکنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگها شرکت نمود‌ه‌ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام.

لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده‌اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوان‌یار سومی که قبلاً بوده‌ام برگردانید. در صورت امکان امر به رسیدگی این درخواست بفرمائید.

باتقدیم احترامات نظامی

خلبان علی‌اکبر شیرودی


حوزه مقاومت بسیج111شهیدمدرس کرج پیوست صلوات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حوزه مقاومت بسیج 111شهید مدرس کرج

پایگاه شهید مرتضوی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فداکاری حضرت زینب (س) و فرزندانش در کربلا



حضزت زینب,حضرت زینب در کربلا,شهادت فرزندان حضرت زینب(ع)

 
بهترین جلوه‎گاه برای شناخت شخصیت وجودی زینب (سلام الله علیها) همان سفر تاریخی کربلا و مطالعه واقعه عاشورا و به دنبال آن خواندن داستان اسارت آن بزرگوار و همراهان او و چگونگی برخورد با ستمگران زمان است که تاریخ جزییات آن را برای ما نقل کرده است ولی در بسیاری از موارد زندگی این بزرگوار کوتاهی کرده و در بیشترین دوران عمر پرثمر آن بانوی بزرگ اسلام در سکوت مانده است. به گوشه‎هایی از فضایل ایشان توجه کنید.


ایمان راسخ حضرت زینب علیهاالسلام
اولین و مهمترین خصلت آن بانو محبت و عشق وافری است که به ذات احدیت دارد تا بتواند همه کس و همه چیز را در محضر او ذوب کند و حتی خویشتن خویش را هم نبیند. در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل می‌کند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا می‌بیند. وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید: «چیزی جز زیبایی ندیدم.» زیرا که این حرکت در راستای حق و حقیقت و جاودانگی بود.

 

شهادت یک انسان کامل در نظر اولیاء خدا جمیل است نه برای این که جنگ کرده و کشته شده است. بلکه جنگ و قیام برای خدا بوده است. آن گاه که حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بدن پاره پاره برادر را در گودال قتلگاه مشاهده می‌کند با تضرع در پیشگاه خدا می‌گوید: «اللهم تقبل منا هذا القربان.»
این اوج معرفت و ایمان است و عظمت روح را می‌رساند که چون در راه خداست، تحمل آن آسان است.


عبادت زینب سلام الله علیها
عبادت غرض اصلی آفرینش است و امام معصوم سمبل و تجلی این غرض؛ و هرچه یک انسان عابدتر باشد با حرکت آفرینش هماهنگ‌تر و با معصوم مانوس‌تر می‌شود. شاید علت انس حضرت زینب (سلام الله علیها) با برادرش امام حسین (علیه السلام) جلوه‌ای از این عبادت باشد.
حضرت امام حسین علیه السلام در هنگام وداع به زینب کبری فرمود: «خواهرم در نماز شبت مرا به یاد داشته باش.» و نیز از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: «عمه‌ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام هم فرایض و هم نوافل خود را به جای می‌آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی، نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده، زیرا به هر اسیر شبانه روز یک گرده نان می‌دادند و عمه‌ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه‌ها می‌داد.»

نوشته‌اند هیچ‎گاه تهجد و نماز شب این بانوی بزرگ ترک نشد. در فرهنگ قرآنی نافله چیزی است که زیاده بر واجب است و از روی تفضل و تبرع انجام می‌گیرد.

 

حضزت زینب,حضرت زینب در کربلا,شهادت فرزندان حضرت زینب(ع)


دانش حضرت زینب علیهاالسلام
حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) بانوی علم و فضل است. او علم خود را از جد بزرگوارش پدر ارجمند و مادر گرامی و برادران عزیزش دارد، کسانی که متصل به وحی‎اند. نوشته‌اند حضرت زینب (سلام الله علیها) درس تفسیر برای بانوان داشت. آری دختر امیرالمومنین علی (علیه السلام) به راستی دارای علم وافر خدادادی بود. ابن عباس از وی با این عبارت نقل می‌کند و می‎گوید: «بانوی خردمند ما زینب (سلام الله علیها) و همین بس که در بنی‎هاشم به «عقیله» یعنی بانوی خردمند معروف بود و آن هنگام که حضرت زینب (سلام الله علیها) در اسارت وارد کوفه شد. او بانوانی را که برای تماشا آمده‎اند، می‌شناسد. در و دیوار آن او را به یاد ایامی انداخت که بانوان همین شهر، صف اندر صف منتظر لقایش می‌نشستند تا در درس تفسیرش شرکت کنند و اکنون شهر به شهر می‌گردد.

 

از سخنان حضرت زینب (سلام الله علیها) در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و خطبه‌ها و سخنرانی‎هایی که در فرصت‌های مختلف در برابر ستمکاران و طاغوتیان آن زمان و مردم دیگر ایراد فرمود، به خوبی معلوم می‌شود که مراتب علم و دانش و کمال آن بانوی بزرگوار از راه تحصیل و تعلیم اکتسابی نبوده و بهره‌ای الهی و جنبه خارق‎العاده داشته است. شاهد این مطلب، کلام امام سجاد (علیه السلام) است که پس از خطبه کوفه بر او فرمود: عمه جان آرام باش و سکوت اختیار کن که تو بحمدالله دانشمندی معلم ندیده و فهمیده‌ای هستی که کسی تو را فهم نیاموخته است.


فداکاری و ایثار عقیله بنی‎هاشم
زینب کبری وقتی احساس کرد مسئولیت بزرگ جهاد در راه خدا و پیکار و مبارزه با بی دینان به دوشش آمده است و در این راه باید از مال و منال و شوهر و زندگی و فرزند بگذرد، حتی اگر لازم شود از دادن جان نیز دریغ نکند، با کمال شهامت و فداکاری از خانه و کاشانه و شوهر و زندگی دست می‌کشد. گویند به هنگام ازدواج حضرت زینب (سلام الله علیها) با عبدالله ابن جعفر، با توجه به علاقه وافری که میان او و برادرش حسین (علیه السلام) بود، شرط کرد که هرگاه برادرش خواست سفری برود، زینب بتواند به همراه برادر مسافرت کند و عبدالله شرط را پذیرفت. 


قربانگاه فرزندان :



بانوی فداکار کربلا فرزندان خود را برای قربانی به قربانگاه نینوا می‌آورد و در همه جا یاری مهربان و دلسوز برای رهبر عالی قدر این قیام و نهضت مقدس یعنی اباعبدالله الحسین (علیه السلام) بود و چون عصر عاشورا شد و آن حجت الهی به شهادت رسید، سهم عمده و بار تازه‌ای به دوش این بانوی فداکار نهاده شد که چون کوهی پولادین در برابر دشمنان منحرف ایستاد. در بعضی مقاتل نوشته‎اند: «در روز عاشورا هنگامی که فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) به شهادت رسیدند، ایشان از خیمه بیرون نیامد و بر بالینشان حاضر نشد. وقتی علت را سوال کردند، پاسخ داد: «تا مبادا برادرم خجالت بکشد.»

تجلی و نقش بسیار مهم حضرت زینب (سلام الله علیها) به گونه‌ای است که اکنون پس از قرن‌ها باز هم چنان جلوه‌ای خاص دارد.

وفات اسوه صبر واستقامت عاشورای حسینی حضرت زینب {س}رابه تمام عاشقان

ان حضرت تسلیت میگوییم


فرماندهی وشورای حوزه مقاومت بسیج 111شهید مدرس کرجImage result for ‫ارم بسیج‬‎




پیوست صلوات یا زینب یازینب یازینب یازینب یازینب



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

Image result for ‫ارم سپاه‬‎Image result for ‫ارم سپاه‬‎Image result for ‫ارم سپاه‬‎


دوم اردیبهشت سالروز تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

ایران گرامی باد :به یادشهید اسلام مغز متفکر سپاه شهید حسن


باقری .پیوست صلوات :حوزه مقاومت بسیج111شهید مدرس کرج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
رImage result for ‫اخرین موشک امتحان شده سپاه‬‎

پیوست آماده ایم :رهبر  انقلابی


حوزه مقاومت بسیج 111شهیدمدرس کرج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
/cod.php?width=130&bgcolor=FFFFFF&bdcolor=000000">


دریافت کد پرواز حباب ها

دانلود آهنگ جدید