تبلیغات
به یادشهدا111
 
به یادشهدا111
سرباز همیشه آماده
درباره وبلاگ


زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر ازشهادت نیست حضرت آقا

.تشکر ازدوستان بابت همکاری آقایان داریوش اطیابی و مداح اهل بیت «کربلایی محمد خانی» خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین

مدیر وبلاگ : خادم شهدا منوچهر وعلی شریفی هشجین
نظرسنجی
نظر خود رانسبت به وبلاگ




.

نوع مطلب :
برچسب ها : سردارعاشق،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

زندگینامه شهید محسن حججی ، شهیدی که داعش سرش را برید!




این روزها همه در شبکه های اجتماعی حرف از شهید محسن حججی می زنند جوان نجف آبادی که به سوریه پا گذاشت برا دفاع از حرم حضرت زینب اما اسیر داعش شد و فقط یک عکس با صلابت کافی بود که شهید حججی محبوب قلبها شود ، عکسی که نشان می داد وی باکی از داعشی ها و شهید شدن ندارد.

shahid hojaji زندگینامه شهید محسن حججی ، شهیدی که داعش سرش را برید!

در ادامه بیوگرافی شهید محسن حججی را می خوانید.

محسن حججی جوان ۲۵ ساله مدافع حرم که در نبرد با کوردلان داعشی به شهادت رسید، از فعالان فرهنگی نجف آباد بود. او یکی از جوانان بسیجی بود که تنها به خاطر احساس تکلیف و وظیفه در دفاع از حرم اهل بیت (ع) به عراق رفت.

محسن حججی از جهادگران و اعضاء فعال موسسه شهید کاظمی پس از ۲ روز اسارت، به دست تروریست‌های تکفیری در سوریه به شهادت رسید.
این جهادگر فرهنگی در ترویج و تبلیغ کتاب بسیار فعال بود و در اردوهای سازندگی جهادی علاوه بر فعالیت عمرانی، در حوزه فرهنگی نیز دست به اقدامات جهادی می‌زد.
همچنین شهید حججی در مدارس به تبلیغ کتاب می‌پرداخت و از زمره پیشگامان معرفی کتاب در نماز جمعه بود. او در نجف‌آباد استان اصفهان به معرفی و تبلیغ کتاب می‌پرداخت.
این جوان ۲۵ ساله در دومین اعزام خود به سوریه در مرز عراق با این کشور به دست داعش در منطقه‌ای به نام تنفت به شهادت رسید. از این فعال فرهنگی فرزندی تقریبا دو ساله باقی مانده است.


 

880018 Gahar ir زندگینامه شهید محسن حججی ، شهیدی که داعش سرش را برید!

عکس فرزند دوساله شهید محسن حججی




نوع مطلب :
برچسب ها : شهید محسن حججی، خادم شهداشریفی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
زندگی نامه شهید علیرضا خلیلی اعزامی از کرج به جنگ تحمیلی
تاریخ انتشار : شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۳۶
شهید علیرضا خلیلی در سال 1344 هجری شمسی در خیابان غیاثی تهران متولد شد و از اوائل كودكی بچه پرتلاشی بود و همیشه در پی كارهای سخت و دشوار بود .
زندگی نامه شهید علیرضا خلیلی اعزامی از کرج به جنگ تحمیلی
 
 به گزارش پایگاه خبری مدیریت شهری کرج ، شهید علیرضا خلیلی در سال 1344 هجری شمسی در خیابان غیاثی تهران متولد شد و از اوائل كودكی بچه پرتلاشی بود و همیشه در پی كارهای سخت و دشوار بود و مایل بود تا مسئولیت‌ها را به او محول نمایند و در سال 1356 و در شروع داری ملت ایران و اگاهی طبقه مستضعف و بپاخواستن برعلیه ظلم طاغوتیان نامبرده برای روشن شدن ذهنش بیشترین وقتش را در مساجد تهران میگذارند.

وی شبها با چند نفر از دوستانش برای نوشتن اعلامیه‌های دیواری در خارج از خانه بسر میبرد و اینكارش تا سال 1357 سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران برهبری امام خمینی ادامه داشت.

پس از ان مدتی در كمیته اسلام اباد كرج البته بخاطر كمی سن با ضمانت پدر و مادرش و سپس در سازمان فدائیان اسلام عضویت پیدا كرده و در انجا با وجود كمی سن خواهان اعزام بغرب كشور بود و همیشه از اینكه گروهی ضد انقلاب در كردستان دست به اشوب زده و او و امثال او میخواهند و میتوانند به انجا بروند ولی نمیفرستند عذاب میبرد.

وی پس از تلاش بسیار د اواخر سال 1358 هجری شمسی بغرب كشور اعزام شد و مدتی در قصر شیرین و سپس در مهاباد بود و در مدت شش ماه كه انجا بود فقط دومرتبه به كرج امد و برای اخرین مرتبه كه امد ساعت شش صبح بود كه هنگام ورود به خانه خطاب به پدر و مادرش میگوید كه بلند شوید امده ام شماها را ببینم و بروم.

با اینكه از طرف خانواده اصرار زیادی میشود شهید زیربار نمیرود و میگوید كه امروز روز مهمی است و باید حتما بروم و پس از خداحافظی میرود و بالاخره ساعت 4 بعداز ظهر روز 14 شهریور 59 در مریوان همراه با چند نفر از برادران سپاه هدف خمپاره مزدوران امریكای جنایتكار قرار میگیرند و بدرجه رفیع شهادت نائل می گردد.

خاطراتی از شهید

همیشه به حالات شوخی بهمادرش می گفت مادر من با ارپیچی شهید می شوم من خیلی دوست دارم و همان هم شد و با خمپاره به شهادت می رسند.

خانواده شهید می گویند برای آخرین بار که علیرضا به دیدن ما امد ساعت شش صبح بود که هنگام ورود به خانه خطاب به ما گفت بلندشوید آمده ام شماراببینم و اینکه از طرف خانواده اصرار زیادی شد.

وصیت نامه شهید

خدمت پدر و مادر عزیزم انشاء الله از نوشتن این وصیت نامه ناراحت نشوید این را برای آنهایی نوشتم که شهادت را و یا مرگ را چیزی می پندارند.

پدر و مادر عزیز این را برای ان نوشتم شما که می دانید ولی آنهایی که نمی دانند که من راه خود را انتخاب کرده ام و بهترین مرگ و زندگی را یافته ام و نکند که کسی بگوید که چشم بسته این راه را رفت.

این را بدانید که من به آرزویم رسیده ام و شما اصلا در مرگ من گریه نکنید چون این تنها من نیستم که این راه را انتخاب کرده ام بلکه از انقلاب امام حسین تا کنون هزاران نفر از این راه استقبال کرده اند و خواهند کرد و شما اگر مقداری به اسامی انها توجه کنید می بینید که من در قیاس با آنها هیچ نیستم و افراد این مملکت هستند که ارزوی شهادت را دارند و شما باید خوشحال باشید که از عاشقان شهادت یک نفر به آرزوی خود رسید.

شما سعی کنید زیاد برای من خرج نکنید فقط تنها خواهشی که دارم اینست که از دوستان من پذیرایی کنید و بدانید که آنها هم مثل خود من هستند در ضمن تلاش کنید تا زندگی را همیشه وقف مردم و مملکت کنید تا ضد انقلابیون نتوانند بهانه ای داشته باشند و از نقاط ضعف سو استفاده کنند و این انقلاب را بنابودی بکشانند.

طول عمر کبیر را همیشه از خدا بخواهید تا خون شهیدان راه حق پایمال نشود در ضمن اگر کسی مشاهده کرد چشمانم باز است به شما گفت که کورکورانه در این راه رفته به او بگویید باز و بیداری و شناخت کامل این راه را انتخاب کردم . پیروز باد مبارزات ملت مسلمان ایران بر هبری امام خمینی
کد خبر 900

  خادم شهدامنوچهرشریفی
منبع بنیادشهید


نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدخلیلی کرج،
لینک های مرتبط :
نظرات ()






خادم شهدامنوچهرشریفی





نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدصفی الله ندرلو، شریفی11.،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


روحش شادیادش گرامی  خادم شهدا شریفی


نوع مطلب :
برچسب ها : ش فیروزقره خانی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خادم شهدا شریفی



نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدجوادفرهنگی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

زندگینامه استاد شهید مرتضی مطهری




 

 

1386 زندگینامه استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری

 

 

۱-ولادت شهید مطهری : استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد.

 

 

۲ - ورود به حوزه علمیه : در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.

 

 

1386 زندگینامه استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری

 

 

۳- تحصیلات حوزوی استاد مطهری:

 

 

اول) دروس علمی: دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است.

 


دوم )دروس اخلاقی و عرفانی: استاد شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. نیز از دروس اخلاقی و عرفانی امام خمینی بهره برد.


ازاساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد.

 

 

۴-فعالیتهای دینی (مذهبی وسیاسی استاد): وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است.

 


اول)فعالیتهای مذهبی: در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند . در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد . در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای 1337 و 1338 که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود . استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.

 

 

1386 زندگینامه استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری

 

 

دوم)فعالیتهای سیاسی:

 


الف)درقیام پانزده خرداد: ایشان همواره در کنار امام بودبه طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.

 


ب)هدایت هیئتهای موتلفه:
پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد.

 


ج) مبارزه با کجرویها وانحرافات: در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها ، اسلامی کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد. به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود وبا کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

 


د)حمایت از مظلومان فلسطین در برابر اسرائیل: در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد.

 


ه)سخنرانی های انقلابی و بازداشت استاد: از سال 1349 تا 1351 برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

 


و) استادمطهری و خطر منافقین: اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است . این امر خصوصاً در سالهای 1351 تا 1357 به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد شهید مرتضی مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید.

 


ز)تدریس در حوزه علمیه و...: در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال 1355 به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود . همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.

 


ح)بطور دائمی در خدمت انقلاب و امام قرار گرفتن:گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال 1355 موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسئولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود.

 

 

1386 زندگینامه استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری

 

 

۵- شهادت استاد مطهری بدست گروه فرقان: تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند.

 

 تشکر از برادر توفیقی بابت همکاری



نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدمطهری،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





بسم الله الرحمن الرحیم

       نام:ابوالفضل    نام خانوادگی: قزلباش       نام پدر:یداله      شماره پرونده:10400/60       كدشناسائی:1593756

شهید ابوالفضل درسال 1344 درتهران به دنیا آمد وبعداز طی دوران طفولیت درهمان منطقه درمدرسه رضا پهلوی ( نام سابق ) ثبت نام كردند و تا سال اول راهنمائی در آنجا درس خواندند .

پس از گذراندن سال اول تحصیلی خانواده قزلباش به كرج منطقه اسلام آباد آمدند و ابوالفضل درس را رها كرد و به سر كاررفت ابوالفضل به دلیل اینكه ازداشتن مادر محروم بود و پدرشان هم پیر وكار افتاده بود در یك مغازه عكاسی شروع به كاركردودرحدود سه یاچهار سال كاركردند شهید ابوالفضل ازبچه  های خوب محل ومداح هیئت جوانان محل خودشان بودند به شعر خیلی علاقه داشتند و از عادتهای ایشان زیارت رفتن بود كه هر هفته به زیارت امام زاده داود می رفتند ولی به گفته برادر شهید ابوالفضل تمام مزد خود را برای خود خرج می كرد و بیشتر به لباس و سر و وضع خودش می رسید شهید ابوالفضل یك روز به برادر بزرگ خود راجع به جبهه و تشكیل پرونده در ناحیه 2 كرج صحبت كرد ولی آنها زیاد اهمیت ندادند . فردای آن روز كه ابوالفضل به خانه برنگشت و برادرشهید به ناحیه 2 كرج رفت و از ابوالفضل سئوال كرد كه پرسنل آنجا به او گفتند امروز به جبهه اعزام شده است و وقتی برادرش پرس و جو كرد دید كه شهید ابوالفضل قبلاْ در بسیج تشكیل پرونده داده است شهید ابوالفضل بعد از اعزام حدود یك ماه و خورده ای در جبهه بودند كه به درجه رفیع شهادت گشتند و در این مدت نتوانستند به مرخصی بیایند و نامه ای هم ننوشته بودند .

روحش شاد یادش گرامی

خادم شهدامنوچهرشریفی



نوع مطلب :
برچسب ها : اسلام ابادکرج، بسیج کرج،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شهید امیر حسین تکلو

شهید امیر حسین تکلو


شهید امیر حسین تکلو

تاریخ. تولد 2\1\1345

محل شهادت شلمچه

تاریخ. شهادت 19\10\65


خادم شهدا منوچهرشریفی





نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدتکلو،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


شهید در بسیج عضو گردید و در كنار درس خواندن به دفاع از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی كه ثمره خون هزاران شهید بود می‌پرداخت.












شهید رضا نیك‌نژادی در تاریخ یکم فروردین 45 در كرج دیده به جهان گشود. پدرش نام او را رضا نهادند تا خادم امام رضا باشد. دوران كودكی خود را در كانون پرمهر و محبت خانواده سپری كرد ، دوران نوجوانی او مصادف شده بود با قیامهای مردم بر علیه رژیم كه در آخر منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد. شهید در بسیج عضو گردید و در كنار درس خواندن به دفاع از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی كه ثمره خون هزاران شهید بود می‌پرداخت. در پی شروع جنگ تحمیلی كه توسط استكبار جهانی صورت گرفته بود یك دوره آموزش نظامی را فرا گرفت و به سوی جبهه‌ها شتافت تا  ذبه یاری دین و اسلام بپردازد تا اینكه سرانجام در تاریخ سوم آذر 61 در عملیات پیروزمند رمضان در منطقه عملیاتی شرق بصره پس از مدتها رزم‌آفرینی و پیكار بی امان بر اثر اصابت تركش به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

سیری در کلام شهید

به پدر و مادر عزیزم بگویید كه خیلى از شما متشكرم و از زحمت هایى كه برایم كشدید كمال تشكر را دارم و امید آن دارم كه در روز قیامت اگر خدا به من اجازه دهد براى شما پدر و مادرم و خواهرانم و شوهر خواهرانم و دوستانى كه در رفتن من به جبهه اصرار و من را به اجراى این وظیفه الهى وادار ساختند شفاعت كنم و پاداش زحمت هایشان را خداى بدهد، به پدر و مادر و خواهرانم و فامیل هایم بگویید كه مبادا سیاه ببپوشند و بهترین لباس خود را در روزهایى كه براى دفن و عزادارى من است بپوشند و شادى كنند و شعارهاى برقرارى جمهورى اسلامى را با صداى بلند تكرار كنند و بر دهن منافقان بزنند . مادر و پدر عزیزم عكس العملى به هیچ وجه از خو نشان ندهید كه باعث ضعف جمهورى اسلامى شود در تربیت كردن حسین بكوشید چون انقلاب ما را باید كسانى مثل حسین و على ادامه دهند....

كتابهاى مرا جمع آورى كنید وسایل را هم جمع آورى كنید و دور از چشم خانواده ام باشد یك عكس امام قشنگ را در خانه بزنید و زیر عكس بنویسید ما همه سرباز توییم خمینى ، گوش به فرمان توییم خمینى .

من این وصیت نامه را در زمانى مى نویسم كه مرحله اول عملیات ، تا ساعتى دیگر شروع مى شود و ما متاسفانه بدلایل در این مرحله شركت نداریم مادر و پدر و خواهر و خانواده عزیزم من در همه حال بیاد همه شما هستم و امیدوارم كه بعد از شهادت من ناراحتى نگیرید با صبر انقلابى در عزاى من شریك باشید من حاضر نیستم كه در عزایم بگریید و یا لیاس سیاه بپوشند فقط براى سالار شهیدان حسین ابن على عزادارى كنید . مادرم و خواهرهایم در نماز جماعت و مجالس سیاسى ، عبادى و جهاد حتما شركت كنید . مبادا افسوس نبودن مرا بخورید خوشحال باشید كه اسلام و امام را دارید . در نمازهایتان امام و رزمندگان را دعا كنید . به جبهه كمك كنید و بر سر مزارم شیرینى پخش كنید و نوار ( كشته گشتم من اگر در جبهه همسنگرم ) را بگذارید . راه شهدا را ادامه دهید و عاشورا را با هیجان برگزار كنید .خادم شهداشریفی 11



نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدنیک نژاد،
لینک های مرتبط :
نظرات ()



روحت شاد یادت گرامی رفیق

نوع مطلب :
برچسب ها : شهید کرج،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شهید علی همت کرمیان فرزند اسد در سال 1343 در خرم آباد دیده به جهان گشود. او در تاریخ 7/7/61 در منطقه سومار در عملیات مسلم بن عقیل به علت اصابت ترکش به پشت سر به فیض عظیم شهادت رسید.





بسم الله الرحمن الرحیم

سلام ای مادر مهربانم امیدوارم به درگاه خداوند که زهرا گونه رفتار کنید. همان طور که تا حالا رفتار کرده اید. مادر تنها درخواست من از شما این است که یک لحظه امام را فراموش نکنید و دعا به امام و روحانیت و به تمام رزمندگان اسلام بنمائید. مادرجان مبادا از شهید شدن من زیاد ناراحت بشوی که منافقین این کوردلان خوشحال بشوند. و باری پدر جان پیکر مرا در بهشت زهرا دفن کنید که شاید خداوند ما را با این شهیدانی که در کربلای ایران خفته اند شریک و ما را جزء شهدا قرار دهد .                                     

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

پیام کوچکی برای ملت شهید پرور ایران

سلام بر شما ای ملت شهید پرور ایران ای ملت شهید پرور ایران متحد باشید. وحدت را حفظ کنید. دست در دست هم و پشتیبان امام باشید که هیچ قدرتی نمی تواند لطمه ای به این جمهوری اسلامی برساند و این منافقان را نابود و ریشه کن کنید و امام را تنها نگذارید و امام را دعا کنید و توطئه ها  و حیله های دشمن را خنثی کنید و راه شهیدان را ادامه دهید بگذارید فرزندانتان به جبهه حق علیه باطل بروند و از اسلام و قرآن دفاع کنند و اسلام را به تمام دنیا نشان دهند و پرچم اسلام را در تمام کشورهای جهان به اهتزاز در آورند. به امید پیروزی نهایی.


نوع مطلب :
برچسب ها : شریفی11، شهدای کرج،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

زندگی نامه شهید محمد خطیبی اعزامی از کرج به جنگ تحمیلی

زندگی نامه شهید محمد خطیبی اعزامی از کرج به جنگ تحمیلی

شهید محمد خطیبی فرزند محمدتقی در سال 1335 در كرج در خانوادهای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود و پس از طی دوران كودكی خویش در دامان مادری مومنه و دلسوز و پدری زحمتكش و فداكار در 7 سالگی وارد دبستان گردید...
زندگی نامه این شهید بزرگوار به شرح ذیل است: شهید محمد خطیبی فرزند محمدتقی در سال 1335 در كرج در خانوادهای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود و پس از طی دوران كودكی خویش در دامان مادری مومنه و دلسوز و پدری زحمتكش و فداكار در 7 سالگی وارد دبستان گردید. پس از اتمام دوره ابتدایی و راهنمایی وارد دبیرستان گردید و پس از سعی و تلاش فراوان موفق به اخذ مدرك دیپلم گردید. او در زمان اوج‌گیری انقلاب و در بحبوحه راهپیماییها و تظاهرات بر علیه رژیم منحوس پهلوی همواره در سعی و تلاش بود و شركت فعال داشت. پس از پیروزی انقلاب در كمیته امداد امام خمینی مشغول خدمت گردید و خدمات شایسته و ارزنده از خود به جای نهاد. او ازدواج نمود كه حاصل ان یك فرزند است و در زمان جنگ تحمیلی در تاریخ 17 تیر ماه 1361 با عنوان یك بسیجی دلاور به جبهه بستان اعزام گردید.وی در تاریخ 28 تیر ماه سال 1361 در عملیات ظفرمند رمضان شركت نمود و پس از حماسه آفرینیهای بسیار و رزم بیامان با دشمنان خوار و زبون به درجه رفیع شهادت نائل گردید و پیكر پاك و مطهر شهید در منطقه باقی ماند.
وی پس از سالها جستجوی بیوقفه برادران زحمتكش گروه تفحص پیكر این شهید مظلوم به اغوش خانوادهاش رجعت داده شد و در امامزاده محمد (ص) در كنار دیگر یاران باوفایش به خاك سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین


نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای کرج، شریفی 11،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
راضی نبودم حتی یک اسیر داعشی به خاطر پیکر همسرم آزاد شود

 یکسال پیش بعد از شهادت همسرم تکفیری ها پیکرش را برای مبادله برداشتند.گفتم حتی راضی نیستیم که یک اسیر هم به خاطر این پیکر آزاد شود. چیزی که در راه خدا رفته دیگر نیازی به پس گرفتنش نیست.

به گزارش تا شهدا؛ پاسدار شهید رضا ایزدیار ساکن استان البرز بود. او یکی از فرماندهان مستشار ایران در سوریه بود که سال گذشته برای دفاع ازحریم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) داوطلبانه عازم سوریه شد و در 25 بهمن ماه سال 94 توسط تروریست‌های تک تیراندازهای تکفیری به همراه دو تن از همرزمانش در شهر حلب در سن 47 سالگی به شهادت رسید اما پیکر مطهر او به دست داعش افتاد و نام او را در شمار شهدای جاوید الاثر مدافع حرم جای داد. حالا بعد از گذشت یک سال از شهادتش پیکر او در منطقه حلب کشف و برای تطبیق ژنتیکی به تهران منتقل شد. هویت این شهید والامقام از طریق آزمایش DNA شناساییی شد. 

ناهید عبداللهی همسر شهید رضا ایزدیار است که تجربه 22 سال زندگی مشترک را با او داشته است. عمری زندیگ عاشقانه، دو پسر 22 و 13 ساله و زینب 3 ساله حاصل این زندگی مشترک است. او در گفتگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم«پویا»، از ماجرای سوریه رفتن همسرش چنین می گوید: دو سال دنبال مقدمات سوریه رفتن بود. خیلی تلاش کرد ولی او را نمی بردند. خیلی این در و آن در زد چون برادر شهید بود او را نمی بردند. بعد از کلی تلاش بعد از دو سال راهی شد. پاسدار بود و فرمانده پدافند هوایی لشکر 10 و فقط  6 ماه مانده بود که بازنشسته شود اما راهی سوریه شد.

او ادامه می دهد: از رفتنش ممانعت نمی کردم چون اینطوری حرف و عملمان تضاد پیدا می کرد. نمی شد که حرف یک چیز باشد و عمل چیز دیگری باشد.  در حرف همیشه برای مصیبت های حضرت زینب(س) گریه کردیم و بارها گفتیم کاش آن زمان بودیم و نمی گذاشتیم که حضرت زینب(س) تنها باشد. ولی الان که موقع عمل رسیده است اگر شانه خالی می کردیم، معلوم می شد حرف ها شعار بوده و لقلقه زبان و الان موقع عمل از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده ایم.

همسر شهید ایزدیار در مورد نحوه شهادت همسرش می گوید: 47 ساله بود که شهید شد. برای شناسایی عملیات رفته بودند. سه فرمانده با هم بودند که موقع برگشت تک تیراندازها کمین کرده و سه نفر را با هم به فاصله نیم ساعت شهید کرده بودند. شهید کاظمی و سعید قاسمی و شهید ایزدیار.

او از دلتنگی بچه ها وقت نبودن پدر چنین می گوید: بچه ها اولش خیلی دلتنگی می کردند. دیگر کم کم قبول کردند و با این قضیه کنار آمدند. بر حسب اعتقاد و ایمانی که من در وجودشان دیده ام الان همه چیز را پذیرفته اند. چون پدرشان به راه حق و حقیقت رفته، بچه ها هم این اثرگذاری را دیده اند و قبول کرده اند. زینب هم که هنوز زیاد متوجه نیست و فکر می کند پدرش برمی گردد. با عکس پدرش حرف می زند و زندگی می کند. اگر کار اشتباهی می کند می گوید بابا ناراحت شد و می رود عکسش را تماشا می کند و با عکس پدرش دنیایی دارد. گاهی هم سراغ پدرش را از من می گیرد و می گوید: «چرا بابا نمی آید من را ببوسد؟ بگو بابا بیاید و برای من دوچرخه زرد بگیرد» و از این جمله چیزها که من هم می گویم باشد به بابا می گویم.

ناهید عبداللهی از زندگی همسری می گوید که همه حرف هایش برای او حکم وصیت نامه یک شهید را داشته است. او می گوید: همسرم وصیت نامه نداشت اما زندگی اش همیشه جوری بود که انگار مشغول نصیحت و وصیت بود. با زبان نرم همیشه با بچه ها صحبت می کرد و لحن پند آمیز داشت و اهل حرف زدن بود. دوست داشت با بچه ها حرف بزند و حرفش هم اثرگذار بود الان گاهی فکر می کنم بچه ها همان حرف های پدر را در زندگی شان پیاده می کنند. فکر می کنند که پدرشان از چه چیزهایی بدش می آمد و ناراحت می شد سعی می کنند از همان موضوع دوری کنند و از هر کاری خوشحال می شد آن را پیاده می کنند.

او ادامه می دهد: شهدا در همه زندگی شان انگار گلچین شده اند و هر خوبی انگار در وجودشان جمع است. شهید ایزدیار هم از هر نظر ایده آل بود. خیلی با اخلاص بود. هر کاری که می خواست انجام بگیرد می گفت: «ببینید اگر رضایت خدا در آن است انجام دهید اگر نه که هیچ.» خیلی مهربان و دلسوز بود. در خط رهبری بود و ارتباط عمیقی با خدا داشت. اهل مستحبات بود. نماز جمعه و دعای ندبه اش کمتر ترک می شد. قرآن خواندن و نماز اول وقت خواندن برایش مهم بود. ارتباط خیلی نزدیکی با خدا داشت.

همسر شهید ایزدیار هیچ گاه به شهادت همسرش فکر نمی کرد. او می گوید: حتی احتمال شهادتش را هم نمی دادم موقعی هم که رفت اصلا فکر نمی کردم برنگردد چون همیشه می گفت ما جلو نمی رویم ما عقب خط هستیم. هیچ وقت جوری صحبت نمی کرد که ما در مورد او احساس خطر کنیم. اما همیشه ترس از دست دادنش را داشتم. قبل از اینکه حرف سوریه شود می ترسیدم که او را از دست بدهم چون خیلی خوب بود.

او از کتوم بودن همسرش در جهاد چنین می گوید: 26 روز در سوریه بود که شهید شد. تلفن که می زد از آنجا همیشه جوری صحبت می کرد که انگار آنجا در راحتی و آسایش است. سعی می کرد طوری صحبت کند که ما متوجه سختی هایی که در گیر آن است نشویم. درحالی که در سرمای شدید و غذای کم امور می گذراندند. ولی نمی گفت. نمی دانستیم آنجا فرمانده است و هیچ چیزی از سوریه برایم تعریف نمی کرد گاهی هم که من می پرسیدم که آنچا چکار می کنی و کارت چیست؟ می گفت: «هیچی سفره پهن می کنیم و خیار و گوجه خرد می کنیم.» شوخی می کرد و به شوخی برگزار می کرد تا ما متوجه اصل قضیه نشویم. از زیارت حضرت زینب(س) هم تعریف می کرد یکسری که رفته بودند گفت زیارت بودم و خیلی جایت خالی بود. 

همسر شهید ایزدیار از مفقود شدن پیکر همسرش چنین می گوید: بعد از شهادت پیکرش دست دشمن افتاد. تک تیراندازهای تکفیری وقتی کسی را که می زنند کمین می کنند تا پیکرها را برداشته و به وسیله آن مبادله انجام دهند. در مورد شهید ایزدیار هم این اتفاق افتاد تقاضای مبادله خیلی سنگین کرده بودند چون می دانستند که ایشان فرمانده است. تکفیری ها گفته بودند که یا سه منطقه را آزاد کنید یا مقدار زیادی پول بپردازید که رقم بالایی بود و یا  چند تن از اسیران خونخوار داعش را اسم برده بودند و خواسته بودند که آزاد کنیم تا با این پیکرها مبادله شوند. که ما موافقت نکردیم و گفتیم حتی راضی نیستیم که یک اسیر هم به خاطر این پیکر آزاد شود. گفتیم چیزی که در راه خدا رفته دیگر نیازی به پس گرفتنش نیست.



نوع مطلب :
برچسب ها : حاج رضاایزدیار، پاسدار انقلاب، شریفی11،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نتیجه تصویری برای 22 بهمن

نوع مطلب :
برچسب ها : شریفی11،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نتیجه تصویری برای خدا

نوع مطلب :
برچسب ها : منو خدا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : خدایا تورادارم بس،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جامانده ام خدایا کمکم کن به جمع رفقای شهیدم بپیوندم. منوچهرشریفی

نوع مطلب :
برچسب ها : جامانده ها،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
تصویر مرتبط



منوچهر شریفی




نوع مطلب :
برچسب ها : شهدا111،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
ربیع الاول

یوم الله نهم ربیع الاول، سالروز آغاز امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و روز تجدید میثاق با آن امام همام و آخرین ذخیره الهی می باشد.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، یوم الله نهم ربیع الاول، سالروز آغاز امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و روز تجدید میثاق با آن امام همام و آخرین ذخیره الهی می باشد، شایسته است عاشقان و منتظران در هر کجا هستند در این روز بصورت ویژه توجه به امام زمان علیه السلام نمایند، چرا که نهم ربیع الاول، در امتداد غدیر و بلکه خود، غدیری دیگر است. باید در این روز با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خود، تجدید پیمان کرده و بر مفاد عهد و میثاق خود مروری دوباره داشته باشیم.

جشن آغاز امامت

روز نهم ربیع الاول،سالروز شروع امامت منجی عالم بشریت، موعود انبیاء، پایان بخش طومار حاکمیت طاغوت و برقرار کننده حکومت عدل الهی در سرتاسر زمین است. زیرا هشتم ربیع الاول سال 260 ه.ق، امام حسن عسکری علیه السلام پس از این که نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسیدند و هر گاه امامی به شهادت می رسد تمام معارف و علوم امام قبل به امام بعد منتقل و امامت و هدایت انسان ها به ایشان می رسد، از این رو مناسب است که شیعیان و منتظران امام زمان(عج) روز نهم ربیع الاول را جشن گرفته و با حضرتش پیمانی مجدد ببندند. اما وقتی که سخن از برگزاری جشن یا شادمانی به مناسبت آغاز امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و بیعت با ایشان می شود. برخی می پرسند: معنای این کار چیست؟ مگر در عصر امامان شیعه چنین رسمی بوده است که امامی شهید شده و روز بعد، برای امامت فرزندش شادمان باشند؟

به پاس داشت روز نهم ربیع الاول منتظران و دلدادگان حضرت می توانند با برپایی جشن امامت رسیدن حضرت، توزیع هدایا بین مردم بخصوص جوان ها، برگزاری جلسات معرفتی پیرامون امام زمان، سفر به اماکن زیارتی و به خصوص مسجد مقدس جمکران، برگزاری مراسم دعای ندبه در صبح روز نهم ربیع الاول و یا برگزاری مراسم دعای عهد و زیارت آل یس در عصر روز نهم ربیع الاول، ارسال پیامک تبریک روز نهم ربیع الاول، نصب پرچم های مهدوی، صدقه دادن جهت سلامتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه، قربانی کردن به نیت سلامتی حضرت و توزیع بین فقراء، هدیه دادن به کودکان به خصوص نام های مهدی و دیگر القاب امام زمان و باز کردن گره از کار شیعیان در ترویج اهمیت این روز سهیم باشند

دو نوع شادمانی

در پاسخ این پرسش باید بگوییم: در تاریخ دو نوع شادمانی برای به امامت رسیدن امام معصوم علیه السلام داریم. یک نوع وقتی است که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم حضرت علی علیه السلام را به عنوان امام معرفی می کند. برای روز عید غدیر، مراسم های خاصی داشتیم و امامان هم بر آن و بزرگداشت آن تأکید کرده اند؛ البته جشنی متناسب با عرف زمانه خودش؛ یعنی وقتی پیامبر، حضرت علی علیهما السلام را به عنوان امام در غدیر مطرح می کنند که یک حالت عمومی دارد، این همراه خودش، جشن دارد؛ تا چند روز افراد به امیرالمومنین علیه السلام تبریک می گفتند؛ حتی بعد از این واقعه هم، وقتی کسی خبردار می شد به آن حضرت تبریک می گفت؛ چون پیامبر فرموده بودند که حاضران به غایبان بگویند. حاجیانی که به مناطق خودشان برمی گشتند و این خبر مهم را به منطقه خودشان می رساندند، عده ای که تازه خبردار می شدند باز هم به امیرالمومنین علیه السلام تبریک می گفتند. جشن گرفتن در این روز در سیره علما هم بود است. با اینکه عید قربان و عید فطر از عیدهای اسلامی است؛ اما علاوه بر این دو عید، عید غدیر را بسیار گرامی می داشتند.
اما نوع دوم، آغاز امامت، بعد از شهادت امام قبلی است. سیره اهل بیت علیهم السلام در این مورد چگونه بوده است؟ اول اینکه طبیعی است که ایشان به مناسبت شهادت امام قبلی، محزون بوده اند. شیعیان نزد امام جدید می آمدند و ابتدا شهادت امام قبلی را تسلیت می گفتند و سپس با امام جدید بیعت می کردند. امام با تعابیر مختلف به اینها می گفتند خوشحال باشید که با ما هستید و شیعیان هم خوشحال بودند که گمراه نشده اند و امام بعدی را شناخته اند.

بنابراین با نزدیک شدن به ایام نهم ربیع الاول، آغاز امامت یگانه منجی عالم بشریت و سخن از بیعت با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ برای کسی احساس غریبی پیش نیاید؛ زیرا تجدید عهد و بیعت برای جریان امامت امام علیه السلام چیز جدیدی نیست و با توجه به این که امام این عصر امام مهدی علیه السلام هستند و شیعیان هر لحظه منتظر ظهور ایشان هستند باید در مناسبت های مختلف علاوه بر تجدید پیمان قلبی به دنبال فراگیری وظایف خود در زمان غیبت باشند.

با توجه به این که امام این عصر امام مهدی علیه السلام هستند و شیعیان هر لحظه منتظر ظهور ایشان هستند باید در مناسبت های مختلف علاوه بر تجدید پیمان قلبی به دنبال فراگیری وظایف خود در زمان غیبت باشندقدمی برای حضرت برداریم

به پاس داشت روز نهم ربیع الاول منتظران و دلدادگان حضرت می توانند با برپایی جشن امامت رسیدن حضرت، توزیع هدایا بین مردم بخصوص جوان ها، برگزاری جلسات معرفتی پیرامون امام زمان، سفر به اماکن زیارتی و به خصوص مسجد مقدس جمکران، برگزاری مراسم دعای ندبه در صبح روز نهم ربیع الاول و یا برگزاری مراسم دعای عهد و زیارت آل یس در عصر روز نهم ربیع الاول، ارسال پیامک تبریک روز نهم ربیع الاول، نصب پرچم های مهدوی، صدقه دادن جهت سلامتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه، قربانی کردن به نیت سلامتی حضرت و توزیع بین فقراء، هدیه دادن به کودکان به خصوص نام های مهدی و دیگر القاب امام زمان و باز کردن گره از کار شیعیان در ترویج اهمیت این روز سهیم باشند.

خلاصه سخن:

وقتی سخن از برگزاری جشن به مناسبت آغاز امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می شود، برخی می پرسند: معنای این کار چیست؟ مگر در عصر امامان شیعه چنین رسمی بوده است که امامی شهید شده و روز بعد، برای امامت فرزندش شادمان باشند؟ در پاسخ این پرسش به دو نوع شادمانی مرسوم که برای به امامت رسیدن امام معصوم علیه السلام صورت می گرفته را از تاریخ می پردازیم.

منبع:تبیان

به یادشهدا111




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شهیدبراتعلی سرخانی در یک خانواده مذهبی درکرج به دنیا امد

خانواده کارگری .به گفته پدر شهید مردی مهربان وولایی که 65 سال دارد

میگوید علی وقتی 14 سال داشت بابچه های مسجد المهدی عج رفاقت

میکرد کم کم علی بچه هیئتی ومسجدی تمام عیار شد.سرانجام درسن 17

سالگی داوطبانه به  فرمان امام لبیک گفت و به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد

درعملیات خیبر سال 63جزیره مجنون شهید شد شب عید سال63 درامامزاده محمد

به خاک سپرده شد روحش شاد ویادش گرامی پیوست صلوات







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

**




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
  پیوست صلوات

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

دانلود آهنگ جدید