به یادشهدا111
من فقط سربازم پیام سردارشهیدعمران پستی
درباره وبلاگ


زنده نگهداشتن یادونام شهدا کمتر ازشهادت نیست [حضرت آقا ]
سردار_سلیمانی: باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
مثل شهدا بودن سخت نیست
مثل شهدا ماندن سخته
راه ‌شهدا یعنی...
نگهداشتن آتش در دستانت .هدف زنده نگه داشتن یاد شهداست تمام شهدایی که برای ایران جنگیدن شهدای ایران ؛انقلاب ؛حرم ؛وطن
کار برای خداست اگر ایرادی درمطالب هست ازراهنماییتون ممنون میشم
.تشکر ازدوستان بابت همکاری آقایان داریوش اطیابی نصرتی ایزدیار بابایی غلامی منامن __خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین
به یادشهیدسردارعمران پستی .سردارمجیدکلانتری

مدیر وبلاگ : منوچهر شریفی هشجین
نظرسنجی
سلام نظر خود رانسبت به وبلاگ اعلام نمایید




تاریخ و محل شهادت: بیست و سوم اسفند ماه 1362 - منطقه عملیاتی فکه

 

نام و نام خانوادگی: سارنگ غفاری

نام پدر: ذبیح الله

تاریخ و محل تولد: اول فروردین ماه سال1346 – روستای هشجین- خلخال

تحصیلات: اول متوسطه

شغل: دانش آموز-  بسیجی

تاریخ و محل شهادت: بیست و سوم اسفند ماه 1362 - منطقه عملیاتی فکه

نام عملیات: والفجر مقدماتی

محل خاکسپاری: جاوید الاثر

سن در زمان شهادت:16 سال  

نحوه شهادت: بمباران شیمیایی مناطق عملیاتی

نوع عامل شیمیایی: گاز خفه کننده و خردل

...سارنگ در روز بیست و سوم اسفند ماه سال 1362 در جریان عملیات و الفجر مقدماتی، در فکه در حالی که مشغول نبرد با دشمن متجاوز بود که از فاصله بسیار نزدیکی مورد هدف بمباران شیمیایی  رژیم بعثی عراق قرار گرفت و با انفجار یک بمب چند لیتری حاوی مقادیر زیادی گاز خردل، به طرز مظلومانه ای به شهادت رسید.

آری او در وسط یک انفجار شیمیایی قرار گرفت، دردم به شهادت رسید و حتی از پیکر پاکش چیزی باقی نماند.

سارنگ غفاری، در روز اول فروردین ماه سال 1346 در روستای هشتچین از توابع شهرستان خلخال در استان اردبیل، در خانواده ای متوسط و مذهبی دیده به دنیا آمد.

پدرش « ذبیج الله» و مادرش «نازقید» نام داشت.

سارنگ  از سن 12 سالگی به همراه برادرانش در مراسم دینی شرکت می کرد.

دوره ابتدایی و راهنمایی را در مدارس شهرستان هشتجین گذراند.

 او با علاقه بسیار زیادی به عضویت بسیج درآمد و به زودی داوطلب اعزام به جبهه شد.

در اواخر تابستان سال 1361 در حالی که دو برادر دیگزش نیز در جبهه بودند، عازم منطقه عملیاتی جنوب شد و تا زمان شهادت به مدت  چهار ماه به صورت مستمر در جبهه حضور داشت.

سارنگ علی رغم سن و سال کمی که داشت اما دارای شخصیت برگزیده و روحیات خاصی بود.

چنانکه از مطالعه وصیت نامه و سایر آثار فرهنگی باقی  مانده از آن شهید بر می آید؛ او بسیار علاقمند بود که در حوزه علمیه به تحصیل علوم دینی بپردازد و در کسوت روحانیون وارد شود. اما بر حسب وظیفه و احساس دین، نسبت به کشور و نظام اسلامی به جبهه رفته و «آرپی جی زن» شده بود.

 سارنگ در روز بیست و سوم اسفند ماه سال 1362 در جریان عملیات و الفجر مقدماتی، در فکه در حالی که مشغول نبرد با دشمن متجاوز بود که از فاصله بسیار نزدیکی مورد هدف بمباران شیمیایی  رژیم بعثی عراق قرار گرفت و با انفجار یک بمب چند لیتری حاوی مقادیر زیادی گاز خردل، به طرز مظلومانه ای به شهادت رسید.


خادم شهدا منوچهرشریفی  آدرس اینترنتی   به یادشهدا111



نوع مطلب :
برچسب ها : غفاری هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شهید خانعلی اندبیلی

نام  :  خانعلی

نام خانوادگی : اندبیلی

نام پدر: شربت

محل تولد : روستای لرد

تاریخ تولد: 1344

تاریخ شهادت: 1364

محل شهادت: سردشت

 

زندگینامه

شهید خانعلی اندبیلی درسال 1344 درروستای محروم لرد ازتوابع بخش شاهرود خلخال دیده به جهان گشود . دوران کودکی ونوجوانی خود را درزادگاهش سپری کرد وزندگی نمودن درروستای محروم ، طعم فقرومحرومیت را ازهمان آغاز نوجوانی به وی چشاند. تحصیلات ابتدایی وراهنمایی خود را درزادگاه خود با تحمل رنج وسختی سپری کرد. شهید در مدت تحصیل دردوه ری سوم راهنمایی علاوه بر انجام وظائف درسی به پدر ومادرخود درکارهای مزرعه کمک می کرد  ونیزعلاقه ی زیادی به کتابهای مذهبی داشت وازکتابخانه مدرسه ضمن دریافت کتب برای خانواده ی خود بی سواد بودند می خواند و پدرومادرخود را نیز به فیض می رساند. ازاو سوال می شد که هدف ازدرس خواندن شما چیست ؟ می گفت که می خواهم انسانی بشوم که فردا به درد جامعه ومحرومین وسربار دیگران نشوم . مسئولیتی را برعهده بگیرم وبه پدرومادرم بیشتر کمک کنم.                دردوران انقلاب اسلامی درراهپیمائی ها باشکوه امت مسلمان شرکت فعال داشت ودربراه انداختن راهپیمائی همیشه حاضر بود . شهید ازجمله دانش آموزانی بود که به پدر ومادر خود کمک وبه همسایگان خود احترام خاص قائل بود.

یکی از خصوصیات اخلاقی ورفتارشهید این بود که با همسایگان مهربان بود ومهربانتر ازهمه به طوریکه مهربانی او ورد زبان همسایگان بود.

شهید خانعلی اندبیلی دلش برای اسلام وامام می طپید وبه دوستانش نیزمی گفت که جبهه رفتن خیلی خوب است که امام افتخار می کند که فرزندان اسلام برای دفاع از مرزهای اسلامی ازخود دفاع می کنند.

شهید بارها می گفت که بعد از اتمام درس باید به جبهه بروم تا نگذارم صدام وکافران به خاک میهن اسلامی حمله کنند ونگذاریم که به تجاوز خود ادامه بدهند. سرانجام شهید خانعلی اندبیلی درسال 1363 ماه مهربه خدمت مقدس سربازی اعزام شد وبه هدف اصلی خود که همان جانبازی درراه اسلام وکشوراسلامی بود رسید . شهید خانعلی اندبیلی پس از 18 ماه خدمت مقدس وبا ایثارگری ورشادت عاشقانه دراسفندماه سال 1364 این دنیای فانی را با اصابت گلوله صدام وعوامل آمریکا درسردشت وداع گفته وبه درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.

 

درقسمتی ازنامه ی شهید که ازجبهه مقدم سردشت برای پدرومادرش نوشته بود چنین می خوانیم : پدرومادرمهربانم ازدوری وفراق من نگران نباشید اکنون که صدام وآمریکا به میهن اسلامی ما حمله کرده باید ازخود دفاع کنیم وافتخار داشته باشید که فرزندی تربیت وبه جبهه اعزام داشته اید اگرمن شهید شدم ازشهید شدنم گریه وزاری نکنید وچون با گریه کردن دشمنان اسلام شاد می شوند باید صبرواستقامت داشته باشید ونگران بنده نباشید اگرشهید شدم مرا درزادگاهم درکنارشهدای هم روستائیم دفن نمائید.

خداحافظ

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای خلخال،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
زندگینامه شهید 14 ساله دفاع مقدس مرحمت بالازاده اطلاع رسانی اردبیل
گروه استانها-در 17 خرداد سال 1349 در یك كیلومتری تازه كند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، خانواده ای صاحب فرزندان دوقلویی می شوند كه یكی از آنها نیامده به سوی پروردگار بر می گردد و آن یكی برای خانواده اش تحفه ای می ماند.

به گزارش پایگاه خبری پلیس ،در هفدهم خردادماه 1349 در یك كیلومتری تازه كند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، خانواده ای صاحب فرزندان دوقلویی می شوند كه یكی از آنها نیامده به سوی پروردگار بر می گردد و آن یكی برای خانواده اش تحفه ای می ماند. خانواده نام "مرحمت" را برایش بر می گزینند.


پدرش "حضرتقلی" در روستاهای اطراف دستفروشی می كرد و مادرش هم به كارهای خانه مشغول بود. "مرحمت" از اوایل كودكی جسور بود به طوری كه مادرش به او می گوید: می ترسم چشم بخوری و نظر شوی.

بالاخره تحصیلاتش را تا ابتدایی ادامه می دهد و همین مواقع مصادف می شود با پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن شروع جنگ تحمیلی.

"مرحمت" دیگر نمی تواند تحمل كند و می خواهد در دوران ابتدایی به جبهه اعزام شود؛ ولی هیچ كس تصورش را هم نمی كند كه او می خواهد به مناطق عملیاتی برود.

بالاخره "مرحمت" وارد بسیج می شود و توانایی های خود را نشان می دهد. در پایان دوره آموزشی در امتحان تیراندازی،" مرحمت" در كل گردان نفر پنجم شده و تعجب همگان را برانگیخته بود. ولی با تمام اینها به خاطر سن كمش با اعزام او مخالفت می كردند. چندین بار در مراحل اعزام در "گرمی" و اردبیل، و در خان آخر در "تبریز" اجازه اعزام به او داده نمی شود.

"مرحمت" سرش را پائین انداخته و با حسرت می گوید: "اینها به من می گویند سن تو كم است اما خیال كرده اند، هر طوری شده من باید خودم را به جبهه برسانم".

او به هر دری می زند تا اینكه فرجی پیدا شود. اما واقعاً هم سن و هم هیكل او در قد و قواره جنگ نبود.

"مرحمت" تكلیف خود را شناخته بود و بر اساس آن تكلیف باید به جبهه می رفت، لذا برای رسیدن به هدف، تصمیم بزرگی می گیرد و خود را به تنهایی و با مشقت هر چه تمام تر به پایتخت می رساند و به ملاقات رئیس جمهور می رود. با چه مشكلاتی وارد ساختمان ریاست جمهوری می شود، بماند.

رئیس جمهور وقت حضرت آیت الله "خامنه ای" را ملاقات می كند. در آن ملاقات به حضور حضرت قاسم (ع) در واقعه عاشورا و 13 ساله بودن آن بزرگوار اشاره می كند و می گوید: "اگر من 12 ساله اجازه حضور در جبهه ندارم، پس از شما خواهش می كنم كه دستور بدهید بعد از این روضه حضرت قاسم (ع) خوانده نشود."

حرف های "مرحمت" رئیس جمهور را تحت تأثیر قرار داد و ایشان دست خطی با این مضمون می نویسد كه "مرحمت عزیز می تواند بدون محدودیت به منطقه اعزام شود". یعنی مجوزی بسیار معتبر كه نوجوانی با این قد و قواره ولی شجاع و نترس از رئیس جمهور می گیرد، جای هیچ حرفی و حدیثی را باقی نمی گذارد.

توانایی های او در منطقه عملیاتی و در چندین عملیات، رابطه او با شهید "باكری" و اینكه شهید "باكری" به منظور تبلیغ و روحیه دادن به رزمندگان دیگر كه چنین فردی با سن كم، رو در روی دشمن می ایستد و جان فشانی می كند،" مرحمت" را برای دیگران الگویی می خواند.

"مرحمت" با آن جثه كوچك، قیافه معصومانه و دوست داشتنی، به فرمانده روحیه بچه ها تبدیل شده بود. نقل داستان و رشادت ها و شجاعت های او در میدان نبرد، موجب تقویت روحیه رزمندگان بود.

از جمله مسایل جالب درباره زندگی شهید "بالازاده" این است که هر زمانی این شهید بزرگوار برای مرخصی به پشت جبهه می آمده به درخواست امام جمعه شهر، قبل از خطبه های نماز جمعه برای مردم سخنرانی و آنها را برای رفتن به جبهه تشویق می كرد.

"مرحمت" در یكی از عملیات ها كه در حال برگشت به موقعیت خودشان بود، با نیروهای دشمن مواجه می شود و این در حالی بوده است كه آن شهید قهرمان اسلحه ای هم در اختیار نداشته است، ولی ناگهان متوجه شیئی می شود و آن را بر می دارد و به عربی می گوید: "قف" یعنی "ایست" آنها از ترس و وحشت تسلیم او می شوند و مرحمت در تاریكی شب آنها را به مقر می آورد.

افسر عراقی دستگیر شده به فرمانده ایرانی می گوید: "می خواهم از شما یك سوال بپرسم. من خودم در چند كشور دوره چریكی دیده ام ولی تابحال اسلحه ای كه سرباز شما بدست داشت را ندیده ام" نگو كه مرحمت كه به دستشویی رفته بود و اسلحه هم نبرده بود، متوجه اگزوز لودر می شود كه به زمین افتاده و آن را بر می دارد و عراقیها هم از خوفی كه خداوند بر دل آنها گذاشته بود، آن را اسلحه ای پیشرفته می بینند و مرحمت برای اینكه نیروهای دشمن را خوار و ذلیل نشان بدهد، به جای اینكه اگزوز را بیاورد آفتابه را می آورد و می گوید: "من با این اسلحه شما را اسیر گرفته ام". این حرف باعث انفجار خنده در بین رزمندگان اسلام و باعث شرمساری نیروهای عراقی می شود.

"مرحمت" حدود سه سال در جبهه ها، جنگ كرده بود تا اینكه 21 اسفند 1363 در عملیات "بدر" در جزایر جنوب به درجه رفیع شهادت كه كمتر از آن حق او نبود نایل می آید.

پیوست صلوات




نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدمرحمت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
زمان شهادت احمد سلیمانی درآغوش برادر

منوچهرشریفی هشجین


نوع مطلب :
برچسب ها : برادردرآغوش برادر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

احمد متوسلیان


احمد متوسلیان یزدی
Ahmad Motevasselian.jpg
محل تولد تهران
تاریخ تولد 1332
لقب حاج احمد
تابعیت  ایران
نیرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
یگان‌های خدمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
درجه 19- Sarlashgar-IRGC.png سرلشکر
فرماندهی فرمانده لشکر ۲۷ محمدرسول الله (ص)
جنگ‌ها جنگ ایران و عراق
عملیات‌های مهم عملیات فتح المبین فتح خرمشهر

احمد متوسلیان یزدی (۱۳۳۲ در تهران)، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله در جنگ هشت ساله ایران و عراق بود. وی یکی از ۴ فرد ربوده شده ایران در لبنان در سال ۱۳۶۱ است.



زندگی نامه

احمد متوسلیان در سال ۱۳۳۲ در خانواده‌ای مذهبی از اهل یزد در یکی از محلات جنوب شهر تهران به دنیا آمد. دوران تحصیل ابتدایی را در دبستان اسلامی مصطفوی به پایان رساند و ضمن تحصیل، به پدرش که در بازار به شغل شیرینی فروشی اشتغال داشت، کمک می‌کرد. احمد در کودکی بسیار گوشه گیر بود. پس از پایان دوره ابتدایی، وارد هنرستان صنعتی شد و در سال۱۳۵۱ موفق به اخذ دیپلم گردید. سپس به خدمت سربازی اعزام شد و در شیراز دوره تخصصی تانک را گذراند و پس از آن، به سرپل ذهاب اعزام شد. در سال ۱۳۵۶ در رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه علم و صنعت ایران پذیرفته شد.[۱][۲][۳]

در دوران انقلاب اسلامی

متوسلیان یزدی در دوران خدمت سربازی، فعالیت‌های مذهبی و سیاسی داشت و مخالفت خود را با رژیم پهلوی بیان می‌کرد. پس از پایان دوره سربازی، در یک شرکت تأسیساتی خصوصی استخدام شد و بعد از چند ماه، به خرم‌آباد منتقل گردید و فعالیت‌های سیاسی- تبلیغی خود ادامه داد. در سال ۱۳۵۴ توسط اکیپی از کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک دستگیر و روانه زندان شد و پنج ماه در زندان فلک‌الافلاک خرم‌آباد در یک سلول انفرادی زندانی بود. پس این که از زندان آزاد شد، در قیام‌های خونین قم و تبریز در سال ۱۳۵۶، نقش رابط و هماهنگ کننده تظاهرات را در محلات جنوبی تهران برعهده داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مسئولیت تشکیل کمیته انقلاب اسلامی محل خویش را عهده‌دار شد. پس از شکل گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این ارگان پیوست و به سازماندهی نیروها همت گماشت.[۴]

پس از شروع قیام‌های کردستان در اسفند ۱۳۵۷ داوطلبانه عازم بوکان شد و بخشی از نا آرامی‌های آنجا را سامان بخشید. پس از تثبیت مواضع نیروهای انقلاب در بوکان، به شهرهای سقز و بانه رفت. پس از آن به همراه گروهی از رزمندگان برای آزادسازی سنندج راهی این شهر شد. در زمستان سال ۱۳۵۸ به او مأموریت داده شد تا جاده پاوه - کرمانشاه را که در تصرف نیروهای کرد بود، آزاد کند. بعد از این عملیات مسئولیت سپاه پاوه به او سپرده شد. در اوایل خرداد ۱۳۵۹ موفق شد شهرستان مریوان را که در تصرف نیروهای کرد بود، آزاد کند. از این روی مسئولیت سپاه مریوان بر عهده او گذاشته شد.[۳]

در جنگ ایران و عراق

در دی ماه ۱۳۶۰ عملیات محمد رسول‌الله از دو محور مریوان و پاوه بر روی منطقه خرمال توسط وی و ابراهیم همت رهبری شد که این عملیات سنگ بنای تأسیس تیپ ۲۷ رسول‌الله به شمار می‌رود. احمد در سال ۱۳۶۰ پس از بازگشت از مراسم حج، از طرف محسن رضایی (فرمانده کل سپاه) مأمور فرماندهی سپاه مریوان و پاوه تیپ محمد رسول‌الله شد. او به همراه بروجردی راهی جبهه‌های جنوب شد.

در شب ۱۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ عملیات الی بیت‌المقدس به فرماندهی احمد متوسلیان از منطقه دارخوین به سمت جاده اهواز–خرمشهر آغاز شد که موجب آزادسازی خرمشهر شد.[۵] در پی آزادسازی خرمشهر، او به همراه دیگر فرماندهان فتح خرمشهر نزد روح‌الله خمینی رفته و خمینی آنها را، به ویژه احمد را به گرمی مورد تفقد خاص قرار داد.

در لبنان

او در اواخر خرداد ۱۳۶۱ در مأموریتی به همراه هیأتی رسمی از مسئولین سیاسی-نظامی ایران راهی سوریه شد تا راه‌های مساعدت به مردم لبنان علیه حمله و اشغالگری اسرائیل را بررسی نماید.[۶]

در فیلم ایستاده در غبار موضوع سفر به لبنان بدین شکل بیان می‌شود: به دستور محسن رضایی فرمانده وقت سپاه و با تأیید سید علی خامنه‌ای (رئیس جمهور وقت) در بحبوحه جنگ ایران و عراق احمد متوسلیان به همراهی تعدادی رزمنده به سوریه اعزام می‌گردند تا از آنجا برای یاری حزب ا.. لبنان و مبارزه با اسرائیل به جنوب لبنان بروند. سپس در فیلم صدای واقعی محسن رضایی پخش می‌شود و اعلام می‌کند که سید روح‌الله خمینی وقتی از موضوع مطلع می‌شود ابراز نارضایتی کرد بنابراین دستور بازگشت به نیروهای اعزامی داده می‌شود. اما متوسلیان به بیروت رفته و از آنجا با همراهی موسوی (کاردار ایران در لبنان) برای بررسی وضعیت می‌رود که دیگر از سرنوشت او و همراهانش خبری در دست نیست.[۷]

ربوده شدن

در ۱۴ تیر ۱۳۶۱، اتومبیل سفارت که حامل مسئولین سیاسی-نظامی ایران بود هنگام ورود توسط فالانژیست‌ها متوقف و توسط نیروهایی اسرائیل ربوده و گروگان گرفته شدند.[۶] سمیر جعجع یکی از رهبران فالانژها پس از آزادی از زندان اعتراف کرد که گروگان‌های ایرانی به نیروهای وی تحویل داده شده و سپس توسط آنان کشته شده‌اند ولیکن مقامات ایرانی این ادعا را مشکوک دانسته‌اند.[۸]

هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۶۷ خود می‌نویسد:

«فرستاده رئیس جمهور کنیا آمد. اطلاع داد که گروگان‌های ما در لبنان همان سال ۶۲ شهید شده‌اند و خواستار مبادله گروگان‌های انگلیسی و سه اسرائیلی با ۹۰ اسیر شیعه در اسرائیل شد. گفتم اسامی اسرای مورد نظر و آثار گروگان‌های ما را بیاورند.»[۹]

وی در خاطرات سال ۱۳۶۹ در جریان کمک به آزاد سازی گروگانهای آمریکایی در لبنان به پیامی از جرج بوش -رئیس جمهور وقت ایالات متحده- اشاره می‌کند و می‌نویسد:

«اطلاعات آمریکا می‌گوید گروگان‌های ایرانی در دست مارونی‌ها در همان روزهای اول کشته شده‌اند ولی باز هم آنها آمادگی دارند که پیگیری مسألهٔ آن گروگان‌ها را ادامه دهند.»[۱۰]

شواهد زنده بودن و اسارت در اسراییل

به گفته مرکز اسناد انقلاب اسلامی «اگرچه ابتدا گفته می‌شد که سید محسن موسوی کاردار جمهوری اسلامی ایران در بیروت و همراهانش کشته شده‌اند؛ اما شواهد و مدارک موجود، حاکی از آن است که آنها در اسارت اسرائیل می‌باشند.»[۱۱]

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان به مناسبت روز آزادی اسرا در بیروت گفت:

«نشانه‌هایی وجود دارد که دیپلمات‌های ایرانی در زندان‌های اسرائیل بسر می‌برند. اسرائیل در گزارش خود ادعا می‌کند که چهار دیپلمات ایرانی توسط نیروهای لبنانی (فالانژهای سابق) ربوده شده، به دست این نیروها کشته شدند و اجساد آنان دفن شده است. اسرائیل دشمن ماست و ما نمی‌توانیم به گزارش‌های آن اعتماد کنیم. همان‌طور که اسرائیلی‌ها در گذشته هم حضور بعضی اسیران در زندان‌های خود را تکذیب می‌کردند، اما مشخص شد که این اسیران در زندان‌های این رژیم بوده‌اند.»[۱۲]

حسین دهقان (وزیر دفاع ایران) سوم خرداد ۱۳۹۵ خبر داد احمد متوسلیان و دیپلمات‌های ربوده شدهٔ ایرانی زنده‌اند و در اسارت اسرائیل هستند.[۱۳] یک زندانی یونانی آزاد شده از زندانهای اسرائیل با مراجعه به سفارت ایران در یونان ادعا کرده که هر چهار ایرانی را در زندانهای اسرائیل دیده است.[۱۴]

نصب تندیس احمد متوسلیان یزدی در مرز فلسطین

تندیس احمد متوسلیان یزدی در مارون‌الرأس در مرز فلسطین نصب شد تا یادبودی از ربوده شدن این فرمانده ایرانی باشد. انگشت اشاره احمد متوسلیان یزدی در تندیس ساخته شده به سمت سرزمین‌هایی از کشور فلسطین است که در حال حاضر توسط اسرائیل اشغال شده است. عبدالمجید فراهانی طراح این تندیس است و در مورد متوسلیان یزدی بیان کرده است که امام موسی صدر و احمد متوسلیان یزدی سربازان و پرورش یافتگان مکتب روح‌الله خمینی هستند و هر دو آنها به دست دولت لیبی و اسرائیل ربوده شده‌اند. وجه اشتراک آنها این است که خبری از سرنوشتشان در دست نیست.
خادم شهدامنوچهرشریفی


نوع مطلب :
برچسب ها : حاج احمدمتوسلیان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

عملیات اچ۳، که از آن به عنوان حمله به اچ۳ نیز یاد می‌شود، یکی از عملیات‌های هوایی مهم نیروی هوایی ایران در جنگ ایران و عراق بود. از این عملیات به عنوان یکی از بزرگترین عملیات‌های هوایی دنیا که به نام حمله فانتوم‌ها ثبت شده‌است، یاد می‌شود.[۱] طی این عملیات فانتوم‌های نیروی هوایی ارتش ایران در تاریخ ۴ آوریل ۱۹۸۱ (۱۵ فروردین ۱۳۶۰) پایگاه هوایی الولید (پایگاه‌های هوایی اچ۳) را در غربی‌ترین نقطه عراق، در مرز مشترک عراق و اردن بمباران کردند و آن را منهدم ساختند. در این عملیات بیش از ۴۸ هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی (میگ ۲۳، سوخو ۲۰، توپولوف ۱۶، توپولوف ۲۲) بودند از بین رفتند.[۲][۳]


طراحی عملیات

سرلشکر بهرام هوشیار، طراح عملیات اچ۳
سرلشکر جواد فکوری، فرمانده وقت نیروی هوایی

طراح این عملیات استراتژیک، سرهنگ فریدون ایزدستا و سرلشکر بهرام هوشیار بودند. آن دو طرح حمله به پایگاه هوایی الولید را به صورت محرمانه با سرلشکر جواد فکوری فرمانده وقت نیروی هوایی مطرح کردند که براساس طرح ابتدایی قرار بود که ۱۰ فروند فانتوم مسلح، ۸ فروند اصلی و ۲ فروند رزرو از پایگاه هوایی همدان به پرواز درآیند و نیز برای گمراه کردن دشمن، ۳ فروند F-5 دقایقی قبل از بمباران اچ-۳ توسط فانتوم‌ها، از پایگاه هوایی تبریز به پالایشگاه کرکوک حمله کنند.[۴]

شرح عملیات

در تاریخ ۴ آوریل، ۸ فروند جنگنده اف-۴ ئی با کمک دو مرحله سوخت گیری هوایی موفق شدند از مرز مشترک هوایی عراق-ترکیه گذشته و از نقطه مشترک مرزی سوریه با عراق وارد محدوده هوایی عراق شده و عملیات را موفقیت‌آمیز به انجام برسانند. مسیر طی شده توسط فانتوم‌های ایرانی برای اجرای موفقیت آمیز این عملیات بیش از ۳۵۰۰ کیلومتر بود که با چهار مرحله سوخت گیری ممکن شد.[۵] این عملیات با توجه به تجهیزات بکار رفته در آن، از لحاظ فنی یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های هوایی جهان به شمار می‌رود.[نیازمند منبع]

در سال ۱۹۸۱ منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب‌افکن‌های خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آن‌ها بر روی باند فرودگاه به پایگاه‌های سه گانهٔ اچ (اچ۳ یا الولید) در دورترین نقطهٔ غرب این کشور منتقل ساخته‌است.

در حالت معمول، هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه می‌بایست از مرزهای خاوری عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تأسیسات پدافندی مؤثری داشتند به اچ ۳ می‌رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر بازمی‌گشتند. در تمام طول مسیر جدای از موشک‌های زمین به هوا و توپ‌های ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند که در صورت حمله به این، با توجه به برتری تعداد آن‌ها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدون شک ادامهٔ عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیرممکن می‌ساختند؛ لذا قرار بر این شد که مسیری طولانی‌تر ولی با ریسک کمتر که از نوار مرزی شمال و غرب عراق می‌گذشت برای حمله انتخاب شود.

قرار شد ۸ فانتوم، از پایگاه سوم شکاری نوژه به پرواز درآیند و پس از سوخت گیری بر فراز دریاچه ارومیه از نقطه مرزی مشترک ایران-عراق-ترکیه به سمت هدف ادامه مسیر دهند. این هواپیماها باید از کوهستان‌های مرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز می‌کردند و پس از طی مسافتی طولانی بر روی خط مرزی عراق و ترکیه خود را به مرز سوریه و عراق رسانده و پس از یک نوبت سوختگیری دیگر به سمت اچ-۳ پرواز کنند. در تمام طول مسیر هواپیماها می‌بایست در ارتفاع پایین (۲۰ تا ۳۰ متری) پرواز می‌کردند تا از دید رادارهای دشمن پنهان بمانند. به علاوه باید در کل چهار مرحله عملیات سوخت گیری هوایی انجام می‌گرفت چراکه طول مسیر سه برابر برد هواپیماهای ایرانی بود. به همین دلیل طبق برنامه می‌بایست ابتدا دو فروند بویینگ ۷۰۷ برای رساندن سوخت به فانتوم‌ها از فرودگاه تهران برخاسته و با آنان در بالای دریاچه ارومیه ملاقات و مرحله اول سوختگیری را انجام می‌دادند. همزمان دو فروند هواپیمای ۷۴۷ سوخت رسان دیگر از فرودگاه نیکوزیا درقبرس بلند شده و مرحله دوم و سوم سوختگیری هوایی در خاک سوریه انجام می‌گرفت. طبق برنامه‌ریزی عملیات، پس از هر نوبت سوختگیری هواپیمای مادر باید صبر می‌کردند تا فانتوم‌ها عملیاتشان را بر فراز الولید انجام دهند و در راه بازگشت دوباره عملیات سوختگیری هوایی را انجام می‌داد.

روز عملیات ده فروند (دو فروند ذخیره) هواپیما به رهبری سرهنگ فرج ا… برات پور از باند پایگاه سوم شکاری برخاستند و پس از سوختگیری بر فراز دریاچه ارومیه دو فروند فانتوم ذخیره بازگشتند. هشت فروند اف-۴ئی دردو گروه چهارفروندی با اسامی البرز و الوند از شمال شرق عراق و از فراز کوه‌های آرارات وارد منطقهٔ مشترک مرزی عراق و ترکیه شدند و در ارتفاع پایین بر فراز کوهستان‌های این منطقه به سمت غرب عراق حرکت کردند. در همین حین هواپیماهای مختلف نیروی هوایی از جمله اف-۴، اف-۵، اف-۱۴، سی-۱۳۰ و بونانزا در حال انجام ماموریت‌های گشت هوایی، دیده بانی بصری (در نقاط کور راداری) و شنود الکترونیکی بودند.

در ساعات مقرر تانکرهای سوخت‌رسان با فانتوم‌ها در همان نقاط پیش‌بینی شده یعنی مرحله اول بالای دریاچه ارومیه و مرحله دوم در خاک سوریه روبرو شدند. فانتوم‌ها توانسته بودند با سکوت رادیویی و پرواز در ارتفاع پایین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان دارند. ظاهراً چندین بار هواپیماها در رادارهای عراقی و ترکیه‌ای ظاهر می‌شوند اما عراقی‌ها تصور می‌کنند هواپیماها متعلق به نیروی هوایی ترکیه‌است که مشغول گشت زنی در طول مرزهایشان هستند.

این اشتباهی بود که کنترل‌های زمینی ترکیه نیز مرتکب شدند. هر هشت هواپیما که سوختشان پس از طی مسیری طولانی در حال اتمام بود به طور منظم عملیات سوخت گیری هوایی را انجام دادند. هواپیمای بوئینگ نیز با احتیاط کامل مشغول گشت زنی در طول مسیر شد تا در بازگشت، دوباره عملیات سوخت‌رسانی به فانتوم‌ها را انجام دهد. در آن سو فانتوم‌ها در ارتفاعی پایین و در حالتی که خلبانان آن می‌توانستند کوچک‌ترین حرکتی را بر روی زمین با چشم غیرمسلح ببینند به سمت اچ ۳ در حرکت بودند. دقایقی بعد پس از ورود به خاک عراق فانتوم‌ها به دو دستهٔ ۳ فروندی و یک دسته ۲ فروندی تقسیم شده و به سمت پایگاه‌های مورد نظر جهت بمباران ادامه مسیر دادند، هم‌زمان اف-۵‌های پایگاه تبریز عملیات ایذایی بمباران پالایشگاه کرکوک را انجام داده و باعث تمرکز قوای دفاع هوایی عراق در آن منطقه شدند. پرسنل پایگاه که با توجه به دور بودنشان از مرزهای خاوری هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند هدف هیچ نوع حمله‌ای قرار گیرند در ابتدا به تصور این که هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دستهایشان کردند. دسته‌های فانتوم‌ها بر فراز پایگاه‌های سه‌گانه الولید، ارتفاعشان را جهت بمباران کمی افزایش دادند و عملیات انهدام تجهیزات را با موفقیت انجام دادند. سپس جهت انجام مرحله سوم سوخت گیری به طرف خاک سوریه ادامه مسیر داند. در این میان، هدایت تنها هواپیمای آسیب‌دیدهٔ عملیات آن هم در شرایطی که باید نزدیک به ۵۰۰ کیلومتر مسیر را طی کند، کاری بسیار دشوار بود ولی خضرایی مصمم بود که هواپیما را به هر قیمت به ایران برساند؛ و سرانجام در جاده‌ای در آذربایجان غربی فرود آمد. در این جریان هواپیما مورد اصابت ترکش بمب‌های خود قرار گرفته بود و به جهت از دست دادن هیدرولیک مجبور به فرود در پایگاهی در جنوب سوریه شد که پس از تعمیر توسط مرحوم اسکندری به ایران باز گردانیده شد.

هواپیماهای ۷۴۷ سوخت رسان که ماموریتش به اتمام رسیده بود با خروج از نوار مرزی عراق و ترکیه از طریق آسمان ترکیه به تهران بازگشت.

در ابتدا، با توجه به نزدیکی اسرائیل به اردن و این که در سال ۱۹۶۷ نیز اسرائیلی‌ها فرودگاه‌های این کشور را بمباران کرده بودند، عراقی‌ها تصور کردند که حمله از جانب اسرائیلی‌ها صورت گرفته‌است.

تلفات

تلفات ایران

این عملیات برای ایران تلفاتی در برنداشت.

تلفات عراق

خسارات و تلفات ارتش عراق در این حمله به صورت تقریبی قابل برآورد است و حداقل تلفات این حمله بدین صورت است:

ضمناً یازده فروند هواپیمای دیگر به گونهٔ غیرقابل تعمیری خسارت دیدند که دو فروند از این یازده فروند بمب افکن توپولف-۱۶ بود. هم چنین سه خلبان عراقی و پانزده پرسنل دیگر عراقی و سه مصری و یک افسر آلمانی کشته شدند و نوزده عراقی، پنج مصری و سه اردنی به شدت زخمی شدند.

خادم شهدا منوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : عملیات اچ3، عقابهای ارتش ایران،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شهید عمران (عبدالله) پستی ، عمران (عبدالله) پستی  از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال، فرمانده گردان حبیب بن مظاهر لشگر 27 حضرت رسول (ص)

شهدای خلخال ، شهید  ، جبهه و شهادت ، شهدای خوجین ، وصیت شهید ، زندگی نامه شهید ، شهیدان را شهیدان می شناسند.

شهید عمران (عبدالله) پستی ، عمران (عبدالله) پستی  از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال، فرمانده گردان حبیب بن مظاهر لشگر 27 حضرت رسول (ص)شهید عمران (عبدالله) پستی ، عمران (عبدالله) پستی  از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال، فرمانده گردان حبیب بن مظاهر لشگر 27 حضرت رسول (ص)شهید عمران (عبدالله) پستی ، عمران (عبدالله) پستی  از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال، فرمانده گردان حبیب بن مظاهر لشگر 27 حضرت رسول (ص)شهید عمران (عبدالله) پستی ، عمران (عبدالله) پستی  از شهدای والا مقام خلخال ، شهدای شاهرود خلخال، شهدای خلخال ، شهدای روستاهای خلخال، شهدای خوجین، شهدای خلخال و حومه، شهدای گمنام، شهدای گمنام خلخال، شهید و شهادت،موزه شهداء خلخال، فرمانده گردان حبیب بن مظاهر لشگر 27 حضرت رسول (ص)

شهید عمران(عبدالله) پستی

 نام: عمران (عبدالله)

نام خانوادگی :   پستی

محل تولد :  هشجین

 نام پدر : محمد علی

 تاریخ تولد : 19 / 9 / 1338

 مدرك تحصیلی : دیپلم ریاضی فیزیك

 تحصیلات عالی : جامعه شناسی _ دانشگاه تهران

 تاریخ شهادت : 19 / 12 / 1362

 محل شهادت : طلائیه

 مسئولیت : اطلاعات سپاه تهران و فرمانده گردان حبیب بن مظاهر –

لشگر 27 حضرت  رسول(ص)

خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین


نوع مطلب :
برچسب ها : پستی هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()




منوچهرشریفی

نوع مطلب :
برچسب ها : حجت السلام فلاح زاده،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای کسانی که ایمان آورده اید!

از بسیاری از گمانها بپرهیزید

چرا که بعضی از گمانها گناه است.

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 

قلم در توصیف تو عاجز است


قلم در توصیف تو عاجز است

اهل دل، عـــــــاجز زگفتار است با اهل خرد

جمله ها قاصر و عاجز ز بیانند

دیروزها تمام شدند و امروزها شروع شدند،

عمر ما نیز هم به پایان خواهد رسید در حالی که ما همچنان در ابتدای توصیف و شناخت تو عاجز مانده ایم

خدای من


بنده گنه کارت خدا منوچهرشریفی هشجین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 9 شهریور 1396

 آرزوهات رو یک جا یادداشت کن 

و یکی یکی از خدا بخواه 

خدا یادش نمیره اما تو یادت میره که 

چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 

تنهایی را بلندترین شاخه درخت بهتر میفهمد...! 


انگار هرچه بزرگتر میشویم تنهاتریم...


به راستی خدا از تنهایی بزرگ است یا از بزرگی تنهاست




نوع مطلب :
برچسب ها : خدا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


شهیدسردارمجیدکلانتری معاون بهداری سپاه کرج   روحش شادویادش گرامی

خادم شهدا منوچهرشریفی


نوع مطلب :
برچسب ها : سردارکلانتری سپاه کرج، سرداررشیداسلام 151،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تماس با ما
وصیت شهدا

GET_COKD

مهدویت امام زمان (عج)