به یادشهدا111
من فقط سربازم پیام سردارشهیدعمران پستی
درباره وبلاگ


زنده نگهداشتن یادونام شهدا کمتر ازشهادت نیست [حضرت آقا ]
سردار_سلیمانی: باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
مثل شهدا بودن سخت نیست
مثل شهدا ماندن سخته
راه ‌شهدا یعنی...
نگهداشتن آتش در دستانت .هدف زنده نگه داشتن یاد شهداست تمام شهدایی که برای ایران جنگیدن شهدای ایران ؛انقلاب ؛حرم ؛وطن
کار برای خداست اگر ایرادی درمطالب هست ازراهنماییتون ممنون میشم
.تشکر ازدوستان بابت همکاری آقایان داریوش اطیابی نصرتی ایزدیار بابایی غلامی منامن __خادم شهدامنوچهرشریفی هشجین
به یادشهیدسردارعمران پستی .سردارمجیدکلانتری

مدیر وبلاگ : منوچهر شریفی هشجین
نظرسنجی
سلام نظر خود رانسبت به وبلاگ اعلام نمایید




‌زمانے ڪہ جلسہ برگزار مے شد سر ساعت ڪہ مے شد در را مے بست. 
اگر ڪسے ۱۰ دقیقہ دیر مے آمد راهش نمے داد؛ مے گفت: همان پشت در بایست.
‌بعد از جلسہ هم با توپ و تشر عصبانے مے رفت سراغش و مے گفت: وقتے توے جلسہ ۱۰ دقیقہ دیر مے آیے لابد در عملیات هم مے خواهے بہ دشمن بگویے ۱۰ دقیقہ صبر ڪن بروم آمادہ بشوم بعد بیایم بجنگیم.
‌این ڪہ نمے شود این نیروها زیر دست ما امانت اند مے خواهے این جور نگہ شان دارے؟‌


خدایا! میدونم که بنده ی خوبی برای تو نبودم ولی به خودت قسم 


دلم تو رو میخواست که با تو انس و الفت گیرم و لذت ببرم...


.میخواستم با تو دوست و رفیق گردم و فقط در آغوش تو باشم و تو را ببوسم،



 میخواستم فقط و فقط تو بر من ترحم کنی و دست نوازش بر سرم بکشی..


محمدابراهیم همت« فرمانده لشگر27محمدرسول الله»    

 روحش شادویادش گرامی


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
‌ خیره شده بود به آسمان حسابی رفته بود توی لاک خودش...
بهش گفتم: «چی شده محمد؟» انگار که بغض کرده باشه، 
گفت: بالاخره نفهمیدم ارباً اربا یعنی چی؟ 
میگن آدم مثل گوشت کوبیده میشه یا باید بعد از عملیات کربلای ۵ برم کتاب بخونم یا همین جا توی خط مقدم بهش برسم...
.
توی بهشت زهرا که می خواستند دفنش کنند، دیدمش؛ جواب سوالش رو گرفته بود با گلوله توپی که خورده بود به سنگرش، ارباً اربا شده بود مثل مولایش حسین علیه السلام 
خاطره ای از 
شهید_دکتر_سیدمحمد_شکری



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
روایت شهید علی صیاد شیرازی از شب عملیات مرصاد:

شبانه خودم را با یک فروند هواپیمای فالکون، به کرمانشاه رساندم و صحنه پیشروی دشمن را از نزدیک مشاهده کردم و متوجه اوضاع شدم. چنان جو پریشانی و اضطراب در مردم ایجاد شده بود که سراسیمه از خانه بیرون آمده بودند. 
وقتی که به منطقه مسلط شدیم، طرح به دام انداختن کاروان منافقان را ریختیم. آنان باید با خیال راحت تا تنگه چهارزبر می‌آمدند که در ۳۴ کیلومتری کرمانشاه بود. در آن تنگه باید خلبانان هوانیروز از عقب و جلو راه را برکاروان می‌بستند و... طرح که آماده شد، با فرمانده پایگاه هوانیروز تماس گرفتم و خواستم آماده عملیات باشند.
صبح روز پنجم مرداد عملیات مرصاد با رمز یا علی آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمی برای یاران صدام برپا شد که زمانی برای پشیمانی نمانده بود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()












نوع مطلب :
برچسب ها : شهدای بسیج، صیادشیرازی، عملیات مرصاد، شهدای هشجین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تماس با ما
وصیت شهدا

GET_COKD

مهدویت امام زمان (عج)