تبلیغات
به یادشهدا111
 
به یادشهدا111
من فقط سربازم
درباره وبلاگ


زنده نگهداشتن یادونام شهدا کمتر ازشهادت نیست [حضرت آقا ]

کار این وبلاگ برای خداست اگر ایرادی درمطالب هست ازراهنماییتون ممنون میشم
.تشکر ازدوستان بابت همکاری آقایان داریوش اطیابی و مداح اهل بیت «کربلایی محمد خانی ودوست عزیز بهتر ازجانم...... نصرتی وایزدیار خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین
به یادشهیدمجیدکلانتری

مدیر وبلاگ : خادم شهدا منوچهر شریفی هشجین
نظرسنجی
سلام نظر خود رانسبت به وبلاگ اعلام نمایید






زندگی‌نامه






روحش شاد ویادش گرامی


خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین


زندگی‌نامه

نام و نام خانوادگی: میثم نجفی
تاریخ تولد: ۱۳۶۷/۲/۱۰
تاریخ شهادت: ۱۳۹۴/۹/۱۲
محل شهادت: حلب، سوریه
تعداد فرزندان: یک فرزند دختر به نام حلما
«شهید میثم نجفی» متولد ۱۳۶۷ از نیروهای سپاه حضرت محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ بود. ۲۱ ساله بود که  

ازدواج کرد. تکاور بود و عشق حضور در میان مدافعان حرم او را به سوریه کشاند. او برای دفاع از حریم اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) به‌صورت داوطلبانه رهسپار سوریه شد و بعد از مدتی در حلب سوریه مجروح شده و به کما رفت؛ اما طولی نکشید که او هم همچون دیگر اعضای کاروان شهدای مدافع حرم، به سوی سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)پرکشید. 
او در ۱۲ آذرماه هم‌زمان با ایام اربعین سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به شهادت رسید. 
از او یک دختر به نام حلما به یادگار مانده است که ۱۷ روز بعد از شهادتش متولد شد.



نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدمیثم نجفی، sharify11.mihanblog.com،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شهید فی دین الله کاشفی  ، فی دین الله کاشفی از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال شهید فی دین الله کاشفی  ، فی دین الله کاشفی از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال شهید فی دین الله کاشفی  ، فی دین الله کاشفی از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال شهید فی دین الله کاشفی  ، فی دین الله کاشفی از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال شهید فی دین الله کاشفی  ، فی دین الله کاشفی از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال شهید فی دین الله کاشفی  ، فی دین الله کاشفی از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال شهید فی دین الله کاشفی  ، فی دین الله کاشفی از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال شهید فی دین الله کاشفی  ، فی دین الله کاشفی از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال شهید فی دین الله کاشفی  ، فی دین الله کاشفی از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال

  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡̡̡̡͡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید . تصاویر متحرک شباهنگ .عکس متحرک . تصاویر متحرک . تصویر متحرک shabahang Pics - www.shabahang-20.blogfa.com ; shabahang20. or mihanblog. or لیموبلاگ .or ...  .com. ir-_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡;͡͡͡ ;͡  ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

زندگینامه

شهید در دوم آبان ماه سال 1304  در یک خانواده مذهبی ومتعهد به اسلام چشم به جهان گشود ودر پیش میرزای آن زمان به فراگیری قران پرداخت .در حدود12-13 سالگی پدرش را از دست داد .بعد از 2 ماه مادرش را نیز از دست داد. ایشان با برادر وخواهر بزرگتر از خودش زندگی را پشت سر گذاشت ،تا اینكه به سن بلوغ رسید وهمسری اختیار نمود كه ا ز ثمره این ازدواج ،خداوند چند فرزند به نام های صفت الله، رسول، محمد، صباحت، به این زوج دادند . دو تا از فرزندانش به نامهای رسول وصباحت در دوران كودكی در گذشتند .در حدود 6 ماهگی فرزند آخرش ترفه، همسرش نیز از دنیا رفت و سرپرستی فرزندان را به عهده گرفت.

بعد از مدتی زن دیگری را اختیار كرد كه از ثمره این ازدواج خداوند دو فرزند دیگری به نام سمیع اله وزهرا عطا فرمود. او با كشاورزی ودامداری وسایر شغلها مشغول بوده وبا دسترنج خود امرار معاش می نمود وبه زندگی بی الایش وبدون هر گونه تزیینات علاقه داشت ودر خانوده واجتماع با خوشرویی با مردم برخورد می  كرد.

قبل از انقلاب به تقوا وپاكدامنی واهل صلاه و قاری قران در روستا مشهور بود. تا اینكه در سال 1357 به رهبری امام خمینی انقلاب به پیروزی رسید یكی از مردان مبارز وانقلابی این روستا بوده كه برای پیروزی انقلاب اسلامی از هیچ كوششی دریغ نداشت .در آن زمان عضو شورای اسلامی برندق بود كه با درستكاری وتقوا انجام وظیفه می نمود تا اینكه، صدام جنایتكار به تحریك ابرقدرتهای شرق و غرب به كشور ایران حمله كرد .به محض اعلام آمادگی بسیج مردم از طرف رهبر انقلاب امام خمینی، به فریادامام لبیك گفته وبه عضویت بسیج در آمدو با فرزند بزرگ خود به نام صفت الله كاشفی به جبهه ها شتافتند. با چند بار شركت در جبهه های جنگ ،فرزندش به لقا الله پیوست وشهید شد. نه اینكه از شهادت فرزند وجگرگوشه اش ناراحت نبود بلكه، بسیار خوشحال بود وبر شهادت فرزندش در راه اسلام افتخار میكرد .همیشه تكیه كلامش این بود كه، خدایا ؛شكر كه لیاقت آن را داشتیم كه فرزند خود را در راهت قربانی كنم. بعد از شهادت فرزند عزیزش چندین بار عازم جبهه ها شد تا اینكه، در عملیات خیبر جاوید الاثرگشت. بدین وسیله به ارزوی خود كه شهادت در راه اسلام وجلب رضای ایزد متعال بود رسید . خداوند روح كلیه شهیدان را شاد وبه بازماندگانشان صبر عنایت فرماید.


  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡̡̡̡͡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید . تصاویر متحرک شباهنگ .عکس متحرک . تصاویر متحرک . تصویر متحرک shabahang Pics - www.shabahang-20.blogfa.com ; shabahang20. or mihanblog. or لیموبلاگ .or ...  .com. ir-_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡;͡͡͡ ;͡  ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

وصیت‌نامه 

بسمه تعالى

با سلام و درود به حضور امام عصر ناموس دهر حجت بن الحسن عج منجى عالم و با سلام و درود گرم به حضور امام امت ،حسین زمان ،پیر جماران، سرپرست خانواده محترم شهدا و با سلام و آرزوى پیروزى نهایى بر رزمندگان كفر ستیز جبهه هاى نور علیه ظلمت وصیتم را با چند كلمه گهربار از نایب بزرگوار حضرت مهدى امام امت آغاز مى كنم.

شما پیروزید براى این كه شهادت را در آغوش دارید.

اى جوانان نكند در رختخواب ذلت بمیرید و نكند در جاهلیت و نادانى بمیرید كه حسین(ع) ،در میدان نبرد شهید شد. اى عزیزان نكند در جهل و جاهلیت بمیرید كه على(ع) در محراب عبادت شهید شد. اى پدران و مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیرى كنید كه فردا در محضر خدا نمى توانید جواب زینب را بدهید كه تحمل 72 شهید را نموده است.

همه شما مثل خاندان وهب فرزندانتان را به جبهه ها بفرستید و حتى جسد او را هم نگیرید. زیرا مادر وهب فرمود: سرى را كه درراه خدا داده ام پس نخواهم گرفت.

برادران استغفار و دعا را از یاد نبرید كه، بهترین درمان براى تسكین دردهاست.

سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید كه تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد. بنده هیچ قرضى به خدا ندارم. تمام تكلیف الهى مثل خمس، زكات، نماز و روزه كه همه آنها را پرداخت نموده و به پایان رساندم. فقط 1 روز روزه در گردنم در میان خودم و خدا هست.

خدا یار خمینى. نگهدار خمینى.

ضمنا یك‌سوم مال خودم را به خودم خرج نمایند.

راضیم در راه دین گردد سرم از تن جدا     من بمیرم باك نیست اما بماند رهبرم

امیدوارم بچه‌هاى آینده انقلاب راه ما را ادامه دهند.

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡̡̡̡͡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید . تصاویر متحرک شباهنگ .عکس متحرک . تصاویر متحرک . تصویر متحرک shabahang Pics - www.shabahang-20.blogfa.com ; shabahang20. or mihanblog. or لیموبلاگ .or ...  .com. ir-_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡;͡͡͡ ;͡  ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_


شهدای خلخال ، شهید  ، جبهه و شهادت ، شهدای خوجین ، وصیت شهید ، زندگی نامه شهید ، شهیدان را شهیدان می شناسند.

 ،شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء       ،شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء

 روحش شاد و راهش پر رهرو باد


خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین

.



نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای برندق، شهدای خلخال،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مادران بسیاری در این مرز و بوم جوانان رشیدشان را تقدیم اسلام کرده اند اما سهم مادران شهدای گمنام پس از جنگ از فرزندانشان کمتر از دیگرمادران بود.

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛در قطعه ۲۶ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) یادبودی است که خیلی‌ها با دیدن عکس صاحب آن و عنوان «شهید گمنام» که روی سنگ مزار نوشته شده، می‌روند و زائر شهید مفقودالاثر «ابراهیم هادی» می‌شوند؛ شهیدی که برای بچه‌های جنوب شرق تهران و کسانی که اهل دل هستند، خیلی عزیز است البته این شهید برای جوان‌هایی که کتاب «سلام بر ابراهیم» را خواندند، حال و هوای دیگری دارد.

پهلوان بسیجی ابراهیم هادی از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.

 
ابراهیم دوران دبستان را به مدرسه طالقانی رفت و دبیرستان را نیز در مدارس ابوریحان و کریم‌خان گذراند. او در سال ۵۵ توانست به دریافت دیپلم ادبی نائل شود. از همان سال‌های پایانی دبیرستان، مطالعات غیر درسی را نیز شروع کرد؛ حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی و همراهی و شاگردی استادی نظیر مرحوم علامه «محمدتقی جعفری» بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم مؤثر بود.
این شهید مفقود، در دوران پیروزی انقلاب شجاعت‌های بسیاری از خود نشان داد؛ همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد.

یکی از کارهای ابراهیم انتقال مجروحان و شهدا از منطقه به عقب جبهه بود. گاهی اوقات پیکرهای مطهر شهدا در ارتفاعات بازی‌دراز بر شانه‌های ابراهیم می‌نشست تا به دست خانواده‌هایشان برسد.
زندگینامه شهید ابراهیم هادی

**خاطراتی از ابراهیم؛

*عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذ شته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.

ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد.تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد. ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پراز ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو! همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد.

کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود و شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم کلی با اون دزد صحبت کرد و فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده.

ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و یه شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد و شب هم شام خورد و استراحت کردند.صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند. ابراهیم هم جواب داده بود:مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کند و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.

* عصر بود که حجم آتش کم شد، با دوربین به نقطه ای رفتم که دید بهتری روی کانال داشته باشم.آنچه می دیدم باور نکردنی بود. از محل کانال فقط دود بلند می شد ومرتب صدای انفجار می آمد. اما من هنوز امید داشتم.با خودم گفتم:ابراهیم شرایط بسیار بدتری از این را هم سپری کرده، نزدیک غروب شد.

من دوباره با دوربین به کانال نگاهی انداختم.احساس کردم از دورچیزی پیداست و در حال حرکت است.با دقت بیشتری نگاه کردم.کاملاً مشخص بود،سه نفر در حال دویدن به سمت ما بودند ودرمسیر مرتب زمین می خوردند و بلند می شدند وزخمی وخسته به سمت ما می آمدند .معلوم بود از کانال می آیند.فریاد زدم و بچه ها را صدا کردم.به بقیه هم گفتم تیراندازی نکنید.بالاخره آن سه نفر به خاکریز ما رسیدند. پرسیدم:از کجا می آیید.

حال حرف زدن نداشتند. یکی از آنها خواست . سریع قمقمه رو به او دادم.دیگر دیگری هم از شدت ضعف وگرسنگی بدنش می لرزید. وسومی بدنش غرق به خون بود. وقتی سرحال آمدند گفتند:از بچه های کمیل هستند.

با اضطراب پرسیدم: بقیه بچه ها چی شدن؟ در حالی که یکی از آنها سرش را به سختی بالا می آورد گفت:فکر نمی کنم کسی غیراز ما زنده باشد.

هول شده بودم.دوباره وبا تعجب پرسیدم:این پنج روز چه جوری مقاومت کردید؟ باهمان بی رمقی اش جواب داد زیر جنازه ها مخفی شده بودیم اما یکی بود که این پنج روز کانال رو سر پا نگه داشته بود.

عجب آدمی بود! یک طرف آر پی جی می زد و یک طرف تیربار شلیک می کرد. یکی از اون سه نفرپرید توی حرفش و گفت:همه شهدا رو ته کانال هم می چید .آذوقه وآب رو پخش می کرد،به مجروح ها می رسید.اصلاً این پسر خستگی نداشت.

گفتم :مگر فرمانده ها ومعاون های دوتاگردان شهید نشدن ، پس از کی داری حرف می زنید؟

گفت:یه جوونی بود که نمی شناختیمش ، موهایش این جوری بود ... ، لباسش اون جوری و چفیه... . داشت روح از بدنم جدا می شد.سرم داغ شده بود.آب دهانم را قورت دادم.اینها همه مشخصه های ابراهیم بود.با نگرانی نشستم ودستانش را گرفتم وگفتم:آقا ابراهیم الان کجاست؟ گفت: تا آخرین لحظه که عراق آتش می ریخت زنده بود وبه ما گفت :تا می تونید سریع بلند بشیدو تا کانال رو زیر ورو نکردند فرار کنید. یکی ازاون سه نفر هم گفت:من دیدم که زدنش.با همون انفجار اول افتاد روی زمین.

این گفته ها آخرین اخباری بود که از کانال کمیل داشتیم و ابراهیم تا به حال حتی جنازه ای هم ازش پیدا نشده ، همیشه دوست داشت گمنام شهید شود.

چند سال بعداز عملیات تفحص شهدا، محمود وند از بچه های تفحص که خود نیز به درجه رفیع شهادت رسید نقل می کند: یک روز در حین جستجو، در کانال کمیل شهیدی پیدا شد که دروسایل همراه او دفترچه یادداشتی قرار داشت که بعد از گذشت سالها هنوز قابل خواندن بود، درآخرین صفحه این دفترچه نوشته شده بود:

امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم، آب و غذا را جیره بندی کردیم، شهدا انتهای کانال کنارهم  قرار دارند، دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س)

* سال اول جنگ بود. به مرخصی آمده بودیم. با موتور از سمت میدان سرآسیاب به سمت میدان خراسان در حرکت بودیم. ابراهیم (شهید ابراهیم هادی)عقب موتور نشسته بود.

از خیابانی رد شدیم. ابراهیم یک دفعه گفت: امیر وایسا! من هم سریع آمدم کنار خیابان. با تعجب گفتم. چی شده؟! گفت: هیچی، اگر وقت داری بریم دیدن یه بنده خدا!‌ من هم گفتم: باشه، کار خاصی ندارم.

با ابراهیم داخل یک خانه رفتیم. چند بار یاالله گفت. وارد اتاق شدیم. چند نفری نشسته بودند. پیرمردی با عبای مشکی و کلاهی کوچک بر سر بالای مجلس بود. به همراه ابراهیم سلام کردیم و در گوشه اتاق نشستیم. صحبت حاج آقا با یکی از جوان‌ها تمام شد. ایشان رو کرد به ما و با چهره‌ای خندان گفت: آقا ابراهیم راه گم کردی، چه عجب این طرف ‌ها!

ابراهیم سر به زیر نشسته بود. با ادب گفت: شرمنده حاج آقا، وقت نمی‌کنیم خدمت برسیم. همین طور که صحبت می‌کردند فهمیدم ایشان، ابراهیم را خوب می‌شناسد حاج آقا کمی با دیگران صحبت کرد.

وقتی اتاق خالی شد رو کرد به ابراهیم و با لحنی متواضعانه گفت: آقا ابراهیم ما رو یه کم نصیحت کن! ابراهیم از خجالت سرخ شده بود. سرش را بلند کرد و گفت: حاج آقا تو رو خدا ما رو شرمنده نکنید. خواهش می‌کنم این طوری حرف نزنید بعد گفت: ما آمده بودیم شما را زیارت کنیم. انشاء‌الله در جلسه هفتگی خدمت می‌رسیم. بعد بلند شدیم، خداحافظی کردیم و به بیرون رفتیم.

بین راه گفتم: ابراهیم جون، تو هم به این بابا یه کم نصیحت می‌کردی. دیگه سرخ و زرد شدن نداره!‌ با عصبانیت پرید توی حرفم و گفت: چی می‌گی امیر جون، تو اصلاً این آقا رو شناختی!؟ گفتم: نه، راستی کی بود!؟

جواب داد: این آقا یکی از اولیای خداست. اما خیلی‌ها نمی‌دانند. ایشون حاج میرزا اسماعیل دولابی بودند. سال ها گذشت تا مردم حاج آقای دولابی را شناختند. تازه با خواندن کتاب طوبی محبت فهمیدم که جمله ایشان به ابراهیم چه حرف بزرگی بوده.
زندگینامه شهید ابراهیم هادی

** جاوید الاثر؛

و سرانجام ابراهیم، در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه‌های گردان کمیل و حنظله در کانال‌های فکه مقاومت کرد اما تسلیم نشد و در ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه‌های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید و این هم آخرین تصویر از پیکر پهلوان بسیجی شهید «ابراهیم هادی» در کانال قتلگاه فکه گرفته شده توسط تلویزیون عراق، که در نشریه پلاک هشت منتشر شده است.
 
 
ابراهیم همیشه از خدا می‌خواست گمنام بماند؛ چرا که گمنامی صفت یاران خداست.


خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین




نوع مطلب :
برچسب ها : سالوزشهادت، ابراهیم هادی پور،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

۲۹فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران



ارتش, 29 فروردین روز ارتش, روز ارتش, روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران‎

29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران

نامگذاری 29 فروردین به نام روز ارتش از ابتکارات امام خمینی(ره) بود. آن هم در شرایطی که ارتش جمهوری اسلامی با کارشکنی های مختلف داخلی و خارجی روبه رو بود.

پس از پیروزی انقلاب، در شرایطی که دشمنان کمین کرده انقلاب و به تبعیت از آنان دوستان نا آگاه، نغمه شوم و خطرناک انحلال ارتش را سرداده بودند و ارتش در حساسترین شرایط حیات خود قرار گرفته بود، امام خمینی (ره) به عنوان بزرگترین حامی ارتش پای در میدان نهاد و نقشه شوم دشمنان انقلاب را نقش بر آب نمود و طی پیامی، با قاطعیت هرچه تمامتر، ضرورت حفظ ارتش را اعلام و در جهت انسجام، یکپارچگی و وحدت ارتش، فرمان تاریخی و مهمی را صادر فرمودند و روز 29 فروردین را روز ارتش نامگذاری کردند.


چه شد که 29 فروردین به نام ارتش نام گذاری شد؟
از 19 بهمن 57 و دیدار همافران نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره) ارتشی ها با سرعت بیشتری به انقلاب اسلامی پیوستند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از همان اولین روز ، کار خود را برای دفاع از انقلاب اسلامی ایران شروع کردند.اولین درگیری و نا آرامی در منطقه ترکمن صحرا و در نزدیک مرزهای شوروی(سابق) توسط گروهکهای چپ و مزدوران استکبار با هدف خودمختاری منطقه آغاز شد که با اعزام یگانی از کارکنان داوطلب نیروی زمینی ارتش سرکوب شد.

 

ارتش به سراغ کنترل ناآرامی های سایر مناطق مثل کردستان و آذربایجان غربی رفت. همزمان جنگ روانی علیه ارتش در داخل و خارج کشور به راه افتاده بود و به دنبال آن بود تا ارتش را یک نیروی ضد مردمی و عامل امپریالیسم معرفی کند که همچنان سرکوب مردم را ادامه می داد و بایستی منحل می شد و جای خود را با یک ارتش خلقی یا بی طبقه توحیدی عوض می کرد. همین جوسازی ها سبب شد تا شهید سپهبد ولی الله قرنی اولین رییس ستاد مشترک ارتش در نامه ای استعفای خود در روزهای اول فروردین 1358 را به امام خمینی (ره) تقدیم کند.

 

ارتش,علت نامگذاری 29 فروردین به عنوان روز ارتش,روز ارتش

 29 فروردین روز بزرگداشت حماسه آفرینی های دلاور مردان ارتش ایران

 

شهید قرنی در استعفای خود با شکایت از اقدامات ضد انقلاب و دشمنان خارجی و دخالت های بیجا در امور ارتش چنین نوشته بود:

<< معاون نخست وزیر انقلاب که خود را واضع مقررات و مالک الرقاب می داند بدون آنکه بداند ارتش چه موقعیت و چه امکاناتی دارد و متأسفانه بدون اینکه حتی اینجانب را طرف مشورت قرار دهد هر روز دستوراتی صادر می نماید که ارتش بایستی شاهد لطمه ای دیگر بر روحیات افسران و افراد خود و افتادن مقداری سلاح و مهمات و مال و منال به دست افراد ناصالح و وابسته به خارجیان باشد و... وزیر دفاع بدون مشورت و نظر خواهی از اینجانب و خارج از وظایف خود می رود و از رادیو و تلویزیون و مطبوعات نسنجیده می گوید که سربازان فروردین مرخص و بالنتیجه تعداد معدودی که از ارتش با خون دل به سربازخانه ها کشانده بود، نگهداری سربازخانه ها را رها کرده و به موطن خود می روند و شب هنگام عناصر توده ای وابسته به سیاستهای خارجی با کامیونها به سربازخانه ها می روند و باقیمانده اسلحه و مهمات را بار کرده و به خارج از شهر می برند... دولت بدون مشورت با ارتش و آگاه ترین مرجع ارزیابی کردستان، نمایندگانی را به آن صفحات می فرستند که با ورود آنها و اولین سخن پراکنی که می کنند مردم را به پادگان مهاباد ریخته و غارت می کنند و در جلوی همین هیأت فرماندة پادگان را گلوله باران می کنند...>>


 کمتر از یک ماه بعد، سپهبد قرنی توسط گروهک فرقان ترور شد و به شهادت رسید تا علاوه بر آثار جنگ روانی سنگینی که بطور مستقیم و غیر مستقیم توسط دشمنان خارجی، طیف ضدانقلاب، منافقین، حزب توده و عناصر نا آگاه در ارتش جریان داشت، بی انضباطی، سستی و عدم تمکین از فرماندهان نیز به مشکلات ارتش اضافه شود.

 

مشکلات فراوان ارتش سبب شد تا فرماندهان وقت ارتش جمهوری اسلامی ایران با درخواست وقت ملاقات از امام خمینی(ره) برای بیرون رفتن از این وضعیت چاره اندیشی کنند و از امام (ره) بخواهند ایشان فرماندهی خود بر کل نیروهای مسلح را مجدداً اعلام نمایند. تا با استفاده از این حکم حکومتی قوام و انضباط بر ارتش برگردد. امام خمینی نیز (ره) با صدور پیامی تاریخی در تاریخ 29 فروردین سال 58 خطاب به ملت ، سنگ بنای روز ارتش را گذاشتند.

 

پیام تاریخی امام خمینی (ره) در سال 1358 و نامگذاری روز ارتش
با پیام تاریخی و حیات بخش امام خمینی (ره) در سال 1358 ارتش تولدی نو یافت و (ارتش جمهوری اسلامی ایران) پا به عرصه وجود گذاشت.

 

روز ارتش,علت نامگذاری 29 فروردین به عنوان روز ارتش,ارتش ایران

نامگذاری 29 فروردین به نام روز ارتش از ابتکارات امام خمینی(ره) بود.

 

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

26 فروردین 58/ 17 جمادى الاولى 99
ملت شریف و مبارز ایران- وفقهم اللَّه تعالى

با اهداى سلام و سپاس از مجاهدات خستگى ناپذیر شما ملت شجاع که اهداف مقدس اسلام را تا آستانه پیروزى رساندید و دست خیانتگران داخلى و خارجى را با خواست خداى بزرگ قطع کردید، لازم است به تذکرات زیر توجه نمایید:
1- روز چهارشنبه 29 فروردین روز ارتش اعلام مى‏ شود. ارتش محترم در این روز در شهرستان هاى بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانى خود را از جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ایران و حضور خود را براى فداکارى در راه استقلال و حفظ مرزهاى کشور اعلام نمایند.


2- ملت ایران موظفند از ارتش اسلامى استقبال کنند و احترام برادرانه از آنان نمایند. اکنون ارتش در خدمت ملت و اسلام است و ارتش اسلامى است، و ملت شریف لازم است آن را به این سِمت رسماً بشناسند و پشتیبانى خود را از آن اعلام نمایند. اکنون مخالفت با ارتش اسلامى که حافظ استقلال و نگهبان مرزهاى آن است جایز نیست. ما و شما و ارتش، برادرانه باید براى حفظ و امنیت کشورمان کوشش کنیم و به شرارت اشرار و اختلال مفسدین خاتمه دهیم.


3- افراد ارتش موظفند در داخل ارتش حفظ نظم و سلسله مراتب و ضوابط را بکنند. توجه ننمودن به این مسائل موجب ضعف ارتش اسلامى مى‏ شود و نظام را از هم مى ‏پاشد. سربازان و درجه داران و افسران موظفند سلسله مراتب را حفظ و مراعات کنند؛ چنانچه رؤساى فوق موظفند با ارتش به طور محبت و برادرى رفتار نمایند و از دیکتاتورى که در رژیم طاغوت بود اجتناب نمایند. ارتش اسلامى باید با حفظ سلسله مراتب و نظام صحیح اسلامى و اطاعت کامل زیردست از ما فوق و رعایت کامل ما فوق از زیردست، اداره شود. تخلف از این امر ضد انقلاب است و مورد مؤاخذه خواهد بود.


4- افراد خارج از ارتش حق ندارند در امر ارتش دخالت کنند و ارتشى را در داخل ارتش یا خارج بدون مجوز دستگیر کنند. اگر شکایتى دارند یا اطلاع از مجرمیت کسى دارند، روى موازین شرعى و قانونى رسیدگى خواهد شد. دخالت بیجا در داخل ارتش موجب ضعف آنان مى‏شود و مخالف انقلاب اسلامى
است.


5- این قشر از ارتش که در خدمت اسلام و ملت هستند و وفادارى خود را از جمهورى اسلامى اعلام نمودند، اگر خداى نخواسته در رژیم طاغوتى خلاف و گناه صغیره کرده‏اند، با برگشت به سوى خداى تعالى و جمهورى اسلامى مورد عفو خداوند رحمان و عفو ملت شریفند، و این جانب نیز آنان را عفو کردم. امید است آنان با دلگرمى و اعتماد به خدا و ملت شریف به خدمت خود صادقانه ادامه دهند و با قدرت در پادگان هاى خود مستقر شوند. از خداوند تعالى عظمت اسلام و مسلمین و هدایت جوانان فریب‏ خورده ‏اى را که مى ‏خواهند در صفوف مسلمان ها تفرقه بیندازند خواستارم، و هوشیارى ملت را در مقابل توطئه ‏هاى غیر اسلامى امیدوار. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.
روح اللَّه الموسوی الخمینى‏
(صحیفه امام، ج‏7، ص: 20 و 21)

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : روزدلاوران، ارتشی روزت مبارک، مردان حرم وحریم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


خدایا خودت کمک کن بارحمت بامارفتار کن .اگه باعدلت رفتارکنی بیچاره ایم


منوچهرشریفی





نوع مطلب :
برچسب ها : خدایارحم کن،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : یاصاحب الزمان، کمکش باش،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سازمان بهشت زهرای تهران با انتشار کتاب خاطرات کارکنان بهشت زهرا(س) بخشی از روایتهای باورنکردنی از سالنهای تطهیر و کارمندان خود را روایت کرد که بوی عطر مزار شهید پلارک بخشی از این خاطرات است.سازمان بهشت زهرای تهران با انتشار کتابی بخشی از خاطرات کارمندان بزرگترین گورستان پایتخت را منتشر کرد.یکی از خاطرات زیبا و معنوی که من در این ۳۰ سال و ۴ ماه خدمتم دارم در رابطه با توفیقی بود که خدا به من داد و شهید سید احمد پلارک را درک کردم. چون این شهید بزرگوار به قدری نورانی بود که حتی جنازه اش هم مکتب درس و معرفت بود. شهید پلارک را من شستم و غسل دادم. وقتی او را آوردند من به عنوان ناظر غسالخانه خدمت می کردم و خودم کمتر می شد جنازه ای را غسل کنم.

 ولی وقتی جنازه این شهید عزیز را آوردند خودم دست به کار شدم. نه اینکه فکر کنید من می خواستم. خیلی از زمانها کار در دست ما نبود. یک نیرویی تو را می کشد به سمت جنازه؛ یعنی تو را هدایت می کند. وقتی جنازه مطهرش را آوردند، بوی عطر خوش تمام فضا را بوی عطر و گلاب می داد؛ حتی پس از دفن کردن او هم از قبرش و اطراف قبر بوی خوش و گلاب می داد و فضا را عطرآگین کرده بود.

این روز و این لحظات ارادی نبود. فقط خاطرات و تصویرهایی در ذهنم مانده که گفتن و وصف آن لحظات تا حدودی ممکن است. در حال شستن و غسل شهید پلارک گریه می کردم. به خدا که ارادی نبود!! نگاه کردم دیدم همه گریه می کنند و کسی حال خودش را نداره. چند وقت گذشت روایت بوی خوش و معطر شهید بزرگوار پلارک همه جا دهان به دهان گشت. همه برای زیارت قبر ایشان می آمدند به بهشت زهرا(س) و از نزدیک می دیدند و می شنیدند.
یک روز چند کارشناس به همراه پدر و مادر شهید پلارک به سازمان آمدند تا تحقیق  کنند در رابطه با چگونگی غسل دادن شهید پلارک و اینکه چه کسی او را شسته و قبر را بازدید کنند و در مورد این موضوع اطلاعات جمع آوری کنند. در روز غسل و کفن و دفن شهید پلارک عکسی از او  مانده بود. آن زمانی که من چهره او را باز کرده بودم تا به مادر و پدر  شهید نشان بدهم، تصویر مرا گرفته بودند و بر اساس آن عکس آمدند سراغ من و در مورد چگونگی شستن شهید پلارک از من سئوال کردند. من تمام آنچه دیده بودم و حس کرده بودم را برای آنها گفتم، یادم هست حتی قبر شهید پلارک را با مواد شوینده شستند تا شاید اگر عطر و بویی غیر طبیعی باشد، برود. ولی باز هم معطر و خوشبو بود.
بعد از این ماجرا سالها گذشت و گذشت، جنگ تمام شد. صدام به سزای عمل خود رسید و راه کربلا باز شد و ایرانی های تشنه زیارت حضرت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) برای دیدار یار  روزشماری می کردند. من هم از این طرف شهر، در کنار مرقد مطهر شهدا دلم برای زیارت سرور و سالار شهیدان می تپید و ترس داشتم که آرزویش بر دلم بماند. شبی شهید سید احمد پلارک را در خواب دیدم،  با همان لباس هایی که آوردندش برای غسل کردن، خیلی شگفت زده شده بودم و مسرور و شادمان لبخند می زدم و احوالش را می پرسیدم.
او رویش را به من کرد و گفت: خواسته ای داری؟ چیزی می خوای؟ من کمی فکر کردم و سریع گفتم بله؛ راستش را بخوای می خوام به پابوس آقام ابوالفضل العباس(ع) بروم، میشه؟! یک دفعه از خواب پریدم. فاتحه ای برایش خواندم و با شادی آن روز به اداره آمدم. چند روزی گذشت که دعای شهید سید احمد پلارک مستجاب شد و به زیارت کربلا مشرف شدم.
آری این است هدیه شهدا به کسانی که دوستشان دارند. خدا انشاءالله همه ما را از دوستداران و رهروان شهدا و امام شهدا قرار بدهد.


خادم شهدا :منوچهرشریفی هشجین





نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدسیداحمد، شهیدعطری، سیددست مراهم بگیر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





سرچشمه ی عشق با علی آمده است
گل کرده بهشت تا علی آمده است
شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)
کز کعبه صدای یا علی آمده است

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : حضرت امیر، روزپدر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : منوچهرشریفی هشجین، به یادشهدا111،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : منوچهرشریفی هشجین، سیاه پوشم به احترام شهدا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

روز بزرگداشت شهدا چه روزی است؟

روز 22 اسفندماه در تقویم جمهوری اسلامی ایران که همزمان با سالروز تاسیس بنیاد شهید به فرمان امام (ره) است به نام روز بزرگداشت شهدا نامگذاری شده است.

شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیک شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شکل است. بنیاد شهید در 22 اسفند سال 1358، به فرمان امام(ره) تاسیس شد و دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری است و امور آن طبق مقررات و قوانین مربوط به نهادهای عمومی غیردولتی و در چهار چوب اساسنامه مصوبه و آیین نامه های مربوط زیر نظر رئیس جمهور و نظارت عالیه مقام معظم رهبری اداره می شود. احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی، زنده نگه داشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تکریم از خانواده های معظم شهیدان، جدیت در امور فرهنگی خانواده های شاهد، خوداتکایی و قانونمند کردن ارایه خدمات به آنان و بسیج امکانات نظام به منظور پراکندن عطر ملکوتی شهادت در جامعه، محور فعالیت های این نهاد مقدس است. البته سابقه اولیه این نهاد به دوران آغاز قیام امام(ره) به سال 1342، باز می گردد. بعد از قیام خونین پانزده خرداد 1342 گروهی از روحانیون انقلابی و مبارز و افراد نیکوکار به دستور امام(ره) ماموریت یافتند تا به خانواده های شهدا رسیدگی کنند،

منوچهرشریفی



نوع مطلب :
برچسب ها : روزشهید،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شهید هادی ذوالفقاری، از جمله جانبازان فتنه 88 است که به خیل شهدای مدافع حرم پیوسته است.

به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ شهید محمد هادی ذوالفقاری، معروف به هادی ذوالفقاری در سال ۱۳۶۷ ،  همزمان با سالروز شهادت امام هادی (ع) متولد شد و از همین رو نام او را هادی گذاشتند. او به حدی به امام هادی (ع) علاقه داشت که در شهر امام هادی (ع) یعنی سامراء به شهادت رسید. 

این شهید به دلیل علاقه فراوانی که به شهید ابراهیم هادی داشت، همیشه جلوی موتورش عکس بزرگی از این شهید گرانقدر نصب داشت و در خصلت‌ها خود را خیلی به ابراهیم نزدیک کرده بود.

شهید ذوالفقاری که در درگیری های فتنه 88 جانباز شده بود، جهت  دروس حوزوی به   نجف رفت و  پس از بروز تحولات عراق و بسیج نیروهای مردمی برای دفاع از عتبات عالیات به ویژه سامرا و حرمین عسکریین، به عضویت سازمان بدر عراق درآمد.

در نهایت در 26 بهمن سال 93 چند روز پس از سالگرد شهادت شهید ابراهیم هادی، همان شهیدی که الگوی زندگی‌اش شده بود در  مکیشفیه سامراء صدای انفجار مهیبی عملیات انتحاری در بین سربازان عراقی  آمد و مدافع حرم ابراهیم ذوالفقاری، در دفاع از حرم آل الله به مقام شامخ شهادت نائل آمد و به آرزویش رسید.

جالب است بدانید این شهید بزرگوار یک هفته پیش از شهادتش وصیت نامه خود را نوشته و در آن ذکر کرده بود :"دنیا رنگ گناه دارد؛ دیگر نمی‌توانم زنده بمانم".

به تازگی فیلمی از این شهید سرافراز کشور، در فضای مجازی منتشر شده است که در آن عنوان می‌کند: "آرزو دارم انتقام سیلی حضرت زهرا (س)را بگیرم. وقتی من شهید شدم آنقدر بر سرمن یا حسین ، یا حسین بگو تا امام حسین(ع)   پیش من حاضر شود".

این شهید بزرگوار در جایی  عنوان کرده بود : یک روز با خودم گفتم «من زشتم! اگه شهید بشم هیچ‌کس برام کاری نمی‌کنه!  اصلا کسی پیدا نمی‌شه برام پوستری طراحی کنه، تو دل خودم خندیدم و باز گفتم؛ کسی برای تو از این کارها نمی‌کنه بچه جون. خدا برایمان کاری اندازه محبتمان بکند".

گفتنی است؛ این شهید هم اکنون در وادی السلام نجف آرمیده است.

خادم شهدا :منوچهرشریفی





نوع مطلب :
برچسب ها : هادی ذوالفقاری، مدافع حرم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مردم ۲۲بهمن پاسخ قاطعی به استکبار جهانی خواهند داد

رییس ستاد دهه فجر استان تهران گفت: مردم انقلابی ۲۲ بهمن پاسخ قاطعی به استکبار جهانی و مزدورانش خواهند داد.


خبرگزاری مهر: حجت الاسلام والمسلمین سید محسن محمودی صبح سه شنبه در جلسه ستاد دهه فجر انقلاب اسلامی استان تهران، طی سخنانی اظهار داشت: مردم انقلابی ایران اسلامی خاصه مردم تهران پاسخ قاطع خود به استکبار جهانی و مزدورانش در داخل کشور را باحضور میلیونی در راهپیمایی یوم الله ۲۲ بهمن خواهندداد.

وی با اشاره به شکست فتنه جدید استکبار جهانی در کشور، ضمن قدردانی از بصیرت، هوشیاری و روحیه انقلابی مردم استان تهران افزود: تظاهرات باشکوه مردم در برابر مزدوران استکبار نشان داد که آنان هیچ جایگاهی میان مردم ندارند.

رییس ستاد دهه فجر استان تهران به مسئولان متذکر شد: شما مدیون مردم هستید، هر مسئولی در ادای این دین کوتاهی کند، باید در پیشگاه خدا و خلق پاسخگو باشد.

وی گفت: آنانی که در اتاق‌های فکر «سیا» و «موساد» به فکر زمینگیر کردن نظام هستند، بدانند که نه مردم ایران را شناختند ونه ولایت را، بدانید مردم ایران با شما سر آشتی نخواهند داشت.

محمودی افزود: دخالت‌های خارجی و برخی شیطنت ها، اعتراض‌های به حق معیشتی و اقتصادی مردم در سراسر کشور، را دچار انحراف کرد، اما مردم عزیز کشورمان به محض این که مشاهده کردند، مسیر اعتراضات به انحراف کشیده شده است، صف خود را جدا و با حضور در راهپیمایی‌های باشکوه این اقدامات را محکوم کردند.


نوع مطلب :
برچسب ها : ۲۲بهمن ۱۳۹۶، پیام ریس ستاددهه فجر، منوچهرشریفی هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()




دومین یادبود شهادت شیر حزب الله كرج
مسئول فرهنگی لشكر فاطمیون
حجت الاسلام شهید_علی_تمام_زاده

سخنران: دكتر_حسن_عباسی
مداح:سید_امیر_حسینی









نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای اسلام ابادکرج،
لینک های مرتبط :
نظرات ()



حاج جواد جانش را عاشقانه فدای ملت کرد روحش شاد ویادش گرامی

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدمجلس،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





خادم شهدامنوچهرشریفی هشجینsharify11.mihanblog.com





نوع مطلب :
برچسب ها : سالگرد شهید بابایی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

زندگینامه شهید عباس بابایی

abas-babaee (2)

نام : عباس بابایی

نام پدر : اسماعیل 

تولد : ۱۴ آذر ۱۳۲۹

محل تولد : قزوین

راه یابی به دانشکده خلبانی نیروی هوایی : ۱۳۴۸

اعزام به آمریکا جهت تکمیل دوره خلبانی : ۱۳۴۹

بازگشت به ایران : ۱۳۵۱

ازدواج با صدیقه (ملیحه ) حکمت: ۴ شهریور ۱۳۵۴

فرماندهی پایگاه هشتم هوایی اصفهان (ارتقاء از درجه سروانی به درجه سرهنگ دومی) : ۷/۵/۱۳۶۰

معاون عملیات نیروی هوایی تهران (ترفیع به درجه سرهنگ تمامی) : ۹/۹/۱۳۶۲

افتخار به درجه سرتیپی : ۸/۲/۱۳۶۶

تاریخ شهادت : ۱۵ مرداد ۱۳۶۶

محل دفن : گلزار شهدای قزوین

طول مدت حیات : ۳۷ سال

نحوه شهادت : اصابت گلوله به پیکرش در حین انجام عملیات برون مرزی

شهید عباس بابایی، بزرگ مردی که در مکتب شهادت پرورش یافت ؛ مجاهدی که زهد و تقوایش بسان دریایی خروشان بود و هر لحظه از زندگانیش موج ها در برداشت. مرد وارسته ای که سراسر وجودش عشق و از خودگذشتگی و کرامت بود، رزمنده ای که دلاور میدان جنگ بود و مبارزی سترگ با نفس اماره ی خویش. از آن زمان که خود را شناخت کوشید تا جز در جهت خشنودی حق تعالی گام برندارد. به راستی او گمنام، اما آشنای همه بود. از آن روستاییِ ساده دل، تا آن خلبان دلیر و بی باک. 

شهید بابایی در ۱۴ آذر سال ۱۳۲۹، در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. دوره ی ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۸، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد. شهید بابایی در سال ۱۳۴۹، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت. طبق مقررات دانشکده می بایست به مدت دو ماه با یکی از دانشجویان آمریکایی هم اتاق می شد. آمریکایی ها، در ظاهر، هدف از این برنامه را پیشرفت دانشجویان در روند فراگیری زبان انگلیسی عنوان می کردند، اما واقعیت چیز دیگری بود.چون عباس در همان شرایط تمام واجبات دینی خود را انجام می داد، از بی بند و باری موجود در جامعه آمریکا بیزار بود. هم اتاقی او در گزارشی که از ویژگی ها و روحیات عباس نوشته، یادآور می شود که بابایی فردی منزوی و در برخوردها، نسبت به آداب و هنجارهای اجتماعی بی تفاوت است. از رفتار او بر می آید که نسبت به فرهنگ غرب دارای موضع منفی می باشد و شدیداً به فرهنگ سنتی ایران پای بند است. همچنین اشاره کرده که او به گوشه ای می رود و با خودش حرف می زند، که منظور او نماز و دعا خواندن عباس بوده است. خود وی ماجرای فارغ التحصیلی از دانشکده خلبانی آمریکا را چنین تعریف کرده است: «دوره خلبانی ما در آمریکا تمام شده بود، اما به خاطر گزارشاتی که در پرونده خدمتم درج شده بود، تکلیفم روشن نبود و به من گواهینامه نمی دادند، تا این که روزی به دفتر مسئول دانشکده، که یک ژنرال آمریکایی بود، احضار شدم. به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم. او از من خواست که بنشینم. پرونده من در جلو او، روی میز بود، ژنرال آخرین فردی بود که می بایستی نسبت به قبول و یا رد شدنم اظهار نظر می کرد.

او پرسش هایی کرد که من پاسخش را دادم . از سوال های ژنرال بر می آمد که نظر خوشی نسبت به من ندارد. این ملاقات ارتباط مستقیمی با آبرو و حیثیت من داشت، زیرا احساس می کردم که رنج دوسال دوری از خانواده و شوق برنامه هایی که برای زندگی آینده ام در دل داشتم، همه در یک لحظه در حال محو و نابودی است و باید دست خالی و بدون دریافت گواهینامه خلبانی به ایران برگردم. در همین فکر بودم که در اتاق به صدا در آمد و شخصی اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، از ژنرال خواست تا برای کار مهمی به خارج از اتاق برود با رفتن ژنرال، من لحظاتی را در اتاق تنها ماندم. به ساعتم نگاه کردم، وقت نماز ظهر بود. با خود گفتم، کاش در اینجا نبودم و می توانستم نماز را اول وقت بخوانم. انتظارم برای آمدن ژنرال طولانی شد. گفتم که هیچ کار مهمی بالاتر از نماز نیست، همین جا نماز را می خوانم. ان شاءالله تا نمازم تمام شود، او نخواهد آمد. به گوشه ای از اتاق رفتم و روزنامه ای را که همراه داشتم به زمین انداختم و مشغول نماز شدم. در حال خواندن نماز بودم که متوجه شدم ژنرال وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه کنم؟ نماز را ادامه بدهم یا بشکنم؟ بالاخره گفتم، نمازم را ادامه می دهم، هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد. سرانجام نماز را تمام کردم و در حالی که بر روی صندلی می نشستم از ژنرال معذرت خواهی کردم. ژنرال پس از چند لحظه سکوت نگاه معناداری به من کرد و گفت: چه می کردی؟ 

گفتم: عبادت می کردم. گفت: بیشتر توضیح بده. گفتم: در دین ما دستور بر این است که در ساعت های معین از شبانه روز باید با خداوند به نیایش بپردازیم و در این ساعات زمان آن فرا رسیده بود، من هم از نبودن شما در اتاق استفاده کردم و این واجب دینی را انجام دادم. ژنرال با توضیحات من سری تکان داد و گفت: همه این مطالبی که در پرونده تو آمده مثل این که راجع به همین کارهاست . این طور نیست؟ پاسخ دادم: آری همین طور است. او لبخندی زد. از نوع نگاهش پیدا بود که از صداقت و پای بندی من به سنت و فرهنگ و رنگ نباختنم در برابر تجدد جامعه آمریکا خوشش آمده است. با چهره ای بشاش خود نویس را از جیبش بیرون آورد و پرونده ام را امضا کرد. سپس با حالتی احترام آمیز از جا برخاست و دستش را به سوی من دراز کرد و گفت: به شما تبریک می گویم. شما قبول شدید . برای شما آرزوی موفقیت دارم. من هم متقابلاً از او تشکر کردم. احترام گذاشتم و از اتاق خارج شدم. آن روز به اولین محل خلوتی که رسیدم به پاس این نعمت بزرگی که خداوند به من عطا کرده بود، دو رکعت نماز شکر خواندم.» 

با ورود هواپیماهای پیشرفته اف – ۱۴ به نیروی هوایی، شهید بابایی که جزء خلبان های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف – ۵ بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف–۱۴ انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد. با اوج گیری مبارزات علیه نظام ستمشاهی، بابایی به عنوان یکی از پرسنل انقلابی نیروی هوایی، در جمع دیگر افراد متعهد ارتش به میدان مبارزه وارد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی گذشته از انجام وظایف روزمره، بعنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه، به پاسداری از دستاوردهای پرشکوه انقلاب اسلامی پرداخت. شهید بابایی با دارا بودن تعهد، ایمان، تخصص و مدیریت اسلامی چنان درخشید که شایستگی فرماندهی وی محرز و در تاریخ ۷/۵/۱۳۶۰، فرماندهی پایگاه هشتم هوایی بر عهده ی او گذاشته شد. به هنگام فرماندهی پایگاه با استفاده از امکانات موجود آن، به عمران و آبادانی روستاهای مستضعف نشین حومه پایگاه و شهر اصفهان پرداخت و با تامین آب آشامیدنی و بهداشتی، برق و احداث حمام و دیگر ملزومات بهداشتی و آموزشی در این روستا، گذشته از تقویت خط سازندگی انقلاب اسلامی، در روند هر چه مردمی کردن ارتش و پیوند هر چه بیشتر ارتش با مردم خدمات شایان توجهی را انجام داد. بابایی، با کفایت، لیاقت و تعهد بی پایانی که در زمان تصدی فرماندهی پایگاه اصفهان از خود نشان داد، در تاریخ ۹/۹/۱۳۶۲ با ارتقاء به درجه سرهنگی به سمت معاون عملیات نیروی هوایی منصوب و به تهران منتقل گردید.

او با روحیه شهادت طلبی به همراه شجاعت و ایثاری که در طول سال ها، در جبهه های نور و شرف به نمایش گذاشت، صفحات نوین و زرینی به تاریخ دفاع مقدس و نیروهای هوایی ارتش نگاشت و با بیش از ۳۰۰۰ ساعت پرواز با انواع هواپیماهای جنگنده، قسمت اعظم وقت خویش را در پرواز های عملیاتی و یا قرارگاه ها و جبهه های جنگ در غرب و جنوب کشور سپری کرد و به همین ترتیب چهره آشنای «بسیجیان» و یار وفادار فرماندهان قرارگاه های عملیاتی بود و تنها از سال ۱۳۶۴ تا هنگام شهادت، بیش از ۶۰ مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رسانید. شهید برای پیشرفت سریع عملیات ها و حسن انجام امور، تنها به نظارت اکتفا نمی کرد، بلکه شخصاً پیشگام می شد و در جمیع مأموریت های جنگی طراحی شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی، اولین خلبان بود که شرکت می کرد. سرلشکر بابایی به علت لیاقت و رشادت هایی که در دفاع از نظام، سرکوبی و دفع تجاوزات دشمنان از خود بروز داد، در تاریخ ۸/۲/۱۳۶۶، به درجه سرتیپی مفتخر گردید. تیمسار بابایی معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به هنگام بازگشت از یک مأموریت برون مرزی، هدف گلوله ضد هوایی قرار گرفت و به شهادت رسید. تیمسار عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه روز عید قربان همراه یکی از خلبانان نیروی هوایی (سرهنگ نادری) به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای آموزشی اف–۵ از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد. تیمسار بابایی پس از انجام دادن مأموریت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزی، هدف گلوله های تیربار ضد هوایی قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید.


خادم شهدامنوچهرشریفی هشجینsharify11.mihanblog.com



نوع مطلب :
برچسب ها : عباس بابایی 111،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نخستین خلبان شهید برون مرزی نیروی هوایی ارتش امیر سرلشکر شهید «محمد صالحی» به سال 1328 در تهران متولد شد.


















به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوانشهید محمد صالحی متولد1328 در تهران به دنیا آمد او آخرین فرزند خانواده است. یک بار در دوران کودکی مریض می‌شود و مادرش نذر می‌کند که اگر شفا گرفت، اسم دیگر او را «عباس» صدا بزند و بعد از شفای او، همین کار را انجام می‌دهد.

به گفته خانواده‌اش، «محمد» خیلی باهوش بوده و در سال 1346 در رشته پزشکی پذیرفته می‌شود اما به دلیل علاقه‌ای که به پرواز داشت، به نیروی هوایی ارتش رفت؛ او دوره آموزش اولیه را در ایران سپری کرده و برای تکمیل دوره تخصصی پرواز به آمریکا اعزام شد.

وی در سال 1354 با «ناهید حسن‌علی» ازدواج کرد و تنها فرزندش به نام «پانته‌آ» در سال 1356 به دنیا آمد؛ وقتی که حضرت امام(ره) در بهمن 1357 وارد ایران شدند، محمد جزو نخستین افراد نظامی‌ بود که به دیدار ایشان رفت؛ وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در پایگاه هوایی شهید نوژه و به ویژه افشای جریان کودتای نقاب که همان ابتدای انقلاب در پایگاه هوایی همدان (شهید نوژه) طراحی شد، نقش مهمی ایفا کرد.


صالحی علیرغم اینکه در رشته پزشکی پذیرفته شده بود، به دلیل شوق پرواز، به جرگه تیزپروازان نیروی هوایی ارتش پیوست. پس از طی دوره آموزشی مقدماتی، برای گذراندن دوره تکمیلی به آمریکا سفر کرد و با موفقیت به کشور بازگشت.

وی در 31 شهریور سال 1359 تنها دو ساعت پس از حمله ناجوانمردانه رژیم بعث به ایران تصمیم گرفت اولین پاسخ کوبنده را به دشمن بدهد.
محمد صالحی به همراه خالد حیدری به عنوان خلبانان جنگنده اف - 4 از پایگاه شهید نوژه همدان در قالب گروه آلفارد به پایگاه «شعبیه» و «کوت»عراق حمله ور شدند و اولین پاسخ کوبنده را به دشمن بعثی دادند.

پس از انهدام این پایگاه‌ها، هنگام بازگشت به خاک کشور هواپیمای جنگنده دچار سانحه شد و خلبان قهرمان به همراه کابین عقب خود خالد حیدری شهد شیرین شهادت را نوشیدند و بدین ترتیب نام خود را به عنوان نخستین خلبانان شهید در عملیات برون مرزی در دوران دفاع مقدس به ثبت رساندند.

هواپیمای آنها پس از اصابت یک فروند موشک سام در رودخانه دجله سقوط کرد و سال‌ها بعد در جریان لایروبی رودخانه دجله لاشه هواپیمای آنها به دست آمد.

پیکر سرلشکر خلبان شهید محمد صالحی آبان ماه سال 1391، پس از 32 سال به میهن اسلامی بازگشت.

همسر این شهید در بخشی از خاطراتش گفته است:

«ظهر روز 31 شهریور 59 بود؛ همسرم به خانه آمده بود تا غذا بخوریم؛ با توجه به حمله هواپیماهای بعث عراق، صدای انفجار در فضا پیچید. محمد به سرعت آماده شد تا برود؛ متوجه شدم که برای چه می‌رود؛ در منزل را بستم؛ به او التماس کردم؛ به پاهایش افتادم که نرود؛ اما محمد گفت: من برای دفاع از مملکتم آموزش دیدم؛ الآن زمانی هست که من باید بروم برای دفاع از مملکت؛ نابود کردن بعثی‌ها برای ما فقط 10 دقیقه زمان می‌برد؛ او رفت و 32 سال از او بی‌خبر هستیم»

مستند سینمایی «آلفارد» آخرین فیلم مستند هوشنگ میرزایی از مستندسازان کشور که با موضوع زندگی اولین خلبان شهید جاوید الاثر جنگ تحمیلی «خالد حیدری» در صداو سیمای مرکز مهاباد تهیه و تولید شده  توانست یاد و خاطره اولین خلبان کرد شهید دفاع مقدس را در یادها زنده و باعث معرفی کامل این شهید گمنام گردد.

روحش شاد و یادش گرامی 

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین


نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدمحمدصالحی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : کرمانشاه تسلیت، منوچهرشریفی هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()








زندگی نامه شهید آقامهدی شرع پسند اعزامی از کرج به جبهه های جنگ تحمیلی

در سال 1333 اولین اشعه‌های آفتاب شهرستان كرج بر چهره درخشان مهدی تابید و او پا به عرصه وجود نهاد. تحصیلاتش را تا مقطع فوق دیپلم ادامه داد و پس از آن شور انقلابی را كه از كودكی در خود پرورش داده بود هدایت نموده، فعالیت هایش را به صورت ارتباطی قوی با شهر قم مخصوصاً با آیت الله مشكینی ادامه داد.
به گزارش پایگاه خبری مدیریت شهری کرج، زندگی نامه شهیدآقا مهدی شرع پسند به شرح ذیل است:

نام و نام خانوادگی شهید: شهید مهدی شرع پسند
تاریخ تولد:    1333/9/20

محل تولد:    کرج
تاریخ شهادت:    1362/12/2

شغل: پاسدار
محل شهادت    عملیات والفجر 5
مزار شهید: امامزاده محمد (ع) کرج     

بخشی از زندگینامه سردار شهید حاج آقامهدی شرع پسند:
 

در سال 1333 اولین اشعه‌های آفتاب شهرستان كرج بر چهره درخشان مهدی تابید و او پا به عرصه وجود نهاد. تحصیلاتش را تا مقطع فوق دیپلم ادامه داد و پس از آن شور انقلابی را كه از كودكی در خود پرورش داده بود هدایت نموده، فعالیت هایش را به صورت ارتباطی قوی با شهر قم مخصوصاً با آیت الله مشكینی ادامه داد.
 
او اعلامیه‌های آیات عظام را به كرج آورده، تكثیر می‌كرد واین امر باعث شده بود كه بارها دستگیر و راهی زندانش نمایند. با پیروزی انقلاب تلاش و امید مهدی دو چندان گشت بطوری كه بعد از مدتی فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی در سال 1358 به فرمان امام و مقتدایش، خمینی كبیر (ره)، وارد سپاه پاسداران شد و همزمان مسئولیت بسیج شهرستان كرج را نیز به عهده گرفت.
 
پس از حمله ناجوانمردان بعثی به خاك میهنمان، مهدی ماندن را جایز ندانست و خود را آماده پذیرش مسئولیت های بزرگتر و سخت تر نموده، راهی جبهه‌های غرب و جنوب شد. غرب و جنوب شد در غرب فرماندهی گروهی از دلاورمردان کرج را بر عهده داشت و توانست به یاری دوستانش سنندج از لوث ضدانقلاب پاکسازی نماید. فرماندهی گردان و مسئولیت عملیات تیپ المهدی (عج)، فرماندهی تیپ سلمان فارسی (از لشگر 27 محمد رسول الله) و سرپرستی عملیات تیپ نبی‌اكرم (ص) و ...
 
از جمله خدماتی است كه ایشان در حق سپاه اسلام و انقلاب ارایه نموده‌اند. در این مدت بارها مجروح شد و بعد از بهبودی نسبی دوباره به میدان مبارزه بازگشت. اطرافیانش با هر درجه و سمتی او را فرماندهی خوش خلق، شجاع، مهربان و متواضع یافتند و به حق شهادت تنها پاداش این مردان خداست. آری در عملیات والفجر 5 روز سی‌ام بهمن ماه سال 1362 بود كه روحش زائر حریم الهی گردید و زهرا و محمد مهدی را برای ما زمینیان به یادگار گذاشت .

وصیت نامه شهید:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
پس از خواندن وصیت نامه برادر شهید مسعود اخوندی که براستی از صالحین بود به این فکر افتادم که حتما وصیت نامه ای بنویسم. در دفعات قبلی هرگز موفق به این امر نشده بودم و همین توفیق کنونی را در نوشتن به فال نیک گرفته و از خدای خویش طلب شهادت می نمایم که براستی آسان ترین راه برای رسیدن به رستگاری و فلاح است.

شهادت می دهم به یگانگی قادر متعال که پروردگار عالمیان است و نیز شهادت می دهم به حقانیت تمامی پیامبرانی که از طرف او برای هدایت بشر آمده اند و نیز به دنباله همه پیامبران به ختمیت حضرت محمد (ص) که هدف خلقت جهان و اقرب موجودات به خداوند متعال بود.

شهادت می دهم که امامان شیعه برحق اند و جانشینان امام عصر (عج) که فقهای عادل متقی باشند برحق اند و یقین دارم که خداوند عادل است و بنابراین عدل بایستی عالمگیر باشد و بی عدالتی در همه وجوهش محکوم و مذموم است. معاد و قیامت حق است و لازمه عدل خداوندی استدر همین جا فرصت را مغتنم شمرده و با یادآوری تعاریفی که در قرآن از قیامت شده به رحمت خداوند پناه برده و طلب بخشش گناهان خود رامی نمایم که از همه مهربانان، مهربانتر است.
 
و اما در مورد خانواده:


اولا از پدر و مادرم کمال سپاسگزاری را دارم به خاطر زحماتی که برای من کشیده اند و تربیتی که مرا نموده اند و سپس از برادران و خواهرانم که الحق برادران و خواهران نیکویی بودند و من از آنها مداوم درس می گرفتم و بعد همسر فداکار و با ایثار که دنیا را که سخت به او روی آورده و در برابر چشمش خودنمایی می کرد، به خاطر اسلام ترک گفت.

من ضمن طلب بخشش از همه آنها توصیه می نمایم که به اسلام و نیز رهبزی فعلی آن امام خمینی و رهبران بعدی سخت وفادار و نسبت به دنیا بی اعتنا باشندچند تن از برادرانم بوده اند که نسبت به من سمت معلمی داشته اند و تا این کاغذ را بخوانند می دانند که منظورم آنهایند، از خداوند برای آنها توفیق در راه خدا نسبت به اسلام و مسلمین می طلبم.

به برادران بسیج که من بسیار مشتاق و حریص در خدمتگزاری به آنها بوده و هستم، توصیه می نمایم به اینکه خود را به اخلاق اسلامی بیارایند و با مردم و با خود تواضع و مهربانی و صداقت و اخلاص و... رفتار نموده و بسیار مطالعه کنند. قرآن و نهج البلاغه و کتب حدیث و تاریخ زیاد بخوانند. در تعهدی که با خداوند متعال بسته اند پابرجا باشند و نسبت به امام با تمام توان وفادار باشند و این انقلاب را به ثمر برسانند که چشم تمامی انبیاء و اولیاء، تمامی شهیدان و بخصوص سیدالشهداء(ع) و چشم تمام مردمان مستضعف روی زمین و چشم نسل های آینده و بالاتر از همه نظر خداوند متعال به دستهای ضعیف است که چگونه عمل می کنیم؟

حرف های بسیار هست که می خواهم بنویسم ولی فرصت کم است اگر شهادت به تأخیر افتاد در فرصت های بعدی خواهم نوشت. ان شاءالله

 
مهدی شرع پسند
مردادماه 1360- گیلان غرب
فرمانده تیپ نبی اکرم (ص)

خادم شهدامنوچهرشریفی

زنده نگه داشتن یاد ونام شهدا کمتر ازشهادت نیست (حضرت آقا)


نوع مطلب :
برچسب ها : آقامهدی شرع پسند،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها : حاج پناهیان،
لینک های مرتبط : استادپناهیان،
نظرات ()
این روزها در شبكه های اجتماعی عكس طفلی دست به دست می شود كه با دادن شیرینی به زائری از زائرین حضرت اباعبدالله سلام الله علیه خود را به عنوان كوچكترین خادم زائرین اربعین حسینی معرفی می كند.
عکس/ كوچكترین خادم زائرین اربعین







نوع مطلب :
برچسب ها : خادم اقا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اسامی شهدای درگیری مرزبانان چالدران با تروریست ها اعلام شد


ارومیه - سرپرست معاونت اجتماعی مرزبانی آذربایجان غربی اسامی شهدای درگیری شب گذشته مرزبانان هنگ مرزی چالدران با تروریست ها را اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، بر اساس اعلام سرگرد محمد مولایی ماموران مرزبانی پس از اتمام ماموریت مرزی و در حین بازگشت به گروهان در نزدیکی روستای  دوشان تپه، واقع در ۱۵ کیلومتری نوار مرزی در کمین تروریست ها گرفتار شدند و در این درگیری هشت نفر از مرزبانان به شهادت رسیدند که سه نفر از آنان نیروی کادر و پنج نفر دیگر سرباز وظیفه بودند.

بر این اساس استوار دوم  حمید حاجی زاده فرزند منوچهر و استوار یکم محبوب نوری اصل  فرزند علی هر ۲ از خوی و استوار دوم مهدی حسین زاده'فرزند عزیز از پلدشت سه شهید گلگون کفن کادر مرزبانی در درگیری روز گذشته بودند.

اسامی پنج شهید درگیری روز گذشته که همگی سرباز وظیفه بودند نیز شامل مهدی کلاته فرزند حکیم از گمیشان استان گلستان،  امیر قربانی فرزند سهراب از میانه، محمد حسین زاده فرزند صحبت الله از گوهردشت، سعید قلابی فرزند توحید و عباس قادری فرزند فتح الله هر ۲ از بناب است.

چالدران با حدود ۴۵ هزار نفر جمعیت در شمال غربی آذربایجان غربی قرار دارد و مرکز آن شهر  سیه‌ چشمه است؛ چالدران یکی از مرتفع‌ترین شهرستان های کشور است.

روحشان شاد ویادشان گرامی دلاوران هنگ مرزی ناجا


خادم شهدامنوچهرشریفی خلخال




نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای هنگ مرزی ناحا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

عملیات والفجر مقدماتی:

در حالی که عدم موفقیت در عملیات رمضان، دورنمای پیشروی در شرق بصره را دور از دسترس نشان می داد، پیروزی در عملیات محرم و تسلط بر زمین های تخت استان میسان، دستیابی به شهر العماره عراق – که به عنوان تهدید هم زمان علیه دو شهر بصره و بغداد محسوب می شد – را امکان پذیر کرده بود. به همین منظور و نیز از آن جایی که فرماندهان جنگ ناگزیر بودند در مقابل تجهیزات برتر عراق، زمین سخت را گزینش کرده و درگیری در وضعیت دشوار را به دشمن تحمل کنند، منطقه رملی غرب ارتفاعات میشداغ – حدفاصل فکه تا چزابه – برای انجام عملیات سرنوشت ساز والفجر انتخاب گردید.

اهداف عملیات

اولین هدف تصرف پل غزیله بود و چنانچه این مرحله از عملیات با موفقیت انجام می شد، تصرف شهر العماره به عنوان دومین هدف در دستور کار قرار می گرفت.

موقعیت منطقه

منطقه عملیاتی از شمال به میشداغ و برقازه از جنوب به هورالهویزه از شرق به چزابه و شهر بستان و از غرب به شهر العماره عراق و رودخانه دجله منتهی می شد.

در منطقه مزبور رودخانه های متعددی وجود دارد، از جمله: رودخانه دویرج که از کوه های شمالی منطقه سرچشمه گرفته و به هورالسناف می ریزد و رودخانه میمه که سرچشمه آن ارتفاعات ایلام است و به طرف هور بن عمران (جنوب هورالسناف) منتهی می شود.

valfajr-moghaddamati.jpg

استعداد دشمن

مسئولیت پدافند از منطقه عملیاتی (از چیلات تا هورالعظیم) به عهده سپاه چهارم عراق بود. لشکرهای سازمانی این سپاه نیز عبارت بودند از:

الف‌-لشکر 14 پیاده ؛ شامل:

تیپ 421 پیاده

تیپ 422 پیاده

تیپ 18 پیاده کوهستانی

تیپ گردان تانک سیف سعد

منطقه گسترش لشکر 14 از شیب تا پاسگاه دویرج و مقر فرماندهی آن نیز در غرب تقاطع جاده چزابه غزیله با جاده صفریه بود.

ب - لشکر 1 مکانیزه؛ شامل:

تیپ 108 پیاده

تیپ 501 پیاده

تیپ 1 مکانیزه

تیپ های 92، 93 و 94 پیاده، 34 زرهی و 27 مکانیزه (به عنوان احتیاط) منطقه گسترش این لشکر از پاسگاه دویرج تا پاسگاه پیچ انگیزه و مقر فرماندهی آن نیز در جنوب منطقه بزرگان بود.

ج -لشکر 10 زرهی؛ شامل:

تیپ 17 زرهی

تیپ 42 زرهی

تیپ 34 زرهی

تیپ 24 مکانیزه

تیپ 412 پیاده

منطقه گسترش این لشکر از پیچ انگیزه (شیار به جلیه) تا جنوب غربی دهلران (چیلات) بود.

د - نیروهای احتیاط؛ شامل:

لشکر 3 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف جنوبی

تیپ 30 زرهی از لشکر 6 زرهی، در منطقه جنوب زبیدات

تیپ 16 زرهی از لشکر 6 زرهی، در منطقه العماره

تیپ 25 مکانیزه از لشکر 6 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف

تیپ 37 زرهی از لشکر 12 زرهی، در منطقه بزرگان

تیپ 101 پیاده گارد مرزی، در منطقه العماره

تیپ 10 زرهی وابسته به ستاد کل، احتمالا در شمال العماره

تیپ های 48 پیاده و 49 زرهی ار لشکر 11، در منطقه العماره

تیپ 51 زرهی مختلط، در منطقه فکه

گارد ریاست جمهوری، در منطقه بزرگان

تیپ 704 پیاده در منطقه صفریه تا رشیده

قوای خودی

بعد از عملیات محرم، سپاه پاسداران در صدد گسترش سازمان رزم خودی برآمد. بر همین اساس لشکر فتح به سپاه 3 صاحب الزمان (عج) تبدیل شد و سازمان تمامی تیپ های تابع آن به جز تیپ 44 قمر بنی هاشم (ع) نیز به لشکر تغییر یافت.

لشکر ظفر نیز سپاه 11 قدر را تشکیل داد و در نتیجه دو تیپ 27 و 31 آن به لشکر تبدیل شدند و سه تیپ جوادالائمه(ع)، امام رضا (ع) و امام صادق (ع) نیز لشکر نصر5 را به وجود آوردند. هم چنین، یک تیپ مستقل به نام تیپ 10 سید الشهدا (ع) تشکیل شده و تحت امر این سپاه در آمد.

لشکر فجر هم با تیپ های المهدی (عج)، امام سجاد (ع) و ثارالله به سپاه هفتم حدید تبدیل شد. در این میان لشکر فجر با همان سازمان لشکر باقی ماند تیپ ثارالله نیز که به لشکر تبدیل شده بود، به اتفاق لشکر قدس (شامل: لشکر 7 ولی عصر و تیپ 15 امام حسن) و لشکر 8 نجف تحت امر سپاه هفتم قرار گرفتند.

به این ترتیب با گسترش سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد سه سپاه عملیاتی، قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) جهت انجام این عملیات استعداد زیر را در نظر گرفت:

قرارگاه کربلا هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

سپاه 3 صاحب الزمان (عج)

لشکر 14 امام حسین (ع) با استعداد 8 گردان

لشکر 25 کربلا به استعداد 11 گردان.

لشکر 17 علی بن ابی طالب (ع) با استعداد 14 گردان

تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم (ع) با استعداد 5 گردان

سپاه 7 حدید

قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را عهده داشت:

لشکر 7 ولی عصر (عج) با استعداد12 گردان

تیپ 15 امام حسین (ع) با استعداد 10 گردان

لشکر 8 نجف اشرف با استعداد 14 گردان

لشکر 41 ثارالله (ع) با استعداد 11 گردان

لشکر 19 فجر با استعداد 24 گردان

قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

سپاه 11قدر

لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با استعداد 24 گردان

لشکر 31 عاشورا با استعداد 13 گردان

تیپ مستقل 10 سیدالشهدا (ع) با استعداد 7 گردان

ضمنا، از ارتش نیز یگان های زیر تحت امر فرماندهی این عملیات بودند:

لشکر 16 زرهی با استعداد 6 گردان تانک و 6 گردان مکانیزه

تیپ 84 خردم آباد با استعداد 4 گردان پیاده و 1 گردان تانک

هم چنین استعداد توپخانه شرکت کننده در این عملیات عبارت بودند از :

ارتش : 16 گردان

سپاه: 7 گردان

طرح عملیات

در طراحی عملیات مقرر شد قوای دو قرارگاه کربلا و نجف به طرف العماره تک نمایند. در مرحله اول، قوای قرارگاه نجف در محور طاووسیه تا رشیده، حد فاصل خط تا کانال های آخر را تصرف کرده و در مرحله دوم و در ادامه تک، جناح راست تا حاشیه جنوبی دویرج(پشت جاده آسفالت فکه و در غرب بزرگراه و سرپل حلفائیه) را تصرف نمایند. نیروهای قرارگاه کربلا نیز می بایست با استفاده از معابر وصولی جای پای تصرف شده توسط قرارگاه نجف را تا چزابه ادامه داده و در پشت کانال پدافند نمایند. در مرحله دوم منطقه شرق غزیله و شمال هورالهویزه پاکسازی شده و سرپل غزیله تامین گردد. هم چنین با احداث خاکریز، جناح قوای کربلا می بایست تامین شود تا چنانچه ماموریت قوای نجف در رسیدن به جاده با مشکل مواجه شد، جناح قوای کربلا از تعرض و آسیب دشمن مصون بماند.

در صورتی که اهداف مراحل اول و دوم عملیات تحقق می یافت، چنین پیش بینی شده بود که با بازسازی یگان ها و ایجاد شرایط مناسب و نیز با توجه به وضعیت دشمن، عملیات در مرحله سوم به سمت العماره ادامه یابد. هم چنین مقرر شد در منطقه چیلات و طیب تک فریب انجام شود. لشکر 14 امام حسین (ع) نیز ماموریت داشت تا در منطقه فاو عملیات فریب انجام دهد.

شرح عملیات

در ساعت 21:30 روز 17/11/1361 پس از اعلام رمز مبارک یاالله، یاالله، یاالله عملیات از پنج محور شمال و جنوب رشیده، صفریه و ارتفاعات چرمر و خاک آغاز شد و نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میادین مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و رخنه در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق موانع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد که دشمن برای ایجاد آن ها تلاش بسیاری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نیروها گرفت. در نتیجه، اگر چه خط اول دشمن شکسته شده بود، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه – در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود – طبیعی به نظر می رسید که امکان استقرار کامل وجود نداشته باشد. در واقع تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها و پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میادین مین، هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات، عوامل بازدارنده ای بودند که به عدم تامین کامل اهداف مرحله اول عملیات منجر شدند.

به رغم وضعیت موجود به خاطر موقعیت خاصی که به تبع آغاز عملیات در میان مردم ایجاد شده بود و از طرفی به دلیل امیدواری مسئولین و نیز تبلیغات سوء دشمن و ... مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20/11/1361 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید. اما این بار نیز عدم هماهنگی در نیروهای عمل کننده و هم چنین هوشیاری دشمن و احاطه او بر راه کارهای خودی، مانع از پیشرفت رزمندگان گردید.

بررسی عملیات

از ابتدای پیشروی نیروهای خودی از نقطه رهایی تا رسیدن به خط دوم دشمن بیش از 16 نوع مانع از سوی دشمن تعبیه و ایجاد شده بود و یا به صورت عارضه طبیعی منطقه وجود داشت. دشمن با این اقدامات در واقع آن چه را به صورت تجربه از عملیات های گذشته به دست آورده بود، تقریبا به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کرد. ارتش عراق سعی داشت با موانع یاد شده تا حد امکان در پیشروی نیروهای ایرانی تاخیر بیاندازد. از این رو، موانع مزبور به منزله زنگ خطر و عامل هشدار دهنده محسوب می شد. و از طرفی به طور طبیعی توان نیروها را جهت تامین اهداف در شب می گرفت، علاوه بر این، گرفتن جناح و به کارگیری نیروی احتیاط دو موضوع قابل توجه بود که در تاکتیک های دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده گردید.

موضوع دیگر این که در گذشته نیروهای هجومی و اصلی دشمن در خطوط حضور داشتند و به طور طبیعی در معرض آسیب پذیری نیروهای مهاجم بودند؛ لیکن در این عملیات نظر به این که دشمن شکستن خط را برای خود مفروض می دانست، نیروهای هجومی اش را در احتیاط قرار داد و با گذاردن نیروهای پدافندی در خط و عمق بخشیدن به میادین مین و ایجاد موانع دیگر عملا سعی بر این داشت که پس از گرفتن توان نیروهای مهاجم با وارد کردن نیروهای اصلی خود مناطق تصرف شده را باز پس گیرد.

نتایج عملیات

با این عملیات طراحان نظامی خودی دریافتند که عملیات های بعدی باید در مناطق عاری از نقاط قوت دشمن ( موانع، آتش توپخانه و ...) انجام شود. از سوی دیگر، مناطق انتخابی باید به گونه ای باشند که ضعف های خودی در آن کم تر بوده و جنگ متکی به نیروهای انسانی در آن مناطق عملی باشد. مضافا به این که فرماندهان سپاه پاسداران به این نتیجه رسیدند که باید ضمن پرهیز از انتخاب مناطق با عمق زیاد، این انتخاب متناسب با قوای خودی باشد.

ضمناً در این عملیات علاوه بر انهدام قابل توجه تیپ های 905 و 704 و یک گردان از نیروهای سودانی تعداد 113 تن از نیروهای دشمن اسیر شدند.

در آستانه این عملیات غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری فرمانده اطلاعات و عملیات قرارگاه خاتم الانبیاء و فرمانده نیروی زمینی سپاه و چند تن دیگر از جمله مجید بقایی فرمانده قرارگاه كربلا در حین شناسایی در كمین نیروهای عراقی گرفتار شده و به شهادت رسیدند .

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: والفجر مقدماتی‌

زمان‌ اجرا: 11/18 /1361

تلفات‌ دشمن‌:4620 (كشته، زخمی‌ و اسیر)

رمز عملیات: یا الله‌ - یا الله‌ - یا الله‌

مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ فكه‌

ارگان‌های‌ عمل‌كننده: رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و نیروی‌ زمینی‌ ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌

اهداف‌ عملیات: تصرف‌ پل‌ غزیله‌ و پیشروی‌ به‌ سوی‌ شهر العماره‌ عراق

خادم شهدامنوچهرشریفی



نوع مطلب :
برچسب ها : ولفجرمقدماتی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


خادم شهدا



نوع مطلب :
برچسب ها : یاحسین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تماس با مدیر سایت جنگ دفاع مقدس

دانلود آهنگ جدید

دریافت کد لوگوی شهیدان