به یادشهدا111
من فقط سربازم شهیدعمران پستی
درباره وبلاگ


زنده نگهداشتن یادونام شهدا کمتر ازشهادت نیست [حضرت آقا ]
سردار_سلیمانی: باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
مثل شهدا بودن سخت نیست
مثل شهدا ماندن سخته
راه ‌شهدا یعنی...
نگهداشتن آتش در دستانت
کار برای خداست اگر ایرادی درمطالب هست ازراهنماییتون ممنون میشم
.تشکر ازدوستان بابت همکاری آقایان داریوش اطیابی نصرتی ایزدیار بابایی غلامی منامن __خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین
به یادشهیدسردارعمران پستی .سردارمجیدکلانتری

مدیر وبلاگ : منوچهر شریفی هشجین
نظرسنجی
سلام نظر خود رانسبت به وبلاگ اعلام نمایید




همسر سردار شهید «مجید کلانتری» در گفتگو با دفاع پرس:
به گواهی دوستانش روح لطیف، دلسوزی و پشتکار بالا از خصوصیات بارز سردار شهید مجید کلانتری بود تا این که به دلیل شایستگی هایی که داشت به عنوان مسئول بهداری سپاه کرج منصوب شد.

به گزارش خبرنگار دفاع پرس از کرج، به مناسبت اعیاد شعبانیه، مدیریت امور بانوان اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان البرز به دیدار همسر سردار شهید «مجید کلانتری» مسئول بهداری لشگر 10 سیدالشهدا (ع) رفت و از مقام صبر و استفامت این بانوی فداکار تقدیر و تجلیل نمود.

سردار شهید «مجید کلانتری» در سال 1330 دیده به جهان گشود. در دوران انقلاب به صفوف انقلابیون کرج پیوست و در تمام تظاهرات ها و راهپیمایی ها شرکت می کرد. پس از پیروزی انقلاب و بنا بر فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل سپاه پاسداران، جزو اولین افرادی بود که وارد سپاه پاسداران شد.

شهید کلانتری به دلیل علاقه فردی در واحد بهداری سپاه کرج مشغول به فعالیت گردید. به گواهی دوستانش روح لطیف، دلسوزی و پشتکار بالا از خصوصیات بارز ایشان بود تا این که به دلیل شایستگی هایی که داشت به عنوان مسئول بهداری سپاه کرج منصوب شد.

سردار شهید مجید کلانتری صدای بسیار زیبایی داشت و از آن برای مداحی اهل بیت (ع) و قرائت قرآن استفاده می کرد. او در طی عملیات بیت المقدس 2 در منطقه عملیاتی ماووت در تاریخ 30 دی 1366 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

«فاطمه مرادی» همسر شهید مجید کلانتری از خاطراتش با شهید می گوید: من بعد از انقلاب در انجمن اسلامی فعالیت داشتم و مجید را اولین بار در آن جا دیدم و با هم آشنا شدیم تا این که در شهریور 1359 با هم ازداواج کردیم. ما با هم 7 سال زندگی کردیم. ازدواج ما همزمان با شروع جنگ بود. بعد از عروسی برای ماه عسل به مشهد رفتیم. فضای جامعه بسیار ملتهب بود. ایشان هم تمام فکر و ذهنش این بود که زودتر سفرمان تمام شود و برگردد.

فاطمه مرادی در ادامه افزود: وقتی از مشهد برگشتیم هنوز یک ماه هم از ازدواجمان نگذشته بود که مجید برای چهار ماه رفت منطقه. خیلی احساس مسئولیت می کرد و می خواست هرکاری که از دستش برمی آید انجام دهد. اصلا آرام و قرار نداشت. من تازه عروس بودم اما اشتیاق او مرا هم وادار به همراهی می کرد.

همسر شهید کلانتری اظهار داشت: همیشه همراهی اش می کردم. خودم بدرقه اش می کرد. می رفتم پادگان. یادم هست که تنها زن حاضر در آن جا بودم، اما تا پای اتوبوس همراهی اش می کردم و بعد برمی گشتم. در آخرین اعزام 3 ماه منطقه بود. اضطراب و نگرانی همیشه با من بود، اما این مرتبه به مرحله بی تابی رسیده بودم.

وی در ادامه چنین می گوید: یک شب خواب دیدم یک آقای روحانی  وارد اتاق ما شد. یک کاغذ سفید همراهشان بود و به من گفتند که شهادت همسرتون امضا شده است. وقتی بیدار شدم مطمئن بودم که ایشان شهید شده است. قبل از آن هم خواب هایی دیده بودم اما در این خواب به وضوح شهادت ایشان برایم مسلم گردید.

همسر شهید افزود: خاطرم هست که این اتفاق همزمان با شهادت سردار شهید آجرلو بود. من در مسجد جامع طوری بی قرار بودم که نتوانستم در مراسم بنشینم. خودم را به بهداری سپاه رساندم تا شاید خبری بگیرم. اما خبری از مجید نداشتند. رفتم منزل شهید سبحانی تا با خانم ایشان صحبت کنم. اما آنقدر کلافه و بی قرار بودم که از همان دم درب برگشتم «بیلقان». رفتم منزل پدرم که دیگر آن جا خبر شهادت مجید را به من دادند.

فاطمه مرادی می گوید: 11 روز بعد پیکرش را آوردند. دختر کوچکم فقط چهارسال داشت. دخترم درست در لحظه شهادت بهش الهام شده بود. به خاله اش گفته بود که دیگر پدر من شهید شده است. پسرم هم می گفت پدر من دیگر برنمی گردد. پس از تشییعی با شکوه پیکر همسرم را در گلزار شهدای «بیلقان» به خاک سپردیم.

داشتن روح لطیف و دلسوزی از خصوصیات بارز همسرم بود



خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین


نوع مطلب :
برچسب ها : سرداران شهید، شهدای کرج، بسیج هشجین، مجیدکلانتری، لشگر10سیدالشهدا، عمران پستی، شهدای بسیج،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

شهدای جعفرابادخلخال

 

 

شهدای جعفرابادخلخال

  گفتند شهید گمنامه ، پلاک هم نداشت ، اصلا هیچ نشونه ای نداشت ؛ امیدوار بودیم  زیرپیرهنیش اسمش رو نوشته باشه …

نوشته بود : “اگر برای خداست ، بگذار گمنام بمانم”
.
.
ساقی جبهه سبو بر لب هر مست نداد
نوبت ما که رسید میکده را بست نداد
حال خوش بود کنار شهدا آه دریغ
بعد یاران شهید حال خوشی دست نداد

 

.خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین.




نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای بسیج، خورشرستم، جعفرآباد، بسیج، هشجین پستی، شهید،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
فرمانده گردان حمزه لشکر 10 سید الشهدا
اگر شهید شدم چند نكته است كه باید گفت به عنوان وصیت:1 ) امام امت را پیروی و او را قوت قلب دهید 2) اگر اشكالی در بعضی از ادارات و نهادها مشاهده شد به حساب اسلام نگذارید.
به گزارش خبرنگار نوید شاهد از کرج، شهید سلمان ایزدیاردرسال 1339 دركرج در خانواده ای متدین و مذهبی وزحمتكش دیده به جهان گشود، در همان زمان با اوج گیری انقلاب او نیز همواره در صحنه حضور داشت دراكثر راهپیماییها و تظاهرات نقش اول را ایفا میكرد ، در پخش اعلامیه های امام و نوارهای سخنرانی و شعار نویسی بر روی دیوارها فعالیت چشمگیری داشت و برای پیشبرد اهداف انقلاب از هیچ كاری كوتاهی نمیكرد و پس از فعالیتهایش پیروزی انقلاب با تشكیل سپاه پاسداران به فرمان امام به عضویت این نهاد درآمد و به دامنه وسعت بیشتری بخشید او به مبارزات خویش بر علیه قاچاقچیان مواد مخدر و منافقین و ضد انقلابیون ادامه داد و به آنها ضربات مهلكی وارد می آورد و با شروع تحمیلی او نیز از صحنه های نبرد دور نماند و همواره در تلاش بود.
ثمره ازدواج شهیدبزرگوار یک فرزند به نام عمار بود. و با این كه فرزندش را بسیار دوست داشت اما امامش و دینش ومملكتش را بسیار بیشتر دوست میداشت و سرانجام این سردار دلاور سپاه اسلام در روز یازدهم تیر ماه 65 در عملیات كربلای 1 در مهران به درجه’ رفیع شهادت نائل گردید ودیدار معبودش شتافت و به خیل یارانش كه از او زودتر بار سفر بسته بودند.

سیری در وصیتنامه شهید 

بسم الله الرحمن الرحیم

با حمد و سپاس ایزد متعال كه اول و آخر اوست با درود و سلام خداوند به پیغمبر محمد خاتم النبیا’ (ص) و سلام و درود خداوند بر اولیا’الله ائمه اطهار و سلام خداوند به رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی امام خمینی نائب بر حق امام مهدی (عج) كه از بركت وجود چنین رهبری كه اسلام را به ما برگرداند و ما كه راه جهنم را بدون خواسته’ خویش می پیمودیم باز داشت و بسوی سعادت دنیا و آخرت راهنمایی نمود. من اگر چه وجودم برای اسلام جز نمور چیز دیگری به دنبال ندارد ولی از خدای تبارك و تعالی كه این جان بی ارزش مرا و این خون مرا برای آبیاری درخت پر بركت اسلام بگیرد تا بلكه به این طریق بارم سبكتر شود هر چه سعی كردم نتوانستم اعمالم را خالص كنم حتما ناپاك بودم ولی ای مردم مسلمان تاریخ تا بحال امتی مثل شما با ایمان و مبارز سراغ نداشته این نعمت خدادادی كه امام امت باشد قدر بدانید، كه می دانید و از او حمایت كنید كه حمایت از او حمایت از خدا و رسول و ائمه است. ای مردم دنیا پركاهی ارزش ندارد زیاد سنگ دنیا را به دل نزنید، زیاد حرص دنیا را نخورید، فكر آخرت باشیم اعمال خود را در نظر بگیریم ببینیم آیا با این اعمال میتوانیم در روز قیامت روبرروی پیغمبر بایستیم روبروی ائمه اطهار و شهدا بایستیم آخر ما ادعای شیعه بودن می كنیم آیا جوابی برای مولا علی (ع) داریم انشا’الله با اعمال خوب وكارهای نیك بتوانیم روبروی پیغمبر وائمه بایستیم، خلاصه اگر شهید شدم چند نكته است كه باید گفت به عنوان وصیت

1) امام امت راپیروی واو را قوت قلب دهید

2) اگر اشكالی در بعضی از ادارات و نهادها مشاهده شد به حساب اسلام نگذارید

3) به هر طریق به جنگ كمك كنید یا جانی و یا مالی و یا هر دو خدایی نكرده نكند بخاطر مسائلی كه در شهر میگذرد دست از حمایت انقلاب كه همان استقامت است بردارید و این را بدانید كه هر كس باید تكلیفش را انجام دهد

4) راه شهیدان كه همان راه حسینی است ادامه دهید

5) امیدوارم جوانان و نوجوانانی كه راه شیطان را می روند وخود را هلاك می كنند بخود آیند و راه خدا را پیشه كنند

6)  امیدوارم كسانی كه مسئولیتی در جمهوری اسلامی دارند مخصوصا در كرج ما را ناظر بر اعمال خود بدانند و بعضی از آنها از لغزشهای خود جلوگیری کنند و فکر پا برهنه ها باشند ..


منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای کرج، لشگر10سیدالشهدا، سردارسلمان، ایزدیار، بسیج، هشجین، کرج،
لینک های مرتبط :
نظرات ()






نوع مطلب :
برچسب ها : سامان، شریفی، هشجین، شهدا، 111،
لینک های مرتبط :
نظرات ()







نوع مطلب :
برچسب ها : سامان، شریفی، پاییز، هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجم آذرماه چه روزی است/علت نامگذاری پنجم آذرماه به روز بسیج مستضعفان چیست
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و قطع دست استکبار جهانی و منافع آنها در ایران، توطئه‌ها و فتنه‌های شیاطین علیه ایران روز به روز گسترش یافت. در چنین شرایطی امام خمینی در پنجم آذر 1358، فرمان تشکیل بسیج را صادر کردند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از شاخه طوبی، هفته بسیج، بزرگ داشت جان فشانی هایی است که برای سربلندی این سرزمین صورت گرفته است. گمان غلطی است اگر بسیج را حاصل جنگ تحمیلی یا انقلاب اسلامی بدانیم. بسیج، فهم درست اتحاد، اراده و اخلاص مسلمانان است که با ظهور اسلام تولد یافته و در ملت های مسلمان رشد کرده است. هوشمندی حضرت امام خمینی رحمه الله و عدالت خواهی میلیون ها انسان باایمان، تنها، تبلور دوباره بسیج در عصر حاضر بود.

در ادامه این گزارش، نحوه تشکیل بسیج مستضعفین، ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی (ره) را بخوانید:

تشکیل بسیج مستضعفین، ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی (ره) هوشیاری و درایت بی نظیر حضرت امام خمینی (ره) از جمله اساسی ترین عوامل در جهت خنثی سازی توطئه ها به حساب می آید که به برکت این دوراندیشی و هدایت انقلاب در مسیر اصلی خود، زمینه انقلاب دوم فراهم آمد و با سقوط لانه جاسوسی امریکا در تهران و برملاشدن ماهیت سلطه جو و تجاوزکارانه امریکا، شیطان بزرگ با ضربه ای سخت و جبران ناپذیر روبرو شد.

اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی و اظهارات صریح حکام امریکایی مردم و رهبران کشور و بویژه حضرت امام را با این حقیقت آشکار مواجه ساخت که احتمال مداخله نظامی امریکا و هجوم وی به جمهوری اسلامی، امری بعید و غیرممکن نبوده و با توجه به سوابق این کشور در جهان لزوم آمادگی مردم جهت مقابله و رویارویی را در کوتاهترین زمان ممکن آشکار می ساخت.

 

بر این اساس امام امت در پنجم آذرماه سال ۵۸، یعنی در مدتی کمتر از یک ماه بعد از انقلاب دوم، فرمان تاریخی تشکیل بسیج را صادر فرمودند:

یک مملکت بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیر نیست و مردم دلسوخته و مسلمان پاکباخته که دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهای والای آن داشتند، با آمادگی و قصد و اراده خلل ناپذیر جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب گروههای مقاومت مردمی را درپایگاههای بسیج و در آن زمان در مساجد سراسر کشور تشکیل دادند.

اولین تجربه آنها به صورت عملی یاری رساندن به سپاه و کمیته در قالب رویارویی با ضدانقلاب و خنثی سازی توطئه های آنها بود و از این راه نقش موثری در خدمت به انقلاب و اهداف الهی آن هم نشان دادند.

با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلامیمان در شهریور ۵۹این اعتقاد که یک سازماندهی جهت تشکیل بهتر نیروهای مردمی بوجود آید، قوت گرفت و از آن پس نیروهای مردمی صاحبان اصلی انقلاب اسلامی جهت حضور گسترده در جبهه گروه گروه به بسیج ملحق گردیدند و عملیاتهایی چون طریق القدس، حصر آبادان، فتح المبین، ثامن الائمه و الفجر ۸، کربلای ۵و .... از دستاوردهای عظیم این تشکل الهی بود.

اگر امروز توفیق این را داشته ایم که کشور اسلامیمان و ملت سلحشور آن را از گزند نابکاران و نااهلان تاریخ حفظ کنیم به یمن حضور گسترده بسیج بوده و لاغیر. چنان که رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت امام (قدس سره) فرمودند: رحمت و برکات خداوند بر بسیج مستضعفان که بحق پشتوانه انقلاب است.

 

رزمنده بسیجی، جنگجوی قابلی دردفاع منظم بحساب می آید

آری رزمنده بسیجی، ضمن توان رزمی بسیار بالا در نبرد نامنظم، جنگجوی قابلی دردفاع منظم بحساب می آید تا حدی که سلاحهای سنگینی چون توپ و تانکهای پیش رفته را به حرکت در آورده و روبروی دشمن قرار داده. هدف از تشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد توانایی های لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم به هنگام بروز بلایا و حوادث غیرمترقبه یا هماهنگی مراجع ذیربط می باشد. بسیج جایگاهی ملکوتی است. مکانی برای درس چگونه زیستن انسانها، جایگاه عشق و صفا و صمیمت و در یک کلام، شهید جبهه ها و قهرمان یا مظلوم پشت جبهه هاست. بیش از یکسال از صدور فرمان امام خمینی (رحمهٔالله علیه) مبنی بر تشکیل بسیج نگذشته بود که رژیم بعثی عراق در تحقق اهداف پلید نظام سلطه جهانی، هجوم همه جانبه خود را به میهن اسلامی ما آغاز کرد.

انقلاب اسلامی در آن اوضاع بحرانی ناشی از دگرگونی ها و تغییر و تحولات آن زمان، هیچ گونه، آمادگی لازم را برای مقابله با متجاوزان بعثی نداشت. ارتش جمهوری اسلامی ایران که با حمایت امام خمینی (رحمهٔالله علیه) توانسته بود جایگاه خود را پیدا نماید، در حال خودسازی و تثبیت نظم و انظباط بود. سپاه پاسداران هم که نهادی نوپا و برای حفظ امنیت شهرها به وجود آمده بود، فاقد هرگونه تجهیزات لازم و تجربه کافی برای مقابله با تجاوز خارجی بود.

 

بسیج یک نیروی جوشیده از متن مردم انقلابی، در صحنه دفاع مقدس ظهور پیدا کرد

از آن سو دشمن هم با ارتشی تا بن دندان مسلح و برخوردار از پشتیبانی قدرتهای استعمارگر، کشور را مورد هجوم قرار داد. در این اثنا بود که نقش بسیج به عنوان یک نیروی جوشیده از متن مردم انقلابی، در صحنه دفاع مقدس ظهور پیدا کرد. دشمن که سودای فتح سه روزه را در سر می پروراند، در همان روزهای نخستین با مردمی مواجه شد که با دست خالی به دفاع از کیان مقدس نظام اسلامی خود برخاسته بودند و از ایثار خون خویش دریغ نمی کردند، جوانان سلحشوری که به فرمان امام (رحمهٔ الله علیه) در پایگاههای مقاومت تحت نام "بسیجی" گرد آمده بودند و با کوچکترین اشاره ایشان به جبهه های نبرد می رفتند و تا آخرین قطره خون خویش ایستادگی و مقاومت می کردند.

 

قدرتی در بسیج نهفته است که می تواند با یکایک ارتش های کلاسیک جهانی مقابله کند

در طول هشت سال دفاع، بسیج آن چنان درخشید که دشمنان اعتراف کردند که "قدرتی در بسیج نهفته است که می تواند با یکایک ارتش های کلاسیک جهانی مقابله کند". بسیج علاوه بر حضور در خط مقدم نبرد وظیفه جذب، آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی و اعزام آنها را به جبهه های نبرد برعهده داشت و در این مدت توانست جمیعت مؤمن و صاحب ارزشی را از امت حزب الله، در درون خود بپروراند و پایه ریزی ارتش مردمی را دنبال کند و سرانجام پس از هشت سال دفاع مقدس، بسیجیان مظلوم و سلحشور جبهه های توحید به همراه امت شهیدپرور، از این آزمایش الهی سربلند و پیروز بیرون آمدند. (حکایاتی از جبهه(

امام راحل این چهره های مظلوم را به شایستگی تمام به تصویر کشیدند و فرمود: شما آئینه مجسم مظلومیت ها و رشادت های این ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید. شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این کشورید.

 

حضور بانوان در بسیج

جهاد در مکتب اسلام از فروع دین و از واجباتی است که استواری دین به آن بستگی دارد، زیرا اسباب سربلندی اعتلا و کمال و استقلال جامعه مسلمانان می شود و آن را در برابر دیگر ملل و دشمن متجاوز آبرو و عزت می بخشد. لذا به سبب آنکه دفاع در هر جامعه اسلامی حالت وجوب همگانی دارد، و چون مقدمه واجب نیز واجب می گردد و باید مسلمانان اعم از زن و مرد برای ایجاد زمینه آموزش و حفظ توانایی های دفاعی که خود مقدمه است، کوشش نمایند.

به این ترتیب بر زنان مسلمان نیز واجب است تا در جهات گوناگون، از جمله رزمی، نظامی برای مقابله با دشمن مهاجم به کشور اسلامی، آماده دفاع باشند.

بر همین مبنا آموزش نظامی خواهران نیز در بسیج آغاز شد و علاوه بر آن با فرموده های امام خمینی (ره) در سالروز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نکات مبهم آن نیز تبیین گردید.

بخش عمده ای از هر جامعه را زنان تشکیل می دهند که اصلی ترین نقش تربیتی را بر عهده دارند. ادعای گرانی نیست اگر زنان را فرهنگ سازترین بخش هر ملت بدانیم. اسلام نیز توجه فراوانی به جایگاه زنان دارد و بر حضور مثبت آنان در اجتماع تأکید می کند.

جایگاه ویژه زنان در جامعه سبب شد تا اندیشه بسیج به صورت زنده و پویا در میان آنان نیز ریشه بدواند و رشد کند. زنان با حضور مؤثر خود در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز کمک های بی دریغ در جنگ تحمیلی، حقی سترگ بر انقلاب دارند. بسیج خواهران با جذب، آموزش و سازمان دهی بانوان کشور، برای گسترش فرهنگ بسیج، تلاش های فراوانی کرده و تاکنون اقدامات مفیدی در زمینه های نظامی، امدادگری، عقیدتی، سیاسی و سوادآموزی انجام داده است.

 

خواهران بسیجی در دوران دفاع مقدس در پشت جبهه ها حضوری فعال داشتند

"حضرت زهرا سلام الله علیها مجاهده و مخاطبه با حکومتهای وقت داشت و آنها را محاکمه می کرده اند، شما باید از ایشان تبعیت کرده و به او اقتدا کنید تا در روز زن وارد شوید و اگر بپذیرید، هم باید در میدان تحصیل و علم و هم در میدان دفاع از اسلام مجاهده نمایید، که دفاع از اسلام از مهماتی است که بر هر مرد و زن و هر کوچک و بزرگی است. البته در آن محیطی که شما تعلیم نظام می بینید باید محیط آزاد و صحیح و همه جهات عفاف محفوظ گردد."

مرکز بسیج خواهران مأموریت جذب، آموزش و سازماندهی بانوان کشور را بر عهده دارد و تاکنون توانسته است در امر آموزش خواهران در زمینه های نظامی امدادگری، عقیدتی، سیاسی و سوادآموزی، خدمات و اقدامات مؤثری انجام دهد.

همچنین خواهران بسیجی در دوران دفاع مقدس در پشت جبهه ها نیز حضوری فعال داشتند و در تهیه و تدارک وسایل مورد نیاز رزمندگان اسلام، زحمات فراوانی را متحمل شدند.

 

کارکرد بسیج طی سه دهه عمر بسیج:

ازسال 1358 نا سال 1360 دوران شکل گیری بسیج و ایجاد آمادگی درمردم و زمینه سازی برای مقابله با خطرات احتمالی

از سال 1361 تا نیمه 1367 دوران مقابله با خطر بالفعل و دفاع نظامی ازنظام وانقلاب اسلامی (دوران دفاع مقدس(

از سال 1367 تا 1370 دوران موقتی و شروع حرکت بالنده و فعالیت مناسب، که لازم شد در دوره جدید حرکت و تحولی نو پیدا شود.

از سال 1371 تا بحال (ادامه دارد) حضور بسیج در عرصه سازندگی، اجتماعی و فرهنگی که با تدابیر روشنگر و راه گشای مقام معظم رهبری آغاز شده و همچنان درعرصه های گوناگون بصورت فعال و بالنده به پیش می رود.

»خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین«




نوع مطلب :
برچسب ها : 5اذر، هفته بسیج، شهدای بسیج، بسیج هشجین، عمران پستی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
حاج کاظم ادامه داد: مرتضی تا انتهای صحبت‌هایم آرام بود و به سخنانم گوش می داد. وقتی حرف‌هایم تمام شد جلوتر آمد و گفت: «داداش! بسیجی از مسجد آوردن هنر نیست، اگر از کوچه و خیابان بسیجی را به جبهه آوردی هنر است. اگر از من ناراضی هستید حکمم را تحویل می‌دهم»
کسانی که در دوران دفاع مقدس حضور داشتند و یا خاطرات و وقایع آن دوران را مطالعه می کنند، قطعا نام شهید «مرتضی زارع» برایشان آشناست. با شنیدن نام شهید به یاد گردان لوطی‌ها می‌افتیم؛ گردانی که در کنار بی‌نظمی‌هایش یکی از بهترین گردان‌های خط شکن بود.

به گزارش «تابناک»، مرتضی در توصیف این گردان به حاج احمد نجفی گفت: «بسیجی از مسجد به جبهه آوردن هنر نیست، از کوچه و خیابان بسیجی به جبهه آوردن هنر است.» و او این هنر را داشت. شهید زارع در اوج جنگ شجاعانه به کمک مردم لبنان شتافت. همچنین پیشنهاد تشکیل یک گردان ویژه که به گردان شهادت معروف است را به شهید همت داد.

فرمانده گردان لوطی‌ها در تیپ 10 سیدالشهدا (ع) چه کسی بود؟
از سمت راست: شهید مرتضی زارع - مشهدی - ردیف پایین: شهید اسدالهی 

در ادامه «اکبر باقری دولابی»، رئیس ستاد کنگره شهدای لشکر 10 حضرت سیدالشهدا(ع)، دوست و همرزم شهید دلاوری‌های او را در جبهه‌های جنگ حق علیه باطل را شرح می‌دهد:

از کودکی با مرتضی دوست بودم و با هم بزرگ شدیم. او فدایی، چریک، رزمنده و خلاصه همه چی تمام تربیت شده بود. فعالیت‌های انقلابی اش را با توزیع اعلامیه و رساله‌های امام (ره) در شهرستان‌ها آغاز کرد. او توسط ساواک شناسایی و دستگیر شد، ولی پس از آزادی فعالیت خود را مصمم‌تر ادامه داد. در راهپیمایی‌ها و تظاهرات علیه رژیم نیز حضور فعال داشت.

شهید زارع در کمیته استقبال برای حفاظت از جان امام (ره) شرکت کرد. با تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی برای حفظ امنیت شهر و پاسداری از انقلاب نوپای مردم ایران به عضویت کمیته درآمد.

در سال 58 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در می‌آمد و به‌سرعت برای مقابله با ضد انقلاب، همراه گردان 2 سپاه به پاوه اعزام شد. در مدت حضورش در استان کردستان، در شهرهای نقده، سنندج، باینگان می‌جنگد.

پس از شروع جنگ تحمیلی، مرتضی راهی جبهه‌های جنگ جنوب شد. مدتی در محور عملیاتی سوسنگرد و پس از آن در جبهه‌های آبادان در جهاد علیه مزدوران عراقی شرکت کرد. او هنگام درگیری با نیروهای عراقی در میدان هفت تیر آبادان مجروح شد و پس از مداوا به همراه گردان 2 سپاه به سر پل ذهاب رفت.

حضور پررنگ شهید زارع در لبنان

مرتضی زارع در عملیات‌ فتح المبین و بیت المقدس با مسئولیت فرمانده گردان بلال رشادت‌های بزرگی از خود نشان داد.

پس از عملیات بیت المقدس، به همراه شهیدان محمد ابراهیم همت، علیرضا موحددانش، حاج کاظم نجفی رستگار و جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان عازم لبنان شد. در آنجا مسئول آموزش نیروهای لبنانی بود. پس از بازگشت از لبنان مسئولیت اطلاعات و عملیات لشکر 27 محمدرسول الله(ص) را بر عهده گرفت.

فرماندهی گردان حضرت قاسم (ع) پس از تشکیل تیپ 10 سیدالشهدا(ع)

با تشکیل تیپ 10 سیدالشهدا (ع) به فرماندهی شهید علی موحددانش به این تیپ آمده و به سمت فرمانده گردان حضرت قاسم (ع) انتخاب شد. این گردان از نخستین گردان‌های تشکیل دهنده در این تیپ بود و عملیات‌های مهمی همچون عملیات والفجر مقدماتی، والفجر1 و 2 شرکت کرد.

گردان لوطی‌ها به فرماندهی شهید زارع

گردان مرتضی زارع به گردان لوطی‌ها معروف بود. هر یک از فرماندهان گردان‌ها که به دلایلی نیروهایشان را رد می‌کردند، آن‌ها به این گردان می فرستادند. علی‌رغم شیطنت‌های رزمندگان این گردان، یکی از بهترین گردان‌های خط شکن بودند.

این گروه در صبحگاه و آموزشی شرکت نکرده و نامنظم بود. شهید حاج کاظم نجفی رستگار قبل از آغاز عملیات والفجر یک، درباره اعتراض دیگر فرماندهان از گردان حضرت قاسم (ع) برایم تعریف کرد: یک روز در اتاق فرماندهی نشسته بودم که چند تن از فرماندهان سراغم آمدند و شکایت گردان مرتضی را می‌کردند که چرا در صبحگاه نیامده و نیروهایش لوطی بازی درمی‌آورند.

حاج کاظم گفت: از شنیدن این سخنان ناراحت شدم و مرتضی را خواستم که برای توضیح بیاید. او لباس رزم مرتب و پوتین به‌ پا نمی‌کرد، لباسش را روی شلوار می انداخت و با یک کتانی گردانش را فرماندهی می‌کرد. یک ربع بعد با همان نوع پوشش به اتاق فرماندهی آمد و گفت: «سلام علیکم حاج آقا». با دلخوری و صدای بلند شروع به اعتراض کردم و گفتم «این چه وضع گردان است همه از گردان شما ناراضیند و شکایت دارند...».

حاج کاظم ادامه داد: مرتضی تا انتهای صحبت‌هایم آرام بود و به سخنانم گوش می داد. وقتی حرف‌هایم تمام شد جلوتر آمد و گفت: «داداش! بسیجی از مسجد آوردن هنر نیست اگر از کوچه و خیابان بسیجی را به جبهه آوردی هنر است. اگر از من ناراضی هستید حکمم را تحویل می‌دهم».

حاج کاظم گفت: با حرف مرتضی گویی از خواب غفلت بیدار شدم و کمی آرام گرفتم.

یکی از اسطوره‌های تیپ 10 سیدالشهدا(ع) بود

برخی از فرماندهان و رزمندگان در دوران دفاع مقدس اسطوره بودند آنان علاوه بر حماسه‌هایی که آفریدند، فرمانده‌هان و نیروهایی خوبی را تربیت کردند که بعدها فرمانده گردان و یا لشکر شدند. شهید مرتضی زارع یکی از اسطوره های تیپ 10 سیدالشهدا(ع) بود.

شهیدان عباس قهرودی، مرتضی حمزه، جانباز اسماعیل معروفی، داود حیدری و بهرام نوری چند تن از نیروهای شهید زارع بودند.

مبتکر تشکیل دهنده گردان شهادت

زارع به شهید همت پیشنهاد داد که قبل از شروع عملیات و حرکت نیروها به سمت خط، عده‌ای سلاح‌های سنگین و نیمه سنگین را در آنجا مستقر کنند. با این پیشنهاد موافقت شد و نخستین گروهان این گردان را شهید زارع به نام گروهان ویژه و به فرماندهی رضا حاج موسی تشکیل داد. بعدها نام این گروه به گردان شهادت تغییر یافت.

راننده‌اش را از دام اعتیاد خارج کرد

روزی در میان نیروهای مرتضی جوانی چهارشانه، قد بلند ـ که احساس کردم اعتیاد دارد ـ نظرم را جلب کرد. با پرس و جو متوجه شدم مرتضی او را به گردان آورده است. به سمت او رفتم و پرسیدیم: «این رزمنده جدیده؟» مرتضی گفت: «بله.» با تعجب پرسیدم: «اعتیاد داره؟» در جوابم گفت: «اعتیاد داره قول داده ترک کنه. فکر کردم که مواد نداره و از روی ناچاری می‌خواد ترک کنه و بهش اجازه دادم اگر می‌خواهد برگردد ولی تصمیمش جدیه و می‌خواد پاک بشه».

در دو کوهه اتاق کوچکی بود که مرتضی آن را در اختیارش گذاشته بود تا ترک کند. به شهردار در جبهه، انصار الحسین می‌گفتند، مرتضی به آنها سپرده بود در زمانی که حضور ندارد مایحتاجش را تأمین کنند.

مرتضی بعدها برایم تعریف کرد: یک ماه و نیم برای شناسایی رفته بودم وقتی به پادگان برگشتم با سرعت خود را به من رساند و گفت: «آقا مرتضی پاک پاکم!». از آن پس راننده مرتضی شد.

با خود تصور می کردم بعد از شهادت مرتضی، او به اوضاع قبلش باز‌می گردد، ولی این اتفاق نیفتاد. او تا 40 روز بعد از شهادت مرتضی به خانه‌شان می‌رفت و به مادر مرتضی می‌گفت: «هر کمکی لازم دارید به من بگویید.» سرانجام شش ماه بعد از مرتضی، او هم در شلمچه شهید شد.

فرمانده گردان لوطی‌ها در تیپ 10 سیدالشهدا (ع) چه کسی بود؟
عطرآگین کردن پیکر مطهر شهید مرتضی زارع توسط شهید سعید اکبری

شهادت چند قهرمان دفاع مقدس در والفجر 2

گردان مرتضی خط شکن و همیشه آماده بود. قبل از آغاز عملیات والفجر 4 حاج کاظم از مرتضی خواست تا نیروهایش را در اختیار حاج همت قرار دهد. مرتضی درخواست حاج کاظم را پذیرفت.

به فاصله چند‌ماه عملیات والفجر 2 نیز آغاز می‌شود. زارع به حاج کاظم اعلام کرد به دلیل آمادگی نداشتن نیروهایش و برای حفظ جانشان با گردان حضرت قاسم (ع) به عنوان گردان پشتیبان (احتیاط) عمل خواهد کرد. شهید رستگار برای مرتضی احترام خاصی قائل بود، همچنین اعتماد زیادی به او داشت به همین سبب پیشنهاد شهید زارع را قبول کرد.

نحوه فرماندهی مرتضی به این صورت بود که اعتقاد داشت نخست باید پایم بر روی زمین عملیات برسد، شرایط را بسنجم سپس نیروهایم وارد عمل شوند.

عملیات والفجر‌2 در منطقه پیرانشهر و برای آزادسازی شهر پیرانشهر از زیر آتش توپخانه دشمن و نیز آزادسازی ارتفاعات منطقه مخصوصا ارتفاع ۲۵۱۹ طرح ریزی وانجام شد. عملیات در ابتدا توسط لشکرهای دیگر آغاز و پس از مدتی، عملیات به دو گردان زهیر به فرماندهی شهید بهمن محمدی نیا (والفجر 2 نخستین تجربه فرماندهی گردان شهید محمدی‌نیا) و قمربنی هاشم (ع) به فرماندهی شهید محمد قزانی از لشکر 10 سیدالشهدا سپرده شد.

در مرحله دوم عملیات دشمن با نفوذ در تپه سرخه موفق به قطع ارتباط نیروهای عمل کننده با عقب شد. تعدادی از نیروها در خط مقدم و در بالای ارتفاع ۲۵۱۹ گیر افتاده بودند همچنین دامنه ارتفاع در دید و تیررس تیر مستقیم سلاحهای سبک دشمن بود.

علی موحددانش با گردان قمربنی هاشم (ع) در ارتفاع 2519 بود. با مشاهده این شرایط با حاج کاظم تماس گرفت و پس از توضیح شرایط گفت: «به مرتضی بگویید برای کمک بیاید».

فرمانده گردان لوطی‌ها در تیپ 10 سیدالشهدا (ع) چه کسی بود؟
آخرین تصویر از شهید مرتضی زارع - قبل از حضور در عملیات والفجر 2
از سمت راست: شهید حاج کاظم نجفی رستگار - شهید مرتضی زارع - اسماعیل کوثری

مسئولیت پاکسازی وعقب راندن دشمن را به شهید مرتضی زارع سپردند. حاج کاظم، مرتضی را در قرارگاه از روی نقشه توجیه می‌کند. در آن جلسه توجیه، شهید بهمن محمدی‌نیا، شهید حاج کاظم نجفی‌رستگار، شهید مرتضی زارع و محمد کوثری حضور داشتند.

شهید بهمن محمدی‌نیا بعد از اتمام عملیات تعریف کرد: حاج کاظم بر روی نقشه، محل تپه سرخه را نشان داد و گفت علیرضا موحددانش همراه نیروهایش بالای تپه 2519 هستند باید این تپه پاکسازی شود تا نیروها با هم الحاق شوند.

یک گروهان از گردان قمر بنی هاشم (ع) مانده بود. عباس قمی مسئول گروهان، محمد قزانی فرمانده گردان شهید و یک فرمانده گروهان نیز مجروح شده بودند. تنها کیا مظفری مسئول گروهان زنده بود.

قرار بر این بود که مرتضی زارع به همراه کیا مظفری و نیروهای باقی مانده گروهان از سمت راست تپه و بهمن محمدی نیا از سمت چپ تپه عملیات را آغاز و در بالای تپه سرخه به یکدیگر الحاق شوند.

در حین عملیات تک تیراندازی قلب مرتضی را نشانه می‌رود. تیر در زیر قلب مرتضی اصابت می کند. بی‌سیم‌چی و کیا مظفری به سمت او می‌آیند ولی با اصرار مرتضی آنها عملیات را ادامه می دهند.

فرمانده گردان لوطی‌ها در تیپ 10 سیدالشهدا (ع) چه کسی بود؟

شهید بهمن محمدی نیا برایم تعریف کرد: پس از فتح تپه سراغ مرتضی را گرفتم. زمانی که خبر مجروحیتش را شنیدم با سرعت خود را به او رساندم ولی او شهید شده بود. مرتضی زارع در 13 مرداد 1362 به فاصله چند ساعت از علیرضا موحددانش شهید شد.

در عملیات والفجر 2، علی اصغر بابایی فرمانده پدافند هوایی، بهمن محمدی نیا فرمانده گردان زهیر و محمد قزانی فرمانده گردان حضرت قمر بنی هاشم (ع) نیز به شهادت رسیدند.

منبع: دفاع پرس

خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

(( گزارش تصویری قرار عاشقی این هفته ))

دوشنبه مورخه۹۷/۸/۱۴ ساعت ۱۵ الی ۱۶/۳۰ �ساعت رسمی�



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نظرات ()

شهید سعید مهری

 

 

نام :  سعید

 

نام خانوادگی :   مهری

 

محل تولد : روستای نساز

 

تاریخ تولد :  1343  

 

تاریخ شهادت:  64/11/22

 

نوع عضویت : بسیجی دلاور


محل شهادت:  فاو عملیات والفجر 8

 

 

زندگینامه

 

شهید سعید مهری در سال 1345 در یک خانواده متدین ومذهبی دیده به جهان گشود .در دامن  آن خانواده مطهر تربیت وپرورش یافت . ایشان در دوران  کودکی علاقه های خاصی به خاندان اهل بیت وعصمت داشت وهمیشه در مراسم عاشورای حسینی آرزو می کرد که ای کاش  آن روز در کربلا بودیم  و آوای ملکوتی   امام حسین (ع)را که  فرمود: هل من ناصراً  ..... آیا کسی است که مرا یاری کند با گوش وجان می شنید  و لبیک می گفتیم . فردی بود  که همیشه به آینده می اندیشید .فکرش این بود به من ربطی ندارد چرا فلانی به جبهه نمی رود می گفت ، من به خاطر اسلام وقرآن  به جبهه می روم. آگاهانه هدف وانگیزه خودم را انتخاب نموده ام وجان خودم را  که عزیزترین شی در نزدم هست  وامانت خداوند است به خداوند منّان هدیه می کنم.

شهید مهری در سال  1351 جهت یادگیری علم وتقوای الهی وارد دوران ابتدائی شد . دوران ابتدائی را با موفقیت کامل وحسن اخلاق نیکو به پایان رسانید .در سال 1356 وارد  دوران راهنمایی شد که، مصادف بود  با  شروع انقلاب اسلامی. وبالاخره  دوران راهنمایی را نیز با موفقیت کامل رسانید . در سال 1360 به عرصه متوسطه وارد شد ودر شهرستان رشت به ادامه تحصیل  پرداخت .در سال 1364 برای یاری رزمندگان اسلام ولبیک به ندای هل من ناصراً... امام خمینی قدس سره شریف به جبهه های حق علیه باطل شتافت. بعد از سه ماه انتظار  بلاخره زمزمه  عملیات در بین  رزمندگان طنین افکند وآن طوری رزمندگان از شهید  عزیزمان تعریف می کرده اند، ایشان هر لحظه در انتظار شهادت بود وبرای شهادت ثانیه شماری می کرد.

بالاخره آن لحظه ها وثانیه ها انتظار پایان یافت ودر ساعت 10/22 دقیقه روز  64/11/20 توسط فرماندهی کل سپاه فرمان حمله با قرائت رمز عملیات صادر شد.

بسم الله الرحمن الرحیم  لاحول ولا قوة الا بالله  العلی العظیم . وقاتلوهم  حتی لا تکون  فتنه

یا فاطمه الزهرا ، یا فاطمه الزهرا یا فاطمة الزهرا

با اعلام شروع عملیات، شهید سعید مهری  به عنوان  غواص از اروندرود، از شط خون وشهادت گذشت .در اروندوضوی خون ساخت وبه لقاء پروردگار خود شتافت وبه آروزی دیرینه خود که  شهید شدن در راه حق بود رسید .در محل تولد خود روستای نساز،از توابع  بخش خورش رستم شهرستان خلخال به خاک سپرده شد. از خداوند رحمان آرزو داریم که ما را ازادامه دهندگان راه شهیدان قرار بدهد .روحش شاد، راهش مستدام.




خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : سعیدمهری، شهدای خلخال، افتخار نساز، بسیج، هشجین، سردار، عمران پستی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

shahid fahmideh خلاصه زندگینامه شهید نوجوان حسین فهمیدهمحمدحسین فهمیده سومین فرزند از بین هشت فرزند خانواده فهمیده و یکی از رزمندگان بنام جنگ ایران و عراق است که در عملیات استشهادی به تانک‌های عراقی کشته شد. اگر می خواهید در مورد حسین فهمیده بیشتر بدانید این مقاله آسمونی را تا پایان مطالعه کنید چرا که زندگینامه و بیوگرافی حسین فهمیده را برای شما عزیزان تهیه کرده ایم که در ادامه می خوانید.

حسین فهمیده در شانزدهم اردیبهشت ۱۳۴۶ در روستای سراجه قم زاده شد. در سال ۱۳۵۲ به دبستان «روحانی» قم (نام قبلی: کریمی) وارد شد و از مهرماه سال ۱۳۵۶ تحصیلاتش را در مدرسه راهنمایی حافظ در شهر قم ادامه داد. سپس همراه خانواده‌اش به کرج مهاجرت کرد و از مهرماه ۱۳۵۸ در مدرسه خیابانی مشغول به تحصیل شد.

پخش اعلامیه‌های سید روح‌الله خمینی در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در سن حدود ده تا یازده سالگی؛ دیدار خمینی در بازگشت به ایران، شرکت در تظاهرات انقلاب اسلامی زمستان ۱۳۵۷ و شرکت در درگیری‌های خوزستان از جمله اقدامات اوست.

وی در بیست و پنجم یا ششم شهریور ماه ۱۳۵۹ یک هفته پیش از اعلام رسمی آغاز جنگ همراه نیروی مقاومت بسیج به جبههٔ خرمشهر اعزام شد. از آنجا که در روزهای نخستین از شرکت او در خط مقدم جلوگیری می‌شد، با تلاش‌هایی از جمله یک نفوذ چریکی به خط نیروهای دشمن، برای حضور در خط مقدم اجازه گرفت. وی در غروب سی و یکم شهریور ماه -از نخستین روزهای اعلام تجاوز نظامی ارتش عراق- همراه با محمدرضا شمس در جبهه نبرد حضور رسمی یافت. این دو، یک بار در هفته اول مهرماه زخمی شده و به بیمارستان ماهشهر اعزام شدند. چند روزی پس از بهبودی با ترخیص از بیمارستان و بازگشت به جبهه و پایان دادن مجدد به مخالفت فرماندهان با حضورشان؛ به خط مقدم اعزام شدند. امّا فهمیده بار دیگر در بیست و هفتم مهرماه طی مقاومت در برابر حمله‌های دشمن دوباره زخمی شد. او سر انجام در ۸ آبان ماه ۱۳۵۹ در کوت شیخ درآن سوی شط خرمشهر کشته شد. و بقایای بدنش در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

shahid fahmideh1 خلاصه زندگینامه شهید نوجوان حسین فهمیده5 دستگاه تانك عراقی به طرف رزمندگان ایران هجوم آورده ودر صدد محاصره آن‌ها بودند.

حسین درحالی که تعدادی نارنجک به کمرش بسته و در دستش گرفته بود به طرف تانک‌ها حرکت می‌کند. تیری به پای او می‌خورد واز ناحیه پا مجروح می‌شود. بدون هیچ دغدغه و تردیدی تصمیم خود را عملی می‌کند واز لا به لای امواج تیر که از هر سو به طرف او می‌آمد، خود را به تانک پیشرو می رساند وآن را منفجر می‌کند و خود نیز تکه تکه می‌شود. افراد دشمن گمان می‌کنند که حمله‌ای از سوی نیروهای ایرانی صورت گرفته‌است، همگی روحیه خود را می‌بازند و با سرعت تانک‌ها را رها کرده و فرار می‌کنند. در نتیجه، حلقه محاصره شکسته می‌شود و نیروهای کمکی ایرانی هم می‌رسند و نیروهای ایرانی موفق می‌شوند که عراقی‌ها را از آن منطقه به عقب برانند.

بدنبال کشته شدن حسین فهمیده، صدای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامه‌های خود اعلام می‌کند که نوجوانی سیزده‌ساله با فداکاری زیر تانک عراقی رفته، آن را منفجر کرده و خود نیز کشته شده‌است. سید روح‌الله خمینی در پیامی که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیان‌کرد، چنین گفت:

… رهبر ما آن طفل سیزده‌ساله‌ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ‌تر است، با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.

هشتم آبان به عنوان «روز بسیج دانش‌آموزی» و همچنین روز ۱۳ آبان به افتخار او به عنوان روز دانش‌آموز در ایران نامگذاری شد و سازمانی به همین نام زیر نظر بسیج مستضعفین تشکیل‌شد. این سازمان با همکاری وزارت آموزش و پرورش در بسیاری از مدارس اقدام به تشکیل واحدهای مقاومت بسیج نموده.
اشیای بازمانده از فهمیده در موزه شهدا تهران نگهداری می‌شود.

موزه شهدای دانش‌آموز در خانهٔ پدری حسین فهمیده در کرج ساخته شد. پیش‌از این تصویر حسین فهمیده بصورت نقش‌آب برروی اسکناس دوهزار ریالی چاپ گردید.

سال شمار زندگی

  • 1346: (اول ادریبهشت) ولادت – در شهر قم
  • 1352: ورود به کلاس اول دبستان- دبستان روحانی قم (کریمی)
  • 1356: (خرداد) پایان دورة ابتدایی
  • 1356: (مهر) ورود به کلاس اول راهنمایی- مدرسه راهنمایی حافظ قم
  • 1356: (مهر) ورود به کلاس دوم راهنمایی- مدرسه راهنمایی حافظ قم
  • 1357: پخش اعلامیه‌های رهبرکبیر انقلاب اسلامی
  • 1357: (دوازدهم بهمن ماه) دیدار با مقام معظم رهبر انقلاب اسلامی
  • 1358: (تابستان) هجرت به شهرستان کرج و جدایی از زاد و بوم خود.
  • 1358: (تابستان) نام نویسی در کلاس سوم راهنمایی- مدرسة راهنمایی شهید «محمد خیابانی» کرج
  • 1358: (پنجم آذر ماه) عضویت در بسیج دانش‌آموزی
  • 1359: (تابستان) شرکت در آموزشهای رزمی
  • 1359: (بیست و پنجم شهریور ماه) کسب اجازه از پدر و مادر برای حضور در جبهة جنگ
  • 1359: ( بیست و ششم شهریور ماه) اعزام به جبهة جنگ و حضور در خاک خرمشهر

shahid fahmideh2 خلاصه زندگینامه شهید نوجوان حسین فهمیدهروزهای نخستین ورود به جبهة: جلوگیری از او در خط مقدم

امتحان اول( نفوذ به خط نیروهای دشمن و …) قبل از گرفتن اجازه حضور در خط مقدم

1359: (نخستین روزهای اعلام تجاوز نظامی ارتش عراق غروب سی و یکم شهریور ماه) حضور رسمی در جبهه نبرد، همراه با محمد رضا شمس

1359: (هفته اول مهرماه) زخمی شدن و اعزام به بیمارستان ماهشهر

چند روزی پس از بهبودی: ترخیص از بیمارستان و بازگشت به جبهه.

پس از مراجعت به خرمشهر: جلوگیری دوباره از اعزام او به خط مقدم.

یکی دو روز بعد: بازگشت به خط مقدم و مبارزه در کنار محمد رضا شمس

 1359: (بیست و هفتم مهرماه) مقاومت در برابر حمله‌های دشمن

 1359: (بیست و هفتم مهرماه) زخیم شدن مجدد در خط مقدم

روزهای نبرد رو در رو با دشمن: (بیست و هفتم مهرماه) امتحان آخر

 1359: (بیست و هفتم مهرماه) آخرین پرواز- شهادت در کوت شیخ- نزدیک ایستگاه راه آهن خرمشهر خاکسپاری در بهشت زهرا، تهران.

 



نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای دانش آموز، حسین فهمیده، شهدای کرج، بسیج هشجین، روزدانش اموز،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
اگر برای خداست ، بگذار گمنام بمانم”

ساقی جبهه سبو بر لب هر مست نداد
نوبت ما که رسید میکده را بست نداد
حال خوش بود کنار شهدا آه دریغ
بعد یاران شهید حال خوشی دست نداد

خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : شهید، گمنام، بسیج هشجین، امام زمان، عمران پستی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()







نوع مطلب :
برچسب ها : ارین، یاری، رضوانشهر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : ارین، یاری،
لینک های مرتبط :
نظرات ()








خادم شهدا:منوچهرشریفی




نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدمدد، مظفری، بسیج هشجین، شهدای خلخال، شهدای هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین


نوع مطلب :
برچسب ها : گردان حبیب، عمران، همت، لشگر27، محمدرسول الله،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


۳۱ شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران

 

31 شهریور؛ آغاز هفته دفاع مقدس

در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار را علیه ایران اسلامی آغاز کرد. صدام حسین رییس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربین‌های تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر، آغاز تجاوز رژیم بعثی به خاک ایران را اعلام کرد.

مقدمه

آن روزها نام و نان بهایی نداشت و آنچه میدان دار بود، قیام بود و عروج. آن روزها ماندن بی معنا بود و مردن در بستر، ننگی بزرگ. آن روزها شهادت، شاهراهی به وسعت افق داشت. آن روزها فاصله خاک تا افلاک و کویر تا بهشت، یک میدان مین بود. خاکریزها، بوی بهشتِ مردانی را گرفته بود که سر به سر، تن به مرگ می سپردند تا مبادا وجبی از کیان دین و وطن، به دست کفتاران حریص و متجاوز بیفتد؛ چرا که دفاع مقدس، رساترین واژه در قاموس ایستادگی این ملّت قهرمان است. مردان این دیار در پی تجاوز کفتار صفتان ننگ و نفرین، در هفت شهر عشق، هشت بهار، آزادگی را پیمودند و حماسه آفریدند.

 

هفته دفاع مقدس

۳۱ شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاری شده است و  از ۳۱ شهریور تا 6 مهر ادامه دارد.

 

31 شهریور سالروز آغاز جنگ تحمیلی

در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار را علیه ایران اسلامی آغاز کرد. صدام حسین رییس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربین‌های تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر، آغاز تجاوز رژیم بعثی به خاک ایران را اعلام کرد.

 

جنگی نابرابر در شرایطی به ایران تحمیل شد که از جانب استکبار جهانی بویژه آمریکا تحت فشار شدیدی قرار داشت و در داخل کشور نیز جناح ‌های وابسته به غرب و شرق، با ایجاد هیاهوی تبلیغاتی و ایجاد درگیری‌های نظامی در صدد تضعیف نظام بودند و نیروهای نظامی نیز به خاطر تبعات قهری انقلاب، هنوز مراحل بازسازی و ساماندهی را به طور کامل پشت سر ننهاده بودند.

 

آمریکا برای به سازش کشاندن جمهوری اسلامی و در نهایت تسلیم آن‌ها حمایت پنهان و آشکار خود را در کلیه زمینه‌های سیاسی، نظامی‌، ‌اقتصادی و ... از رژیم بعثی عراق به اجرا گذاشت. از سوی دیگر نیز ابرقدرت دیگر جهان‌ یعنی شوروی که متحد عراق محسوب می‌شد، خصومتش را با نظام اسلامی که شعار نه شرقی و نه غربی را سرلوحه کار خود قرار داده بود و در جریان اشغال افغانستان توسط شوروی، این تجاوز را محکوم کرده بود، بیش از پیش نمود.

 

دفاع مقدس,آغاز هفته دفاع مقدس,31 شهریور آغاز هفته دفاع مقدس

در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق جنگی تمام عیار را علیه ایران آغاز کرد

 

ارتش عراق که بر اساس محاسبات خود از وضعیت داخلی و خارجی ایران، فتح یک هفته‌ای تهران را در سر می‌پرورانید، در روزهای نخست تجاوز، بدون مانعی جدی در مرزها تا دروازه‌های اهواز و خرمشهر پیش تاخت. تحت چنین شرایطی امام خمینی (ره)‌ به خروش آمد و ندای ملکوتیش دل‌های شیفتگان انقلاب و نظام را متوجه دفاع از کیان جمهوری اسلامی نمود؛ بطوریکه، نیروهای مردمی بدون امکانات و تجهیزات و حتی آموزش‌های نظامی به مقاومت پرداختند.

 

علیرغم کارشکنی‌های رییس جمهور وقت بنی‌صدر، دفاع مقدس مردم مسلمان و انقلابی ایران شکل گرفت و نیروهای جوان و شهادت طلب به جبهه‌ها شتافتند. پس از شکل‌گیری اتحاد و انسجام در میان نیروهای انقلابی و طرد نیروهای وابسته، حماسه‌ای مقدس شکل گرفت که در تاریخ ایران اسلامی بی‌سابقه بود. حماسه دفاع مقدسی که برکات و دستاوردهای بی‌نهایتی را برای ملت ایران به ارمغان آورد. جهاد و شهادت مردمان با ایمان و مخلص این سرزمین، ستون‌های نظام اسلامی را تا مدت‌ها مستحکم نمود.

 

ویژگی های دفاع مقدس
- دفاعی بودن
 بی تردید، مقدس ترین جهاد، جهادی است که به عنوان دفاع از حقوق انسانی صورت گرفته باشد. در جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق، جنگی ناخواسته را به کشور ما تحمیل کرد و با نادیده گرفتن استقلال سرزمین ما به ایران اسلامی تجاوز کرد. از این رو، مردم غیرتمند ایران، در دفاعی مقدس، از حق خود که دفاع از استقلال سرزمین و هویت دینی ـ ملی خود بود، دفاع کردند.

 

به یادسردارشهیدعمران پستی

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین


نوع مطلب :
برچسب ها : دفاع مقدس، سردارپستی، شهدای هشجین، بسیج هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

توی جبهه٬تعاون محلی بود که بچه ها ساک شخصی خودشون رو تحویل میدادند و بجاش یه پلاک میگرفتند و بعد از اینکه میخواستند برن خونشون می رفتند تعاون پلاک رو تحویل میدادند و وسایل شخصیشون روتحویل میگرفتند...
الان حدود شش هزار ساک هنوز که هنوزه داخل تعاون مونده و این یعنی اینکه هیچ وقت هیچ پلاکی برنگشته تا وسایلش رو تحویل بدن...
هیچ وقت...

شادی روح شهدا صلوات...








خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین




نوع مطلب :
برچسب ها : شهید، حیدرتوکلی، بسیج هشجین، شهدای، هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


اون روزا ریا نداشتیم کاری با دنیا نداشتیم

تو دلامون تصویری جز عکس کربلا نداشتیم

اون روزا دروغ کجا بود ذکرمون خدا خدا بود

فکر و ذکرمون شهادت کارمون با شهدا بود

اون روزا خدایی داشتیم ناله و دعایی داشتیم

غروبای عصر جمعه شکوه از جدایی داشتیم

چیزی نگذشت که دلامون خو گرفت با اهل دنیا

خیلی زود از یادمون رفت خاطره های شهیدا






خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین





نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدسید، احمدیعقوبی، بسیج هشجین، شهدای خلخال،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین

 سردار_سلیمانی: باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
مثل شهدا بودن سخت نیست
مثل شهدا ماندن سخته
راه ‌شهدا یعنی...
نگهداشتن آتش در دستانت

التماس دعا

 









»خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین«





نوع مطلب :
برچسب ها : سامان شریفی، مزارشهدای، گمنام، شهدای هشجین، بسیج هشجین، یاثارالله،
لینک های مرتبط :
نظرات ()



منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است

از مردم گمراه جهان راه مجویید

نزدیکترین راه به الله حسین است

عاشورا و تاسوعای حسینی تسلیت باد



خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین




نوع مطلب :
برچسب ها : عاشورای، حسینی، ثارالله، شهدای هشجین، خلخال، بسیج هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : منوچهر، شریفی هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : قزل اوزن، پل پیرتقی، هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین




نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای سجهرود، شهدای خلخال، بسیج هشجین، شهدای هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین





نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدشکوری، آیت الله، شهدای هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : فرمانده، عمران پستی، هشجین، گردان حبیب، شهیدهمت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی