به یادشهدا111
من فقط سربازم پیام سردارشهیدعمران پستی
درباره وبلاگ


زنده نگهداشتن یادونام شهدا کمتر ازشهادت نیست [حضرت آقا ]
طراحی وبلاگ برای هرچه بیشترشناخت ازشهدای حق علیه باطل است امیدوارم بتوانم
ذره ای ازفداکاری ومردانگی وایثار این عزیزان را برای آیندگانمان روایت کرده باشم تا یادم نرود مدیون چه انسان های بزرگی هستم من روایت میکنم مابقی کارباخودشهدا
سردار_سلیمانی: باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
مثل شهدا بودن سخت نیست
مثل شهدا ماندن سخته
راه ‌شهدا یعنی...
نگهداشتن آتش در دستانت .هدف زنده نگه داشتن یاد شهداست تمام شهدایی که برای ایران جنگیدن شهدای ایران ؛ دفاع مقدس انقلاب ؛حرم ؛وطن
کار برای شهداست اگر ایرادی درمطالب هست ازراهنماییتون ممنون میشم
.تشکر ازدوستان بابت همکاری آقایان داریوش اطیابی نصرتی ایزدیار بابایی غلامی منامن __به یادشهیدسردارعمران پستی. سردار محمدابراهیم همت
.سردارمجیدکلانتری.
خادم شهدا .... منوچهرشریفی هشجین .
علی شریفی هشجین.

مدیر وبلاگ : منوچهروعلی شریفی هشجین
نظرسنجی
سلام نظر خود رانسبت به وبلاگ اعلام نمایید




شیعه

علی بن موسی الرضا (۱۴۸۲۰۳ ه‍. ق)، ملقب به رضا و ابوالحسن هشتمین امام شیعیان دوازده امامی بعد از پدرش موسی کاظم و قبل از پسرش محمد تقی می‌باشد. علی بن موسی در شهر مدینه از نجمه خاتون متولد و در دیار توس از دنیا رفت. رضا در دوره‌ای زیست می‌کرد که خلفای عباسی با مشکلات عمده‌ای از جمله شورشهای شیعیان مواجه بودند. مأمون به دنبال راهی برای پیروزی بر این شورشها تصمیم گرفت رضا را در حکومت دخیل کند، و به همین منظور پست ولیعهدی را به عهدهٔ او گذاشت. مأمون بعدها به اشتباهش پی برد و برای جبران آن به نوشتهٔ بیشتر مورخان تصمیم گرفت به او سم خورانده، او را از سر راهش بردارد. رضا در یکی از روستاهای خراسان که بعدها به مناسبت خاکسپاری اش در آن بهمشهد، محل شهادت، تغییر نام یافت به خاک سپرده شد.[۳][۴] مقبرهٔ وی سالانه مورد بازدید میلیون‌ها شیعه[۵] از ایران، پاکستان، بحرین، عراق و دیگر کشورها قرار می‌گیرد.

محتویات

 سالهای اولیه زندگی

در یازدهم ذوالقعدهٔ سال ۱۴۸ هجری قمری مصادف با ۲۹ دسامبر ۷۶۵ میلادی در مدینه در خانهٔ موسی کاظم، امام هفتم شیعیان ۱۲ امامی، پسری به دنیا آمد که بعد از پدرش عهده‌دار مقام امامت شد. نامش علی بود و بعدها ملقب به رضا شد. در منابع شیعی از او به نام ابوالحسن ثانی یاد می‌کنند، به این منظور که با پدرش موسی کاظم که ابوالحسن اول خوانده می‌شد اشتباه نشود. رضا یک ماه پس از مرگ پدربزرگش جعفر صادق درمدینه به دنیا آمد و زیر نظر پدرش کاظم تربیت شد.[۶] مادرش نجمه خاتون برده‌ای از مغرب یا شمال آفریقا بود که مثل حمیده همسر صادق خریداری و آزاد شده بود تا به ازدواج موسی کاظم در بیاید. در منابع شیعی از او به نیکی یاد کرده او را هم مثل حمیده از علما و پاکان می‌دانند. وقتی از او پرسیدند آیا شیرش برای رضا کفایت می‌کند پاسخ داد :" شیرم برایش کافی است اما علی همه وقت آن را طلب می‌کند و من وقت کافی برای نماز و عبادت ندارم "[۴][۷][۸]

امامت

به عقیده شیعه هر امام بوسیله امام قبلی و به امر الهی عهده‌دار منصب امامت می‌شود و علی بن موسی از این امر مستثنا نبود.[۹] روایات مختلفی در منابع شیعی به انتصاب رضا توسط پدرش موسی کاظم، به عنوان امام بعدی تأکید دارد، با این حال فضای خفقان‌آور دوران هارون الرشید به حدی شدید بود که این پیغام نمی‌توانست آزادانه به گوش همه برسد تا جایی که برخی معتقد بودند امامت با موسی کاظم پایان رسیده‌است. این گروه به واقفیه معروف شدند. از علی بن یقطین نقل شده که از قول کاظم می‌گوید: «علی بهترین فرزندانم است و من کنیه‌ام (ابوالحسن) را به او داده‌ام.»[۱۰] همچنین یزید بن صلت از موسی کاظم نقل می‌کند که وقتی او را در راه مکه ملاقات کرد، کاظم به او گفت: «علی که همنام امام اول و چهارم است پس از من امام خواهد بود. آنچه شنیدی نزد خود نگه دار و برای کسی نقل مکن مگر اینکه اطمینان داشته باشی از اصحاب و یاران ماست.»[۱۱][۱۲] به گفتهٔ واقدی رضا حتی در دوران جوانی از پدر و عمویش حدیث نقل می‌کرد و در مسجد مدینهفتوا می‌داد.[۶][۱۳] با این حال هارون الرشید رابطهٔ خوبی با او نداشت و مردم مدینه اجازهٔ ملاقات و حضور در کلاس درسش را نداشتند.[۱۴] به گفتهٔ دونالدسون رضا بیست یا بیست و پنج سال سن داشت وقتی بعد از پدرش به منصب امامت رسید. هجده سال بعد مأمون تصمیم گرفت با منصوب کردن او به جانشینی اش حمایت گروه‌های مختلف شیعه را به سمت خود جلب کند.[۴]

القاب و کنیه‌ها

از کنیه‌های خاص وی می‌توان به ابو علی و ابو محمد اشاره کرد. برای تمایز روایت‌های وی از پدر، نزد شیعیان به وی ابوالحسن ثانی نیز گفته‌اند. لقبی که وی بدان مشهور است همان «رضا» است. درباره رضا نامیدن وی اختلاف است. برخی-که همان مخالفان اهل بیت بوده‌اند- بر این باورند که مأمون وی را به نام رضی از آل محمد نامیده است. در مقابل گفته می‌شود که امام جواد در باب این نوع نام‌گذاری چنین گفته‌اند که مقصود از رضا کسی است که خدا و پیامبر و امامان شیعه از او راضی و خشنودند و دشمنان و دوستان نیز به وی راضی بودند.[۱۵]

خادم شهدا:منوچهرشریفی



نوع مطلب :
برچسب ها : امام رضا، حضرت معصومه، هفته کرامت، بسیج هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

امام زمان (عج) در صحرای عرفات به زن تازه مسلمانی که گم شده بود کمک کرد.

ماجرای کمک امام زمان (عج) به زن تازه مسلمان

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛امام زمان (عج) در همه حال، از احوال شیعیان خود آگاه‌اند که در این خبر، داستان کمک امام زمان (عج) به فردی تازه مسلمان را بخوانید.

یکی از هم‌وطنان ایرانی یک سال در ایام محرم به انگلستان سفر کرده بود. یک روز که به منزل یکی از دوستان دعوت شده بود وقتی وارد حیاط منزل شد، با تعجب دید که آنجا نیز بساط دیگ و آتش و نذری امام حسین (علیه‌السلام) برپاست، همه پیراهن مشکی بر تن کرده و شال عزا به گردن آویخته و عزادار حضرت سید الشهداء اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) هستند. در این میان متوجه یک زوج جوان که خیلی عاشقانه در مجلس امام حسین (علیه‌السلام) فعالیت می‌کردند، شد و وقتی از حال آن‌ها جویا شد، متوجه شد که آن دو مسیحی بوده‌اند و مسلمان شده‌اند و هر دو پزشک هستند. مرد متخصص قلب و عروق و زن هم فوق تخصص زنان.

برایش جالب بود که در انگلستان، برخی از مردم این طور عاشق اهل بیت (علیه‌السلام) باشند و مخصوصاً دو پزشک مسیحی، مسلمان شوند و با این شور و حال و با کمال تواضع در مجلس امام حسین (علیه‌السلام) نوکری کنند. کمی نزدیک‌تر رفت، با آن زن تازه مسلمان شروع به صحبت کردن نمود و از او پرسید که به چه علت مسلمان شده و علت این همه شور و هیجان و عشق و محبت چیست؟، او گفت: «درست است، شاید عادی نباشد، اما من دلم ربوده شده، عاشق شدم و این شور و حال هم که می‌بینی به خاطر محبت قلبی من است.» از او پرسید: «دلربای تو کیست؟ چه عشقی و چه محبتی!؟»

پاسخ داد: «من وقتی مسلمان شدم، همه چیز این دین را پذیرفتم، به خصوص این که به شوهرم خیلی اطمینان داشتم و می‌دانستم بی‌جهت به دین دیگری رو نمی‌آورد. نماز و روزه و تمام برنامه‌ها و اعمال اسلام را پذیرفتم و دیگر هیچ شکی نداشتم. فقط در یک چیز شک داشتم و هر چه می‌کردم دلم آرام نمی‌گرفت و آن مسئله آخرین امام و منجی این دین مقدس بود که هرچه فکر می‌کردم برایم قابل هضم نبود که شخصی بیش از هزار سال عمر کرده باشد و باز در همان طراوت و جوانی ظهور کند و اصلاً پیر نشود. در همین سرگردانی به سر می‌بردم تا اینکه ایام حج رسید و ما هم رهسپار خانه خدا شدیم. شاید شما حج را به اندازه ما قدر ندانید. چون ما تازه مسلمانیم و برای یک تازه مسلمان خیلی جالب و دیدنی است که باشکوه‌ترین مظاهر دین جدیدش را از نزدیک ببیند.

وقتی اولین بار خانه کعبه را دیدم، به طوری متحول شدم که تا به آن موقع این طور منقلب نشده بودم. تمام وجودم می‌لرزید و بی‌اختیار اشک می‌ریختم و گریه می‌کردم. روز عرفه که به صحرای عرفات رفتیم، تراکم جمعیت آن چنان بود که گویا قیامت برپا شده و مردم در صحرای محشر جمع شده بودند. ناگهان در آن شلوغی جمعیت متوجه شدم که کاروانم را گم کرده‌ام، هوا خیلی گرم بود و من طاقت آن همه گرما را نداشتم، سیل جمعیت مرا به این سو و آن سو می‌برد، حیران و سرگردان، کسی هم زبانم را نمی‌فهمید، از دور چادرهایی را شبیه به چادرهای کاروان لندن می‌دیدم، با سرعت به طرف آن‌ها می‌رفتم، ولی وقتی نزدیک می‌شدم متوجه می‌شدم که اشتباه کرده‌ام. خیلی خسته شدم، واقعاً نمی‌دانستم چه کنم. دیگر نزدیک غروب بود که گوشه ای نشستم و شروع کردم به گریه کردن، گفتم خدایا خودت به فریادم برس! در همین لحظه دیدم جوانی خوش سیما به طرف من می‌آید. جمعیت را کنار زد و به من رسید. چهره‌اش چنان جذاب و دلربا بود که تمام غم و ناراحتی خود را فراموش کردم. وقتی به من رسید با جملاتی شمرده و با لهجه انگلیسی فصیح به من گفت: «راه را گم کرده ای؟ بیا تا من قافله‌ات را به تو نشان دهم.» او مرا راهنمایی کرد و چند قدمی بر نداشته بودیم که با چشم خود «کاروان لندن» را دیدم! خیلی تعجب کردم که به این زودی مرا به کاروانم رسانده است. از او حسابی تشکر کردم و موقع خداحافظی به من گفت : «به شوهرت سلام مرا برسان». من بی اختیار پرسیدم: «بگویم چه کسی سلام رسانده؟» او گفت : «بگو آن آخرین امام و آن منجی آخرالزمان که تو در رمز و راز عمر بلندش سرگردانی! من همانم که تو سرگشته او شده ای!» تا به خودم آمدم دیگر آن آقا را ندیدم و هر چه جستجو کردم، پیدایش نکردم. آنجا بود که متوجه شدم امام زمان عزیزم را ملاقات کرده‌ام و به این وسیله طول عمر حضرت نیز برایم یقینی شد.

از آن سال به بعد ایام محرم، روز عرفه، نیمه شعبان و یا هر مناسبت دیگری که می‌رسید من و شوهرم عاشقانه و به عشق آن حضرت خدمتش را می‌کنیم و آرزوی ما دیدن دوباره اوست.»

منبع: کتاب ملاقات با امام زمان در عصر حاضر، ابوالفضل سبزی

 یا امام زمان دست منو رها نکن

خادم  شهدا: منوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : یاامام زمان، خاطره جالب ازامام عصر، خادم شهدا، بسیج هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
به او گفتم مادر جان این حرف ها را نزن ، من برای تو آرزوها دارم، گفت : مامان این سفر آخرین ماموریتم هست و در این سفر حضرت زهرا کمکم میکند که به آرزویم برسم..

ای شهیدان کجایید تا به ما بفهمانید خدا به همه کسی لیاقت شهادت نمی دهد. خداوند بندگانش را گلچین می کند و بهترین ها را به عرش می برد .. شوق شنیدن زندگی و خاطرات شهید محسن کمالی دهقان ، اولین شهید مدافع حرم شهر کرج، ما را بر آن داشت که به سوی منزل شهید برویم و در جوار مادر گرامیشان پای صحبتهای گرمشان بنشینیم، ایشان در این گفت وگو ها به بیان خاطرات و نکات مفیدی از زندگی فرزند شهیدشان پرداخته اند : 

شهید محسن کمالی دهقان در روز نهم بهمن ماه سال 1363 در خانواده ای متدین ومذهبی در حصارک کرج به دنیا آمدمحسن از همان کودکی ، خاص بود، برخلاف سنش رفتارهای بزرگ منشی از خود نشان میداد. محسنم بعد از اتمام دبیرستان وارد سپاه شد و به عضویت سپاه قدس درآمد. او از هوش سرشاری برخوردار بود و فعالیت گسترده ای در پایگاه های فرهنگی، بسیج و مسجد و ...داشت و همین در او روحیه جهادی را پرورانده بود .

شهید مدافع حرم «محسن کمالی دهقان» به روایت از مادر

ما مدتها در خیابان گوهردشت زندگی میکردیم، محسن یکی از فعالین فرهنگی مسجد رجایی شهر بود و جوانان زیادی را جذب میکرد، در آن محل همه محسن را میشناختند و محسن جایگاه ویژه ای داشت.

محسن اردوهای فرهنگی و رزمی بسیاری برگزار میکرد و از این طریق جوانان زیادی را باخود همراه میکرد، همه با شروع شدن حمله داعشی به مردم مظلوم و بی پناه سوریه وعراق و برای دفاع از حرم اهل بیت در قالب مستشار نظامی برای آموزش نظامی و رزمیبه نیروهای مردمی و وطنی سوریه و عراق چندین بار به این دو کشور اعزام شد.

بعد از اعزام، محسن دیگر آن محسن نبود، مدام از آنجا میگفت و از مظلومیت مردم سوریه حرف میزد، حتی زمانی هم که پیش ما بود روحش آنجا بود. 

محسن مجرد بود چندین بار برایش خانوم های متعهد زیر نظر گرفته بودم و تا میخواستم با محسن راجع به ازدواج صحبت کنم میدیدم که تمام فکرش شهادت است، تمام فکر محسن کمک به مردم مظلوم سوریه بود. می گفت: مادر من معلوم نیست وضعیتم چطور میشود فعلا صبر کن.

محسن بیشتر حقوقش را صرف خانواده های بی سرپرست میکرد، محله های فقیر نشین کرج محسن را خوب میشناختن و هنوز هم حقوق محسن صرف خانواده های نیازمند میشود.

یک روز با محسن به بهشت زهرا رفته بودیم، مادر شهیدی را دیدیم که همسرش نیز به رحمت خدا رفته بود و فرزندی نداشت، محسن آنقدر پای صحبتش و دردودلش نشست که متوجه شد سقف منزل آن مادر در اثر باران خراب شده و کسی را ندارد که تعمیرش کند ، محسن برای تعمیر منزل پیش قدم شد و آن مادر همیشه دعا گوی محسنم بود.

شهید مدافع حرم «محسن کمالی دهقان» به روایت از مادر

محسن هنوز هم در این دنیا بانی کمک به نیازمندان است..

سربرج که میشود و حقوق محسن را میگیریم با محسنم نجوا میکنم و میگویم این ماه حقوقت سهم کدام نیازمند میشود؟! خودت آن نیازمند را بفرست ، هر ماه نیازمندانی می آیند که قبلا هم محسن به آنها کمک میکرده و هنوز هم محسن بانی کمک به فقیران و نیازمندان در این دنیای خاکی است.

محسن همیشه برای ما منبع خیر و برکت بود ، حالا بعد از شهادتش نیز به فضل خدا ، بیشتر از قبل باعث خیر و برکت است به گونه ای که خیلی از مشکلات زندگیمان را محسن حل میکند، نه تنها ما بلکه اقوام و دوستان و آشنایان در پیشگاه خداوند، خون پاکش را واسطه قرار میدهند و مشکلاتشان حل میشود.


شهادت محسن

یک روز محسن برای من مصاحبه یک مادر شهیدی را گذاشته بود و گفت مادر میخواهم این مصاحبه را ببینی، من نیز نگاه میکردم و در فکر فرو رفته بودم که چرا محسن این را از من میخواهد، ناگهان محسن گفت مامان اگه من هم شهید شدم تو باید قوی باشی و بیصبری و بیتابی نکنی، خیلی ناراحتی کردم و به او گفتم مادر جان این حرف ها را نزن ، من برای تو آرزوها دارم، گفت : مامان این سفر آخرین ماموریتم هست و در این سفرحضرت زهرا کمکم میکند که به آرزویم برسم..

محسن برای روز موعود لحظه شماری میکرد، ایام عید بود به او پیشنهاد دادیم که برای سفر تفریحی همراه ما بیاید ، اما قبول نکرد گقت منتظر اعزام به منطقه هستم و مرتب با مسئولین مربوطه جهت اعزام در تماس بود.

روز بیست و هفتم 94،عصر پنجشنبه، محسن با تمام رشادت ها و دلاوریهایش در شهر حلب سوریه به شهادت رسید و پیکر مطهرش در قطعه سیزدهم بهشت سکینه بنا به وصیت خودشان در کنار مادربزرگ گرامیش به خاک سپرده شد.

 شهید مدافع حرم «محسن کمالی دهقان» به روایت از مادر

خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین


نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدمدافع حرم، شهیدمحسن کمالی، بسیج هشجین، سردارپستی هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سالروز آغاز عملیات «کربلای1» و آزادسازی «مهران»

آزادسازی مهران

به دنبال عملیات غافلگیرکننده «والفجر 8 » و تصرف شهر استراتژیک فاو توسط رزمندگان اسلام و به هم خوردن توازن سیاسی – نظامی به نفع جمهوری اسلامی، رژیم عراق شیوه‌ای جدید برگزید و درصدد فعال شدن در جبهه زمینی و موضع تهاجمی برآمد و این استراتژی را بعد از اشغال مهران، «استراتژی دفاع متحرک» نامگذاری کرد.

به گزارش سرویس «فرهنگ‌حماسه» ایسنا، عراق می‌کوشید با ادامه عملیات‌های خود، نقاط دیگری را تصرف کند. ادامه چنین وضعیتی می‌توانست عواقب وخیمی را هم از بُعد نظامی و هم از بُعد سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال داشته باشد. بر همین اساس، برای مقابله با حرکت جدید عراق، انجام عملیات برای آزادسازی شهر مهران و ارتفاعات آن مورد تاکید قرار گرفت.

استراتژی دفاع متحرک عراق بعد از بازپس گیری منطقه والفجر 9 (منطقه چوارتا) که از تاریخ 16 اسفندماه 1364 آغاز شد، در تاریخ 27 تیر ماه 1365، با آزادسازی مهران به اوج خود رسید و با ضربه سختی که دشمن در جریان این آزادسازی متحمل شد، پایان یافت.

از هنگام شروع تهاجم جدید ارتش عراق، وحدت و همدلی نیروهای رزمنده ایرانی به شکل زیبایی جلوه‌گر شد و برادران ارتشی، سپاهی و بسیج مردمی پا به پای هم در مقابل تهاجم دشمن به مقاومتی دلیرانه دست زدند.

حمله عراق به مهران

ارتش عراق، ساعت یک بامداد 27 اردیبهشت ماه 1365 در منطقه مهران دست به تهاجم زد و شهر و حومه آن و برخی از ارتفاعات منطقه را تصرف کرد. در این زمان واحدهای ارتشی،مرکب از 6 گردان پیاده و دو گردان زرهی، مسئولیت خطوط پدافندی را در این منطقه بر عهده داشت و نیروهای سپاه نیز پشتیبانی از این منطقه را به طور کامل بر عهده نگرفته بود.

اهداف عملیات

بازپس گیری شهر مهران و سلسله ارتفاعات قلاویزان و دستیابی به مرز و تأمین کل منطقه.

منطقه عملیات

این منطقه عملیاتی از جنوب به ارتفاعات قلاویزان، از شمال به ارتفاعات نمه کلان کوچک، از غرب به امتداد غربی ارتفاعات قلاویزان و پاسگاه مرزی بهران‌آباد و از شرق به جاده مهران – دهلران منتهی می‌شد.

پس از اشغال مهران، استحکامات و موانع متعددی توسط دشمن ایجاد شد. در محور شمالی (جاده ایلام – مهران و باغ کشاورزی) هفت ردیف مین همراه با کانال و بیش از پنج ردیف سیم خاردار رشته‌ای وجود داشت. در محور میانی (حد فاصل رودخانه گاوی و جاده دهلران – مهران) به لحاظ کوهستانی بودن منطقه، استحکامات نسبتاً ضعیف بود. در محور جنوبی (ارتفاعات قلاویزان) سنگرهای کمین و در بعضی شیارها، یک ردیف سیم خاردار و مین وجود داشت.

استعداد دشمن

منطقه مورد نظر برای عملیات، تحت مسئولیت «لشکر 17 » زرهی از سپاه دوم عراق بود. حفظ پدافندی این لشکر از رودخانه «کنجاپنجم» به سمت میان کوه امتداد می‌یافت. علاوه بر یگان‌های سازمانی این لشکر (تیپ‌های 70 زرهی، 59 زرهی و 705 پیاده) یگان‌های زیر نیز تحت امر آن بودند:

- تیپ‌های 433 ، 417 و 425 پیاده.

- تیپ 1 کماندویی و گردان کماندو لشکر 40 پیاده.

با شروع عملیات، یگان‌های زیر نیز وارد منطقه شدند:

- تیپ‌های 1 مکانیزه، 4 و 5 پیاده، 3 نیروی مخصوص، 2 و 10 زرهی از گارد ریاست جمهوری.

- تیپ‌های 71، 72 و 3 پیاده از لشکر 35 پیاده.

- تیپ‌های 501، 113، 95، 118 و 108 پیاده.

-تیپ 24 مکانیزه.

- تیپ‌های 2، 3 و 5 کماندو، گردان کماندویی لشکر 20 پیاده و گردان کماندویی لشکر 2 پیاده.

- تیپ 65 نیروی مخصوص.

- گردان‌های 763، 110، 15، 766، 217، 238، 53، 247 و 489 توپخانه.

قوای خودی

«قرارگاه نجف» هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

- لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با هفت گردان پیاده به علاوه گردان تانک.

- لشکر 17 علی ابن‌ابی طالب (ع) با سه گردان پیاده به علاوه یک گروهان تانک.

- لشکر 5 نصر با سه گردان پیاده.

- لشکر 25 کربلا با چهار گردان پیاده به علاوه یک گردان تانک.

- لشکر 10 سیدالشهدا (ع) با سه گردان پیاده.

- لشکر 41 ثارالله (ع) با چهار گردان پیاده به علاوه گردان تانک.

- تیپ مستقل 21 امام رضا (ع) با دو گردان پیاده.

- تیپ مستقل 15 امام حسن (ع) با پنج گردان پیاده.

- تیپ مستقل 662 بیت المقدس با دو گردان پیاده .

- گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار با یک گروهان تانک.

- 2 گردان توپخانه سپاه به علاوه چهار گردان توپخانه ارتش.

طرح عملیات

تلاش اصلی بر انجام عملیات از محور ارتفاعات قلاویزان و یال‌های آن تا رودخانه گاوی در نظر گرفته شد. بر همین اساس، عملیات در سه مرحله به ترتیب زیر طراحی شد:

مرحله اول: تامین ارتفاعات قلاویزان ایران تا روستای امام زاده سید حسن.

مرحله دوم: تامین ارتفاعات «جبل حمرین» تا «شیار مگ سوخته» و در امتداد آن، تامین روستاهای بهین، بهروزان و هرمزآباد.

مرحله سوم: تصرف خاکریز عملیات والفجر 3، روستای فرخ‌آباد تا زیر ارتفاعات 223 قلاویزان و در نتیجه مهران در این مرحله تامین شد.

شرح عملیات

مرحله اول عملیات در ساعت 22:30 روز 9 تیر ماه 1365با رمز یا «باابوالفضل العباس ادرکنی» آغاز شد و نیروهای خودی در اغلب محورها خطوط دشمن را شکسته و تا قبل از روشنایی صبح ضمن انهدام بیش از 10 گردان پیاده عراق، اهداف مرحله اول و قسمتی از مرحله دوم عملیات را به تصرف درآوردند.

ساعاتی بعد، دشمن با به کارگیری نیروهای احتیاط خود به محور امامزاده سید حسن پاتک کرد که با مقابله قوای خودی خنثی شد. سپس، یگان‌های خودی با مشاهده از هم گسیختگی نیروهای دشمن، عملیات را بدون وقفه ادامه دادند.

در شب دوم، تمامی یگان‌های عمل کننده ضمن پیشروی در باقی مانده محدوده مرحله دوم عملیات، تا قبل از روشنایی صبح، خط سراسری – از هرمزآباد تا شیار مگ سوخته – را کاملا تامین کرده و مقداری از محدوده مرحله سوم عملیات را نیز تامین کردند.

از آغاز روز دوم (11 تیر ماه 65) عملیات در تمامی محورها ادامه یافت و نیروهای رزمنده ضمن به اسارت درآوردن تعدادی از نیروهای دشمن، به باغ کشاورزی وارد شدند و سپس در حدود ساعت 12 این روز نیز شهر مهران آزاد شد.

ساعت شش صبح روز سوم، دو تیپ گارد ریاست جمهوری به ارتفاع 210 پاتک کرد و پس از یک درگیری سخت ارتفاع مذکور را تصرف کرد. به همین خاطر، نیروهای خودی مستقر در این منطقه حدود 200 متر عقب آمدند.

در ادامه عملیات، رزمندگان از محورهای «قلعه کهنه» و «فرخ‌آباد» به طرف تپه‌های «غلامی» و پاسگاه «دراجی» حرکت کرده و ضمن پاکسازی کامل منطقه، تعداد زیادی از نیروهای دشمن را به اسارت درآوردند.

در جریان مرحله چهارم عملیات که از ساعت 24 روز 12 تیرماه 1365 آغاز شد، با ورود قوای خودی به روستای فیروزآباد، دشمن عقب‌نشینی کرد. سپس خاکریزی از فیروزآباد تا یال‌های ارتفاعات قلاویزان ساخته شد. درگیری، همچنان در اطراف ارتفاعات 223 ادامه داشت و دشمن، فشاری قابل ملاحظه در نقاط مختلف وارد کرده، تنها ارتفاعات فوق را در تصرف خود نگه داشته بود. حدود «ساعت 7 صبح» روز چهارم (13 تیر ماه 65) پاتک شدید دشمن روی ارتفاعات قلعه آویزان – به منظور تصرف قله 200 – شروع شد؛ لیکن با مقاومت و حملات پی در پی قوای خودی، این پاتک شکست خورد.

در روز پنجم، ارتفاع 210 مجددا به تصرف نیروی خودی درآمد و در سحرگاه روز ششم نیز رزمندگان در مرحله پنجم عملیات با حمله به ارتفاع 223، ضمن تأمین اهداف تعیین شده، قرارگاه تاکتیکی لشکر 17 زرهی عراق را به تصرف درآوردند.

در تاریخ 18 تیر65، علاوه بر تصرف باقی مانده یال‌های غربی ارتفاع 223، قرارگاه تاکتیکی تیپ 24 مکانیزه عراق منهدم و فرمانده آن به همراه تعدادی دیگر اسیر شد.

ارزیابی عملیات کربلای 1

عملیات موفق کربلای یک، پایانی بر استراتژی دفاع متحرک عراق و نقطه شروع امیدوارکننده‌ای برای نیروهای خودی جهت انجام عملیات محدود ایذایی بود. منفعل کردن سیاست تهاجمی عراق، هدف عمده‌ای بود که نیروها به خوبی توانستند به آن دست یابند.

سرعت عمل، اعتقاد یگان‌ها، حفاظت عملیات، فریب دشمن، تناسب نیروها با طرح عملیات، انجام کارهای مهندسی لازم وغیره از جمله عوامل بارز و موثر در این عملیات بود.

نتایج عملیات

طی این عملیات، منطقه‌ای به وسعت 175 کیلومترمربع از خاک ایران و نیز عراق شامل شهر مهران و روستاهای اطراف آن، جاده دهلران – مهران – ایران ، ارتفاعات حساس و سرکوب قلاویزان و حمرین و نیز دو پاسگاه مرزی آزاد شد. همچنین عقبه‌های دشمن از جمله شهرهای بدره و زرباطیه در دید و تیررس قوای خودی قرار گرفت.

در این عملیات، 1210 نفر از نیروهای دشمن اسیر شدند.

خادم شهدا شریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : ازادسازی مهران، شهدای هشجین، بسیج هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
تصاویر سرداران شهید شهرستان خلخال
در طول هشت سال دفاع مقدس شهر فرهنگ و ادب خلخال به هفت سردار دلاور خود همچنان می بالد سردارانی که پاسدار خون شهدا و ارزش های انقلاب اسلامی بودند و جانثار مکتب امام راحل (ره) و ائمه اطهار (ع) .

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا  به نقل از ازناو ، در طول هشت سال دفاع مقدس شهر فرهنگ وادب خلخال به هفت سردار دلاور خود همچنان می بالد سردارانی که پاسدار خون شهدا و ارزش های انقلاب اسلامی بودند و جانثار مکتب امام راحل (ره) و ائمه اطهار (ع) .

سرداران شهید منصور لطیفی، شهید عزیز الله قطبی ، شهید عمران پستی شهید خدمتعلی رجبی ، شهید علی نظرزاده ، شهید شهرام جعفری ، شهید قنبر ابراهیمی نمایه های افتخار مردم شهرستان خلخال هستند.

اینک این سروقاومتان ایثارو شهادت در میدان جانبازان شهرمان خلخال نظاره گر ما هستند یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

 خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : سرداران خلخال، شهدای خلخال، بسیج هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

محسن رضایی صفحه شخصی خود در اینستاگرام را با ارسال مطلبی درباره‌ی شهید ابراهیم همت به روز کرد.

اینستاپست محسن رضایی/ اولین شهیدی که در جنگ لقب سیدالشهدا گرفت که بود؟به گزارش خبرنگار حوزه سیاسیون گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ محسن رضایی صفحه شخصی خود در اینستاگرام را با متنی درباره شهید ابراهیم همت به روز کرده است.

رضایی در پست جدید خود توضیح می‌دهد: اولین کسی که در جنگ لقب سیدالشهدا گرفت شهید ابراهیم همت بود.

در ادامه متن و تصویر ارسالی محسن رضایی را مشاهده می‌کنید :

" در عملیات خیبر در یکی از سخت ترین شرایط حاج ابراهیم را خواستم. نیروهایی که باید از جزیره جنوبی می‌گذشتند و می‌آمدند از پشت طلائیه حمله می‌کردند و دروازه‌اش را باز می‌کردند، نتوانسته بودند کار را تمام کنند یا اصلاً پیش ببرند.
به حاج همت گفتم: «این کار را تو باید انجام بدهی. مشکلش این بود که نیروهایش نسبت به آن منطقه توجیه نبودند و وقت طولانی می‌خواست. آمادگی هم نداشت. خودم هم این را می‌دانستم. منتها ما هم نمی‌توانستیم هیچ نیرویی را غیر از لشکر ۲۷حضرت رسول به آنجا وارد کنیم. زمان ما هم كمتر از بیست و چهار ساعت بود وگرنه جزیره را ازدست می‌دادیم.
نگاهی به من کرد. در آن نگاه، حرفها نهفته بود.
پرسید: «واقعا باید اینجا عمل کنم؟ »
به او گفتم: «بله. باید حتماً عمل کنی» اگرچه چند نفر از فرماندهان دیگر نتوانسته بودند از آنجا بگذرند. او رفت، عمل کرد و جزیره حفظ شد ولی چند روز بعد خبر رسید که شهید شده است.
اولین باری که در جنگ به کسی عنوان «سید الشهدا» دادند در همین جزیره خیبر و به حاج ابراهیم همت بود. "


اینستاپست محسن رضایی/ اولین شهیدی که در جنگ لقب سیدالشهدا گرفت که بود؟

خادم  شهدا:منوچهرشریفی هشجین




نوع مطلب :
برچسب ها : سیدالشهدا، ابراهیم همت، بسییج هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

در هیاهوی بازی ایران ـ اسپانیا

۲ مرزبان هنگ مرزی زابل شهید شدند

خبرگزاری فارس: ۲ مرزبان هنگ مرزی زابل شهید شدند

شب گذشته همزمان با بازی ایران ـ اسپانیا در درگیری مرزبانان با اشرار، استوار دوم محسن شهرکی و سرباز جلال بهبودی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

به گزارش خبرگزاری فارس از زاهدان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهدای ناجا، درگیری شب گذشته مرزبانان با اشرار منجر به شهادت دوتن  ازآنان شد.

شب گذشته مرزبانان هنگ مرزی زابل، واقع در سیستان و بلوچستان گروهان تاسوکی، پاسگاه تپه طالب خان، همزمان با بازی ایران اسپانیا با افراد و اشرار مسلح درگیر شده که مانع ورود آنها به خاک کشور شدند.

در این درگیری دو نفر از مرزبانان استوار دوم محسن شهرکی و سرباز جلال بهبودی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

همچنین سه نفر از مرزبانان مجروح شدند.


خادم شهدا:منوچهرشریفی هشجین



نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای مرزبانی، هنگ مرزی ناجا، همزمان با، فوتبال ایران اسپانیا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تماس با ما
وصیت شهدا

GET_COKD

مهدویت امام زمان (عج)



در این وبلاگ
در كل اینترنت
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو